رحلت امام ۳

ادامه از رحلت امام ۲

125px

صبح روز ۱۶/خرداد/۶۸ ابتدا تصمیم داشتم با محمدآقا به مصلی جهت نماز بروم که بعد تصمیم گرفتیم به بهشت زهرا برویم و لذا حدود ساعت ۷ از خانه راه افتادیم. چون ماشین گیرمان نیامد به خانه برگشته و ماشین دایی علی را برداشته و به طرف میدان ۷ تیر راه افتادیم. تصمیم گرفتیم در مسیر تشییع قرار بگیریم و پس از مقداری مشایعت جنازه مبارک امام به خانه برگشته و ادامه مراسم را از تلویزیون شاهد باشیم و با گزارشهای رادیوئی دنبال کنیم. ماشین را جلوی خانه راحله پارک کرده و به روی یکی از پلهای هوایی عابرین پیاده خیابان کریمخان رفتیم. البته ساعت حدود ۷و ۵۰ دقیقه که از خیابان کریمخان به طرف میدان ۷ تیر با ماشین گذشتیم فقط تعداد کمی از عزاداران در میدان نشسته بودند و کنار خیابان و روی ساختمانهای مجاور مامورین انتظامی مشاهده میشدند.

ساعت ۸و ۵ دقیقه که به خیابان کریمخان رسیدیم حرکت خیل جمعیت از مسیر تشییع شروع شده بود و همچون رودی خروشان از خیابان جمعیت عبور میکرد. ساعت ۸و ۲۰ دقیقه آقای حسینی مجری برنامه اخلاق خانواده را در حال عبور از خیابان و در حال عزاداری دیدیم. ساعت ۸و ۳۵ دقیقه آقای قرائتی در حال عبور بودند. مردم شعارهای زیادی در حمایت از آیت ا… خامنه ای و ادامه راه حضرت امام میدادند و با آه و ناله و ضجه و فغان و سوز دل و درد هجران و از مصیبت جانکاه چون شمع میسوختند و میگریستند. با خود فکر کردم که چرا از دنیا عبرت نمیگیریم؟ چرا در زمان حیات این بزرگ مرد چون پروانه گرد شمع وجودش نگردیدیم؟ این تجلیل و این تشییع غیر قابل باور و تصور را شاهد بودیم و خبرنگاران و عکاسان در حال تهیه فیلم و گزارش و عکس بودند که

“آب دریا را اگر نتوان کشید

هم به قدر تشنگی باید چشید”

ما که منتظر عبور ماشین حامل پیکر مطهر امام بودیم خبر یافتیم که جنازه قبلا از محل عبور کرده و لذا ساعت ۱۰ به میان جمعیت رفته و مقداری با عزاداران همراه شدیم و سپس به خانه راحله رفته و از تلویزیون شاهد این عظمت بودیم. به خانه خاله برگشته و ادامه مراسم را از طریق تلویزیون دنبال کردیم که البته در حال پخش گزارش مستقیم از بهشت زهرا بود که به علت نقص فنی ای که بدلیل ازدحام فراوان جمعیت پیش آمده بود، صدا نداشت و فقط تصویر بود. برنامه رادیو را میشنیدیم که مجریان و گزارشگران آن صحنه تجلیل را از طریق تلویزیون در بهشت زهرا میدیدند و برای شنوندگان تشریح میکردند که تلویزیون نیز به دلیل اینکه هنوز نقص فنی وجود داشت صدای “صدای جمهوری اسلامی” را همراه با تصویر ارسالی از واحد مستقر در صحن مطهر امام در بهشت زهرا پخش میکرد که در این لحظه در واقع ۴ شبکه صدا و سیما گزارش یکسانی را گزارش میکردند.

حدود ساعت ۱۱و نیم بود که تلویزیون اعلام کرد پیکر پاک و طاهر حضرت امام به مجاورت بهشت زهرا رسید. البته ستاد تدفین و تشییع و عزاداری طبق اعلامیه ای اعلام کرد که به دلیل ازدحام جمعیت احتمالا تدفین امروز انجام نمیشود. ساعت حدود ۴و ۴۵ دقیقه پس از چندین بار نشست و برخاست هلیکوپترها و با کمک نیروهای انتظامی که محوطه تدفین علیرغم قرار دادن کانتینرها در اطراف آن شلوغ بود مقداری خلوت شد که هلیکوپتر حامل حضرت امام به زمین نشست و پیکر پاک امام را به خاک سپردند. البته قبل از این یک بار دیگر هلیکوپتر به زمین نشسته بود که مردم با هجوم به تابوت امام کفن ایشان را به عنوان تبرک پاره کرده و بردند که البته خاکهای مرقد امام را نیز همراه میبردند. دایی حسین که از بهشت زهرا آمده بود میگفت که چقدر نان و کنسرو ماهی و شیر و مواد غذایی و آب و یخ آورده بودند و پخش میکردند.

 



۲ جواب برای “رحلت امام ۳”

  1. سلام
    با اجازه لینکتون کردم

    [پاسخ]

  2. […] کامنت گذاشته که لینکم کرده […]

دوستانی که نقد میکنند را بیشتر دوست دارم. لطفا اشکالاتم را بگویید تا من ازشما یاد بگیرم و افتخار شاگردی شما نصیبم شود. اگر موافق نظر شما باشم، دیگر پاسخی نمیدهم. اما اگر موافق نباشم یا نکته‌ای را برای تکمیل مطلب لازم به ذکر بدانم، حتما پاسخ را (بر اساس بند 11 مرامنامه) خواهم نوشت. در آنصورت خوشحال خواهم شد که نظر شما را در خصوص ادامه بحث هم بدانم. راستی اگر آدرس ایمیلتان را درست بنویسید؛ پاسخ، برایتان ایمیل میشود. ممنون