عباس

خوشگلی و مه جبینی، مایه ی فخر زمینی

پهلوان پهلوانان، پسر ام البنینی

پسرم تو نور عینی، پادشاه عالمینی

اما یادت باشه مادر، بلا گردون حسینی

زندگی بی تو مماته، اشک تو آب حیاته

دشمن از تو در هراسه، خون حیدر تو رگاته

ای که بر عالم امیری، به عشق حسین اسیری

شنیدم تو دشت غربت، بی کس و تشنه می میری

دل من به غم اسیره، چشم تو زخمی تیره

تشنه لب کنار دریا، مادرت برات بمیره

از غم و غصه رهیدم، اینچنین تو رو که دیدم

پیش زهرا بانوی من، کرده ای تو رو سفیدم

One Reply to “عباس”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *