<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>با اینترنت &#187; استادها</title>
	<atom:link href="http://www.midinternet.com/category/teacher/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.midinternet.com</link>
	<description>به امید روزی که هر ایرانی حداقل یک وبلاگ داشته باشد!</description>
	<lastBuildDate>Tue, 07 Feb 2012 04:21:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=</generator>
		<item>
		<title>پیشنهاد احمد منتظری به آیت‌الله خامنه‌ای برای مذاکره با موسوی و کروبی</title>
		<link>http://www.midinternet.com/6791</link>
		<comments>http://www.midinternet.com/6791#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 05 Jan 2012 18:41:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[استادها]]></category>
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.midinternet.com/?p=6791</guid>
		<description><![CDATA[احمد منتظری در دومین نامه اش به رهبر ایران به مشکلات جاری در کشور اشاره کرده است احمد منتظری، فرزند آیت الله منتظری به بی‌بی‌سی فارسی گفته است: &#8220;آقایان موسوی و کروبی واقعا دوست این نظام هستند، باید از این موقعیت استفاده کرد و حتی با آنها مشورت کرد. الان واقعا می شود جلسه ای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>احمد منتظری در دومین نامه اش به رهبر ایران به مشکلات جاری در کشور اشاره کرده است</p>
<p>احمد منتظری، فرزند آیت الله منتظری به بی‌بی‌سی فارسی گفته است: &#8220;آقایان موسوی و کروبی واقعا دوست این نظام هستند، باید از این موقعیت استفاده کرد و حتی با آنها مشورت کرد. الان واقعا می شود جلسه ای با حضور مقام رهبری و آقایان موسوی و کروبی تشکیل داد و مسائل را حل کرد.&#8221;</p>
<p>آقای منتظری در مورد نامه‌ای که امروز چهارشنبه ۱۴ دی ماه خطاب به آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران، منتشر کرده است، گفت: &#8220;فقط امیدوارم که کسانی مثل مقام رهبری و افرادی که برای جمهوری اسلامی زحمت کشیده اند و خودشان به زندان و تبعید رفته اند، راهی را که به اصلاحات نزدیکتر است انتخاب کنند و خدای نکرده کار به جایی نرسد که بعضی به فکر براندازی بیفتند&#8221;.</p>
<p>نامه مذکور که در سایت آیت الله منتظری منتشر شده، دومین نامه سرگشاده ای است که از سوی احمد منتظری خطاب به رهبر ایران منتشر می شود.</p>
<p>آقای منتظری با اشاره به این که ایران در حال حاضر در انزوا قرار گرفته است، گفت که رهبران این کشور باید اختلاف نظرها را کنار بگذارند و اظهار امیدواری کرد که برای خارج شدن از این انزوا، اتحاد و همدلی بین مردم ایجاد شود.</p>
<p>او در بخشی از نامه دومش به رهبر ایران گفته است &#8220;لحن نامه های سرگشاده ارسالی برای شما تند و تند تر می شود و راهی که آغاز شده ممکن است به شکسته شدن هنجارهای سیاسی و حتی هنجارهای اجتماعی و اخلاقی بینجامد که خسارتی جبرانی ناپذیر است و برای پیش گیری از آن باید بی درنگ اقدام نمود.&#8221;</p>
<p>احمد منتظری اطمینان داده که آزاد کردن زندانیان سیاسی، دلجویی و عذرخواهی از آنها و جبران خسارات باعث &#8220;سوءاستفاده&#8221; کسی نخواهد شد و تاکید کرده که این &#8220;کم هزینه ترین راه خروج از بحران است.&#8221;</p>
<p>آقای منتظری در این نامه همچنین افزوده بسیاری از زندانیان سیاسی که اکنون در زندان هستند &#8220;اشخاص شریفی هستند که موارد اتهام آنها از مصادیق بارز امر به معروف و نهی از منکر است و شایسته نیست که انجام وظیفه شرعی در نظام اسلامی مصداق جرم باشد.&#8221;</p>
<p>احمد منتظری در تاریخ ۱۳۸۹/۱۲/۷ نامه دیگری به رهبر ایران نوشته بود.</p>
