نگرانی

یکی از دوستان بنام “جلال” کامنتی نوشته و در اون ابراز نگرانی کرده که نکنه من نتونم اونجور که باید حق وبلاگو بجا بیارم !اولا از ایشون تشکر میکنم و براشون آرزوی موفقیت

دوما حقیقت اینه که همونطور که قبلا گفتم خیلی وقت بود می خواستم وبلاگ درست کنم اما نگران این مسائل بودم :

۱- دوست نداشته و ندارم که کاری رو شروع کنم و ناتمام بذارم . میترسیدم کار رو شروع کنم ولی نتونم ادامه بدم اما الآن تقریبا مطمئنم که اینطور نمیشه “البته اگه خدا بخواد”

یادمون نره که : هر چه تو خواهی نه آن میشود هرچه خدا خواست همان میشود

۲- فرصت نداشته باشم به اندازه ای که لازمه وقت بذارم . خوشبختانه الآن شرایطی پیش اومده که این نگرانی رفع شده و امیدوارم بعدا هم شرایطی عکس این پیش نیاد!

۳- کمی از مسائل فنی ترس داشتم که خوشبختانه با امکانات “بلاگفا” حله ! لازم میدونم از مسئولین و دست اندرکاران این سایت تشکر کنم و امیدوارم کار اونا هم ادامه دار باشه



دوستانی که نقد میکنند را بیشتر دوست دارم. لطفا اشکالاتم را بگویید تا من ازشما یاد بگیرم و افتخار شاگردی شما نصیبم شود. اگر موافق نظر شما باشم، دیگر پاسخی نمیدهم. اما اگر موافق نباشم یا نکته‌ای را برای تکمیل مطلب لازم به ذکر بدانم، حتما پاسخ را (بر اساس بند 11 مرامنامه) خواهم نوشت. در آنصورت خوشحال خواهم شد که نظر شما را در خصوص ادامه بحث هم بدانم. راستی اگر آدرس ایمیلتان را درست بنویسید؛ پاسخ، برایتان ایمیل میشود. ممنون