خرد جمعی/قواعد بازی وبلاگی؟

۰- چندی پیش در بین چند توصیه برای وبلاگنویسی خواندم که کوتاه بنویسید ولی مطالب مهم را مفصلتر بنویسید! لطفا کمی تحمل را چاشنی خواندن این پست کنید.
۱- چند روز پیش به یاد یکی از شعارهای محوری تبلیغات انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد افتادم: ما می توانیم. چند مصداق برای عدم توانایی ایشان در عملی کردن برخی از شعارهایش در ذهنم مجسم شد و به سرعت نور این سوال در ذهنم نقش بست: چه میشد اگر میتوانستیم لیستی از ناتوانیهای عملکردی منتخبین مردم و یا قولهایی که معمولا کاندیداها در زمان انتخابات میدهند و (با سوء استفاده از فراموشی و مشغولیات ذهنی مردم) بدانها عمل نمی‌کنند، تهیه کنیم؟! آیا این موج پیگیری مطالبات و زیر ذره‌بین بودن مسئولان در درازمدت بعنوان یک زمینه فرهنگی باعث جلوگیری از خالی‌بندی کاندیداها و در نهایت موجب عدم یاس و ناامیدی و بی‌تفاوتی مردم نخواهد شد؟!
۲ – با بازی‌های وبلاگی آشنایی نداشتم. تا آنموقع فقط به یک بازی دعوت شده بودم و اجابتم هم بدین گونه بود. هیچ زمینه ذهنی برای راه‌اندازی بازی نداشتم ولی با همان سرعت نور و ناخودآگاه بعنوان یک راه حل جالب برای تهیه لیست مذکور، دعوت به یک بازی وبلاگی از ذهنم گذشت و بدون بررسی بیشتر در مورد پیش‌نیازهای لازم و چند و چون ماجرا و همچنین بدون بررسی سوابق و قواعد اینگونه بازیها و میزان عمق یا استقبال از آنها شروع کردم.
۳- پس از گذشت ۶ روز، از پیشنهاد این بلاگر برای بازی بازی نکنیم و استقبال پسر فهمیده مطلع شدم.
۴- پس از اطلاع از این پیشنهاد پزشکی دیگر باز هم به همان راه حل ایجاد بمب اینترنتی با استفاده از بازی روی آوردم.
۵- امروز (دیروز) پس از خواندن این پست و نوشتن این کامنت (فکر میکنم بهتره اول قوانین و قواعد بازی در وبلاگستان را مدون کنیم و اگر هست از آن آگاه شده و بدان پایبند باشیم) و با آسودگی خیال ناشی از اتصال ADSL، فرصتی یافتم تا در زمینه سابقه بازیهای وبلاگی جستجو کنم. با بررسی ۱۱ صفحه اول نتایج جستجو در گوگل، به این اطلاعات دست یافتم:
الف- اواخر شهریور ۸۵ – اولین موج بازی‌گونه، در وبلاگستان فارسی (بدون استفاده از عنوان بازی) ظاهرا توسط ایمان و قبل از اینجا شروع شده (نهضت افتخارات همچنان ادامه دارد). گرچه در آن مقطع من بسیار کم با اینترنت کار میکردم ولی جسته گریخته چیزهایی در مورد این به اصطلاح نهضت شنیدم و یادم هست که کار بجایی رسید که ایمان کمی دلخور (به اصطلاح خودش، متحول) شد.
ب- ۲۹ آذر ۸۵ – اولین بازی رسمی در وبلاگستان فارسی را این بلاگر و از اینجا شروع کرده (بازی “يلدا در وبلاگستان”).
ج- فروردین ۸۶ – ظاهرا پس از آن بازی ۵ گانه های آرزو و ترس هم شروع شده (نمونه).
د- اردیبهشت ۸۶ – و احتمالا بازی کتابهایی که دوست دارم بازی بعدی بوده (نمونه). میتوان گفت تقریبا بازیهای تاثیر گذارترین و ما می‌توانیم با هم شروع شدند و به فاصله چند روز، بازی بازی نکنیم (به شرح بند ۳) شروع شد.
ه- خرداد ۸۶ – و پس از آن (با اطلاعات من – ناشی از جستجو در گوگل) ظاهرا این پست (مهاجرت به وردپرس) تا کنون، آخرین پیشنهاد برای بازی است!