<p>او در این باره که آیا تاکنون پاسخی برای آن نامه دریافت کرده است یا خیر به بی بی سی فارسی گفت که هر چند تاکنون جوابی دریافت نکرده اما معتقد است که نوشتن این گونه نامه ها در مجموع در تصمیم گیری ها تاثیر خواهد داشت.</p>
<p>تاکنون شماری از چهره های سیاسی ایران نامه هایی به آیت الله خامنه ای نوشته و در آن به وضعیت جاری در ایران انتقاد کرده اند.</p>
<p><span style="color: #0000ff;">منبع: بی بی سی</span></p>
<p>متن کامل نامه آقای احمد منتظری به شرح زیر است:</p>
<p>باسمه تعالی</p>
<p>حضرت آیت الله آقای خامنه‌ای رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران</p>
<p>پس از عرض سلام؛ با این‌که نامه قبلی این‌جانب به جنابعالی در تاریخ ۷/۱۲/۱۳۸۹ بی‌جواب ماند، ولی بر حسب وظیفه شرعی و ملّی لازم می‌دانم نکاتی را به استحضار برسانم:</p>
<p>۱- وضعیت تحوّل خاورمیانه و خطراتی که کشور عزیزمان را تهدید می‌کند بر جنابعالی پوشیده نیست و لابد بر این باور نیستید که ایران در این امور استثناء است.</p>
<p>۲- تجربه‌ای که از رژیم گذشته و هم اکنون در ایران و سایر کشورها، با هزینه‌های فراوان مادی و معنوی به جای مانده این است که فشار، زندان، حصر و تبعید منتقدان نمی‌تواند مانع حرکت مردم گردد. قبول دارید که تجربه دوباره این موارد برخلاف درایت و عقلانیت است. و حتماً به یاد دارید که در سال ۱۳۵۷ در تبعیدگاه جیرفت وقتی اخبار ساعت ۱۴ رادیو اعلام کرد که سینما رکس آبادان آتش گرفت و تعدادی از هم‌وطنان در آتش سوختند یکی از علمای بزرگوار تبعیدی با نا‌امیدی گفت: «دیگر تمام شد»؛ دقیقا یادم هست که جنابعالی بلافاصله فرمودید: «چی تمام شد؟ تازه شروع شد». و همان شد که شما گفتید، یعنی فشار زیادتر بر مردم باعث مقاومت بیشتر آنان گردید و شش ماه بعد نتیجه داد. امام علی(ع) خطاب به حاکم فارس می‌فرماید: «الحیف یدعو الی السیف»؛ فشار و ستم، مردم را دست به شمشیر می‌کند.</p>
<p>۳- چندی است که لحن نامه‌های سرگشاده ارسالی برای شما تند و تندتر شده است. راهی که آغاز شده ممکن است به شکسته شدن هنجارهای سیاسی و حتی هنجارهای اجتماعی و اخلاقی بینجامد که خسارتی جبران‌ناپذیر است و برای پیش‌گیری از آن باید بی‌درنگ اقدام نمود. فریاد زدن کسی که مورد ظلم قرار گرفته بسیار طبیعی است، «لا‌یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ»؛ باید با علت مبارزه کرد تا مسائل به شکل اساسی حل گردد. جنابعالی اگر نویسندگان نامه‌ها را دوست خود می‌دانید به آنان اعتماد کنید و درصدد اصلاح برآیید که امام صادق(ع) فرمود: «احبّ اخوانی الیّ من اهدی عیوبی الیّ»؛ و اگر آنان را دشمن می‌دانید بهترین روش، خلع سلاح دشمن است. اشکالاتی را که مطرح می‌کنند رفع نمایید تا آنان نتوانند مطرح کنند؛ از زندانیان بی‌گناه می‌گویند، آزادشان کنید. از خفقان می‌گویند، آزادی بیان را رسماً اعلام و بر آن تأکید نموده و به آن ملتزم باشید. از سخت‌گیری نسبت به مخالفان سیاسی می‌گویند، احزاب و فعالیت حزبی را آزاد نمایید. چرا باید فعالیت احزابی مثل نهضت آزادی، مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت ممنوع باشد؟ آزادی فعالیت آنان موجب آبروی نظام جمهوری اسلامی خواهد بود. این احزاب آیینه‌اند، چهره خود و نظام را می‌توانید در آن ببینید؛ این حداقل انتظار از جنابعالی است. نجات نظام از فروپاشی و حفظ کشور عزیزمان ایران از ویرانی و تجزیه، بیش از همه، وظیفه شماست؛ با این اقدامات شما می‌توانید رهبران دیگر کشورها را نیز به مسیری درست هدایت کنید.</p>
<p>۴- مردم شریف ایران بسیار نجیب و قدرشناس‌اند. آزاد نمودن زندانیان سیاسی، دلجویی و عذرخواهی از آنان و جبران خسارات وارده، باعث سوء استفاده نخواهد شد بلکه کم‌هزینه ترین راه خروج از بحران است. جابجایی مسئولین افراطی، خشن و هتاک با افرادی معتدل، متدین و عاقل می‌تواند تکمیل کننده این تصمیم تاریخی باشد. بسیاری از زندانیان سیاسی که اکنون دربند می‌باشند اشخاص شریفی هستند که موارد اتهام آنان از مصادیق بارز امر به معروف و نهی از منکر است؛ شایسته نیست که انجام وظیفه شرعی در نظام اسلامی مصداق جرم باشد. استاد اساتید شما مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی می‌فرمود: «مرد آن است که از حرفش برگردد»؛ اکنون که ابتکار عمل با شماست بیایید در مسیر حرکت نظام تجدید نظر کنید و روح امید را در مردم بدمید. صلح و صفایی که در بین مردم و به خصوص در میان خانواده‌ها بر اثر این اقدام شما به وجود خواهد آمد، در تاریخ برای جنابعالی یادگاری ارزشمند و فراموش نشدنی ایجاد خواهد کرد و آثار مادی و معنوی آن در نسل‌های آینده هم باقی خواهد ماند. افتخار نهادینه کردن فرهنگ گذشت و آشتی به جای فرهنگ قهر و انتقام را می‌توانید به نام خود ثبت کنید؛ پیامبر اکرم(ص) فرمود: «من سنّ سنّه حسنه فله اجرها و اجر من عمل بها الی یوم القیامة».</p>
<p>۵- استاد من و شما، مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری، همیشه امیدوار بودند که با یک تحوّل ناگهانی، مسئولین نظام جمهوری اسلامی منقلب شوند و راه ملاطفت و مدارا با مردم را پیش گیرند؛ وقتی این امید را مطرح می‌کردند بعضی می‌گفتند: «تا حال کدام حاکمی تغییر روش داده است که شما چنین انتظاری دارید؟» ایشان می‌فرمود: «این آقایان یعنی متدین‌اند، بعضی‌هایشان اهل نماز شب هستند.»</p>
<p>امیدوارم این امید ایشان، که آرزوی بسیاری از دوستان کشور و نظام است، جامه عمل بپوشد.</p>
<p>والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.</p>
<p>۱۳۹۰/۱۰/۱۴</p>
<p>احمد منتظری:</p>
<p><span style="color: #0000ff;">منبع: کلمه</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.midinternet.com/6791/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>کار نکن!</title>
		<link>http://www.midinternet.com/6600</link>
		<comments>http://www.midinternet.com/6600#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 Oct 2011 07:18:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[استادها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.midinternet.com/?p=6600</guid>
		<description><![CDATA[همکاری داشتیم در پتروشیمی اراک میگفت: کار نکن، چیزی هم نخواه !!! یادش بخیر]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همکاری داشتیم در پتروشیمی اراک</p>
<p>میگفت: کار نکن، چیزی هم نخواه !!!</p>
<p>یادش بخیر</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.midinternet.com/6600/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برنامه قرائت قرآن</title>
		<link>http://www.midinternet.com/6342</link>
		<comments>http://www.midinternet.com/6342#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 01 Aug 2011 04:00:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[مهمات]]></category>
		<category><![CDATA[استادها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.midinternet.com/?p=6342</guid>
		<description><![CDATA[&#8220;همه برایم دست تکان دادند، اما کم بودند دستانی که تکانم دادند! به حرمت تاثیری که بر همه‌ی فرزندان سرزمینت داشته و داری، هفته‌ات از امروز تا همیشه مبارک.&#8221; این، متن پیامکی بود که ۱۰ اردیبهشت ۹۰ یکی از دانشجویانم برایم فرستاد. در سالهای اول یا دوم راهنمایی، معلم دینی و قرآنمان مرا میشناخت. یادش [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>&#8220;همه برایم دست تکان دادند، اما کم بودند دستانی که تکانم دادند! به حرمت تاثیری که بر همه‌ی فرزندان سرزمینت داشته و داری، هفته‌ات از امروز تا همیشه مبارک.&#8221; این، متن پیامکی بود که ۱۰ اردیبهشت ۹۰ یکی از دانشجویانم برایم فرستاد.<br />