۶- با توجه به بخشهایی از این مطالب ( + و + و + و + ) جمع‌بندی و پیشنهادات من به شرح زیر است:
I- اساس بازی (با هر محتوای منبعث از مسائل مبتلابه جامعه اعم از اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، طنز و …) فی‌نفسه بسیار خوب و برای ایجاد هیجان و نشاط در وبلاگستان مفید است.
II- ساختار بازی: شروع کننده، محتوا یا موضوع را مشخص میکند – با چند بلاگر مکاتبه و از آنها برای شرکت در بازی موافقت و احیانا مشورت میگیرد – با ذکر نام بلاگرهای مذکور یا عنوان وبلاگ آنها (همراه با لینک) در پست شروع، از آنها برای ادامه بازی دعوت میکند.
III- هر کس که به بازی دعوت شد، در وبلاگ خود به موضوع بازی پرداخته و ضمنا لینکی به پست آغازگر بازی و پستی که در آن به بازی دعوت شده میدهد. همچنین دعوت شوندگان خود را -همانند آغازگر بازی- با ذکر نام یا عنوان وبلاگ (همراه با لینک) به ادامه بازی فرا میخواند و جهت اطلاع آنها ایمیلی به آنها ارسال میکند.
IV- در صورتی که مدعوین بعدی تمایلی به شرکت در بازی ندارند، با گذاشتن کامنت در پستی که دعوت شده‌اند، یا با ارسال ایمیل به دعوت کننده، او را مطلع می‌نمایند.
V- کسانی که به بازی دعوت نشده‌اند، میتوانند از بازیگران تقاضای دعوت کنند یا نظرات خود را در موضوع بازی زیر پستهای بازی کامنت کنند.

امیدوارم رعایت این قواعد که پشتوانه تجربی دارند، باعث رونق بازی‌های وبلاگی و جلوگیری از عقیم ماندن آنها شود. چنین باد!
در پایان شما را به خواندن مجدد این پست و این پست دعوت میکنم. با بررسی فوق مشخص گردید که بحمدالله -به رغم پیش‌بینی سلمان و به همت سایر وبلاگنویسان- پس از بازی یلدا وبلاگستان زمستان طولانی‌ای نداشت! اما همه باید بپذیریم که بدلیل عدم رعایت قواعد بازی، گرمای ایجاد شده ناشی از بازیهای بعدی، به اندازه گرمای تولید شده توسط بازی یلدا نبود!



۴ جواب برای “خرد جمعی/قواعد بازی وبلاگی؟”

  1. […] “ما میتوانیم“! آری فقط و فقط میتوانیم هی بگوییم ما میتوانیم! و دیگر […]

  2. […] و بس ! … عنوان مطلب رو که دیدم گفتم شاید در راستای «ما میتوانیم» خودم باشه! ۲- «ایران اکونومیست» در مطلبی تحت عنوان […]

  3. […] ۱-    بایستی ۵۰۰ هزار تومان به حساب یکی از اقوام تهرانی واریز کنم. گفته بود حساب سپهر و سیبا دارد. ۲۵۰ هزار تومان (چک پول) را از یکی از اقوام گرفته بودم و ۲۵۰ هزار تومان هم در حساب مهر کشاورزی داشتم. دیروز در کنفرانس که بودیم -هتلی بود و یک شعبه بانک اقتصاد نوین و همچنین خودپرداز هم داشت- به بانک مذکور مراجعه کردم و صورت مسئله را گفتم. راه حل پیشنهادی ایشان این بود که […]

  4. […] او گفتم: دکتر جان! هر بازی ای قواعدی دارد و ما بایستی قواعد بازی را بپذیریم. اگر کسی بخواهد از کامپیوتر استفاده کند و از […]

دوستانی که نقد میکنند را بیشتر دوست دارم. لطفا اشکالاتم را بگویید تا من ازشما یاد بگیرم و افتخار شاگردی شما نصیبم شود. اگر موافق نظر شما باشم، دیگر پاسخی نمیدهم. اما اگر موافق نباشم یا نکته‌ای را برای تکمیل مطلب لازم به ذکر بدانم، حتما پاسخ را (بر اساس بند 11 مرامنامه) خواهم نوشت. در آنصورت خوشحال خواهم شد که نظر شما را در خصوص ادامه بحث هم بدانم. راستی اگر آدرس ایمیلتان را درست بنویسید؛ پاسخ، برایتان ایمیل میشود. ممنون