در سالهای اول یا دوم راهنمایی، معلم دینی و قرآنمان <a href="http://site.midinternet.com/about">مرا</a> میشناخت. یادش بخیر. فامیل یکی از همدهاتیهایمان بود. او میدانست که پدربزرگم روحانی است. یک روز (به اصطلاح بخشی از پیامک فوق) تکانم داد. او گفت: تو که نوه آخوندی، تا به حال چند بار قرآن را ختم کرده‌ای؟<br />
تکان خوردم! با خود فکر کردم و دریافتم که هیچ! تصمیم گرفتم برنامه‌ای برای قرائت و ختم قرآن داشته باشم. خب، در آن ایام در خانه پدربزرگم که امام جماعت مسجد بود زندگی میکردم و پدربزرگم در مسجد جلسات آموزش و قرائت قرآن برپا میکرد و من هم تقریبا مرتب شرکت میکردم. یکی از توصیه‌های ایشان قرائت بیشتر قرآن در ماه مبارک رمضان (ماه نزول قرآن) بود. مخصوصا میگفت برنامه بذارید و مقید کنید خود را به خواندن روزی یک جزء در ماه مبارک که منجر به یک ختم قرآن شود. البته خودش در ماههای رمضان حداقل ۴ بار قرآن را ختم میکرد. مخصوصا که با <a href="http://www.midinternet.com/335">کربلایی کاظم ساروقی</a> هم حشر و نشری داشته بود.<br />
مدتی بعد برنامه ۲ بار ختم قرآن در سال را بدین گونه تنظیم کرده بودم و اجرا میکردم: یک ختم قرآن در ماه رمضان (روزی یک جزء) – یک ختم در بقیه روزهای سال (صبحها، بعد از نماز صبح ۲ صفحه)<br />
اوایل، در ماه رمضان، روزی یک جزء را همراه با برنامه‌های قرائت قرآن رادیو یا تلویزیون میخواندم. اغلب این برنامه‌ها، یک جزء را در عرض ۱ ساعت میخوانند. از وقتی روخوانی و روانخوانی‌ام قوی‌تر شد، خودم میخوانم که اخیرا زمان قرائت یک جزء، حداکثر ۲۰ دقیقه طول میکشد.<br />
قرآنهایی که اخیرا چاپ میشوند، اغلب حدود ۶۰۰ صفحه دارند که اگر روزی ۲ صفحه بخوانید، در طی حدود ۳۰۰ روز ختم میشوند. سال قمری ۳۵۴ روز است. ۳۰ روز رمضان را که کم کنید، میماند ۳۲۴ روز که میشود ۳۰۰ روز آن را به قرائت قرآن (روزی ۲ صفحه) اختصاص داد که منجر شود به یک ختم قرآن.<br />
چند سالی بود که موفق به اجرای برنامه ختم دوم قرآن نمیشدم. اخیرا برنامه دیگری تنظیم کرده‌ام و آن اینکه از اوقات خالی پای کامپیوتر و با استفاده از <a href="http://tanzil.net/">این سایت</a>، بیشتر برای قرائت قرآن استفاده کنم. برنامه جدید را <a href="http://www.midinternet.com/6302">مدتیست</a> شروع کرده‌ام که تا کنون به صفحه ۱۰۷ قرآن رسیده‌ام. با این برنامه، تا کنون موفق شده‌ام  به طور متوسط روزانه بیش از ۲ صفحه بخوانم. این برنامه، قابل اجرا به صورت موازی با برنامه ماه رمضان نیز هست! برنامه پیشنهادی شما چیست؟<br />
راستی این را هم بگویم که از قرآنها یا سایتهای اینترنتی دارای ترجمه استفاده میکنم و ترجمه آیاتی که نمیدانم را نیز میخوانم!<br />
هدف از این نوشتار تعریف از خود نیست که انتقال تجربه است. امید که دوستان دیگر نیز پیشنهادات و تجربه خود منعکس نمایند تا استفاده کنیم!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.midinternet.com/6342/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ارزش مدرک فوق لیسانس؟</title>
		<link>http://www.midinternet.com/6294</link>
		<comments>http://www.midinternet.com/6294#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 02 Jul 2011 17:51:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[استادها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.midinternet.com/?p=6294</guid>
		<description><![CDATA[جناب آقای دکتر جاهد با سلام و عرض ارادت عکس ضمیمه (فوق) را روز ۴ تیرماه ۹۰ که به دانشگاه علم و صنعت آمده بودم، برای اصلاح دانشنامه فوق لیسانسم با هم در دانشکده ریاضی گرفتیم که توسط ایمیل میفرستم ضمنا یادم نرود که در همان روز این درس را نیز از شما گرفتم که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.midinternet.com/wp/wp-content/uploads/2011/07/Photo-0100.jpg"><img class="alignnone size-medium wp-image-6295" title="Photo-0100" src="http://www.midinternet.com/wp/wp-content/uploads/2011/07/Photo-0100-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" /></a></p>
<p>جناب آقای دکتر جاهد<br />
با سلام و عرض ارادت</p>
<p>عکس ضمیمه (فوق) را روز ۴ تیرماه ۹۰ که به دانشگاه علم و صنعت آمده بودم، برای اصلاح <a href="http://www.midinternet.com/5452">دانشنامه فوق لیسانسم</a><br />
با هم در دانشکده ریاضی گرفتیم<br />
که توسط ایمیل میفرستم<br />
ضمنا یادم نرود<br />
که در همان روز این درس را نیز از شما گرفتم که<br />
<strong>این مدرکها چندان به درد نمیخورند!</strong></p>
<p>وقتی شما این را فرمودید<br />
من به فکر فرو رفتم<br />
حق با شماست<br />
اگر انسان بیشتر فکر کند، این مدرکها به تنهایی به درد نمیخورند<br />
با کمی تامل<br />
فرموده شما را تصدیق کردم</p>
<p><a href="http://www.midinternet.com/164">مدیر عاملی</a> داشتیم که میگفت: المجالس مدارس<br />
یعنی از هر مجلسی باید درسی گرفت<br />
و من این درس را آنروز در آن مجلس کوتاه مشترکی که با هم داشتیم<br />
و فاصله &#8220;مجازی&#8221; تا &#8220;دانشکده ریاضی&#8221; را قدم زنان طی کردیم<br />
از شما که حق استادی به گردنم دارید<br />
گرفتم</p>
<p>تا ابد خود را بنده و کوچک شما میدانم<br />
علی ع: من علمنی حرفا فقد صیرنی عبدا</p>
<p>هر زمانی<br />
هر امری<br />
داشته باشید<br />
در خدمتم</p>
<p>به امید دیدار مجدد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.midinternet.com/6294/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بد و بدتر</title>
		<link>http://www.midinternet.com/5618</link>
		<comments>http://www.midinternet.com/5618#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 08 Feb 2011 10:37:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[استادها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.midinternet.com/?p=5618</guid>
		<description><![CDATA[یکی از دوستان میگفت: هردو بدند اما آقای X از آقای Y بهتر است! گفتم چرا؟ گفت: آقای X  صریحا مخالفتشو ابراز میکنه اما آقای Y آب زیر کاهه! راست میگفت! خدا پدر آقای X رو بیامرزه. آقای Y مصداق عبارت زیره: آنکه عیب دگران نزد تو آورد و شمرد بیگمان عیب تو نزد دگری [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>یکی از دوستان میگفت: <a href="http://www.midinternet.com/5063">هردو</a> بدند اما آقای X از آقای Y بهتر است!</p>
<p>گفتم چرا؟</p>
<p>گفت: آقای X  صریحا مخالفتشو ابراز میکنه اما آقای Y آب زیر کاهه!</p>
<p>راست میگفت! خدا پدر آقای X رو بیامرزه. آقای Y مصداق عبارت زیره:</p>
<p>آنکه عیب دگران نزد تو آورد و شمرد<br />
بیگمان عیب تو نزد دگری خواهد برد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.midinternet.com/5618/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وسواس رنگهای کامپیوتری</title>
		<link>http://www.midinternet.com/5583</link>
		<comments>http://www.midinternet.com/5583#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 06 Feb 2011 10:46:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[استادها]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.midinternet.com/?p=5583</guid>
		<description><![CDATA[تازه از قدرت به کامپیوتر تغییر رشته داده بودم. من مثلا سال بالایی بودم و او سال صفری! اما این دلیل نمیشود که او چیزی برای یاد دادن به من نداشته باشد. متاسفانه اسم و فامیلش یادم نیست. هم‌اتاقی دیگر دوستان بود. نیم ساعت وقت صرف وارد کردن برنامه در کامپیوتر میکردم و ۳ ساعت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>تازه از قدرت به کامپیوتر <a href="http://www.midinternet.com/418">تغییر رشته</a> داده بودم.</p>
<p>من مثلا سال بالایی بودم و او سال صفری! اما این دلیل نمیشود که او چیزی برای یاد دادن به من نداشته باشد. متاسفانه اسم و فامیلش یادم نیست. هم‌اتاقی دیگر دوستان بود.</p>
<p>نیم ساعت وقت صرف وارد کردن برنامه در کامپیوتر میکردم و ۳ ساعت می‌نشستم با رنگها ورمی‌رفتم!</p>
<p>وسواس داشتم. هی رنگ زمینه و بخشهای مختلف متن را از این رنگ به آن رنگ تغییر می‌دادم و هی با خودم فکر می‌کردم که خوب نیست. خلاصه اعصابم خرد می‌شد و آخرش هم نتیجه به دلم نمی‌چسبید!</p>
<p>یک بار او آمد و درگیری‌ام با خودم در مورد رنگها را دید.</p>
<p><strong>گفت</strong>: بابا، رنگهای کامپیوتر همه‌شون خوشگلند. یه جور ترکیب رنگ را انتخاب کن و کار را تمام کن. هی با رنگها بیهوده بازی و وقتت را تلف نکن!</p>
<p>یادش بخیر؛ راست میگفت.</p>
<p>همین کردم!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.midinternet.com/5583/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گردهمایی دانش آموختگان دانشکده برق و کامپیوتر</title>
		<link>http://www.midinternet.com/3981</link>
		<comments>http://www.midinternet.com/3981#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 16 May 2010 18:15:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[مهمات]]></category>
		<category><![CDATA[استادها]]></category>
		<category><![CDATA[خاطرات]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.midinternet.com/?p=3981</guid>
		<description><![CDATA[چند روز پیش  ازطریق  دوستم، آقای عباس محمدی، ایمیلی دریافت کردم. دعوتنامه‌ای از جناب آقای دکتر امیدی (دبیر کنفرانس) بود که در بخشی از آن آمده: دانش آموخته گرامی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان احتراما به اطلاع میرساند که همزمان با برگزاری هجدهمین کنفرانس مهندسی برق ایران در دانشگاه صنعتی اصفهان در اردیبهشت [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="http://www.midinternet.com/wp/wp-content/uploads/2010/05/photo-0184.jpg"><img class="size-medium wp-image-3984 aligncenter" title="photo-0184" src="http://www.midinternet.com/wp/wp-content/uploads/2010/05/photo-0184-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" /></a></p>
<p>چند روز پیش  ازطریق  دوستم، آقای عباس محمدی، ایمیلی دریافت کردم. دعوتنامه‌ای از جناب آقای دکتر امیدی (دبیر کنفرانس) بود که در بخشی از آن آمده:</p>
<p><span style="color: #808080;">دانش آموخته گرامی دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان<br />
احتراما به اطلاع میرساند که همزمان با برگزاری هجدهمین کنفرانس مهندسی برق ایران در دانشگاه صنعتی اصفهان در اردیبهشت ماه سال جاری، در صدد هستیم در روز دوم این کنفرانس در تاریخ ۲۲ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹، گردهمآیی و ضیافت شامی با حضور دانش آموختگان و مدعوین و اساتید(قبلی و فعلی) دانشکده در محل دانشگاه برگزار نماییم.<br />
بدینوسیله از کلیه دانش آموخته گان دانشکده مهندسی برق و کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان دعوت می نماییم که با شرکت در جلسه مذکور بر غنای هر چه بیشتر آن بیفزایید. </span></p>
<p>به <a href="http://icee2010.ir/ZK361/alumini.zul">لینکی </a>که در متن نامه بود رفتم و ثبت نام کردم. صبح روز ۲۲ اردیبهشت به اصفهان رفتم. کمی در فضای <a href="http://icee2010.ir/web/guest/14">هجدهمین کنفرانس مهندسی برق</a> قرار گرفتم و از برخی مقالاتی که ارائه میشد، بهره بردم. پس از اقامه نماز  در مسجد جدید <a href="http://www.iut.ac.ir/">دانشگاه </a>(برای اولین بار) و صرف ناهار، به گشت و گذار در محوطه دانشگاه اعم از خوابگاهها و دانشکده‌ها پرداختم و خاطرات دوران تحصیل زنده شد. البته فضا خیلی تغییر کرده و ساختمانهای جدیدی ساخته شده و مخصوصا درختان بزرگ شده و اکثر بیابانهای دانشگاه زمان ما، به فضای  سبز تبدیل شده  که حال و هوای بسیار دلپذیری به دانشگاه داده است. زمانی آقای محمدی مسئول اتاق pc <a href="http://ece.iut.ac.ir/">دانشکده </a>بودند و من مسئول اتاق ترمینال راه دور (که الآن جایش را آزمایشگاههای تحقیقاتی گرفته‌اند). یادش بخیر، صبحها میرفتم کنترل یونیت راه دور را روشن میکردم و IML میکردم تا بتوان از ترمینالها با سرعتی بسیار پایین که صبر ایوب میخواست، کار کشید! اما لذت بخش بود. و مرور آن خاطرات هم لذت بخش!</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.midinternet.com/wp/wp-content/uploads/2010/05/photo-0066.jpg"><img class="size-medium wp-image-3985 aligncenter" title="photo-0066" src="http://www.midinternet.com/wp/wp-content/uploads/2010/05/photo-0066-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" /></a></p>
<p>بیش از ۲۰۰ عکس گرفتم. به محل گردهمایی (آمفی تئاتر جدید دانشگاه) برگشتم. برای من دیدار اساتید و مصاحبت با آنها لذت‌بخش‌ترین قسمت برنامه بود. دلم برای اساتیدم پر میزد. اولین استادی که دیدم و با او صحبت کردم، دکتر سلطانی بود. دکتر داورپناه مرا به نام شناخت و گفت شما همون دانشجویی بودی که به دخترا میگفتی کفش سفید نپوشند! و من گفتم و حالا میگم بپوشند!! دیدار و گفتگو با سایر اساتید و دوستان نیز بسیار خوب بود که مجال ذکر نام همه ندارم. خانمی با من سلام علیک کرد که معلوم شد از دانشجویانم در <a href="http://www.midinternet.com/113">شمال</a> بوده که حالا در صنعتی در اصفهان، فوق قبول شده. برنامه گردهمایی که از ساعت ۱۸ تا ۲۲ تنظیم شده بود، شامل بخشهای زیر بود:<br />
گفتگوهای آزاد &#8211; پخش کلیپ دانشگاه &#8211; قرائت قرآن و سرود جمهوری اسلامی &#8211; خیر مقدم رییس دانشگاه، شهردار اصفهان و رییس دانشکده &#8211; اعلام برنامه‌های انجمن دانش آموختگان و راهکارها &#8211; تجلیل از اساتید فقید و روسای قبلی دانشکده &#8211; خاطره‌گویی و شام!<br />
البته میان برنامه های کوتاهی هم ارائه شد. دکتر همدانی گلشن، رییس دانشگاه، خود از فارغ‌التحصیلان مقاطع لیسانس و فوق لیسانس و دکترای دانشکده برق و کامپیوتر و  دکتر سقائیان‌نژاد، شهردار اصفهان نیز عضو هیئت علمی دانشکده برق و کامپیوتر میباشند. یادش بخیر، درس الکترونیک ۱ را من با آقای امیدی گذراندم.<br />
از دانشجویان قدیمی، اولین خاطره را من تعریف کردم. چون بخشی از برنامه تجلیل از اساتید فقید (دکتر طحانی &#8211; دکتر زهرائی &#8211; دکتر فیض &#8211; مهندس آسفی) بود، <a href="http://www.midinternet.com/2082">درسی </a>که از استاد طحانی گرفته بودم را به خاطر آوردم و آنرا تعریف کردم.<br />
راستی، فارغ التحصیلان صنعتی اصفهان میتوانند در <a href="http://iutalumni.iut.ac.ir/">این آدرس</a> اطلاعات انجمن دانش آموختگان را دریافت کرده و نیز عضو شوند!</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.midinternet.com/wp/wp-content/uploads/2010/05/photo-0190.jpg"><img class="size-medium wp-image-3986 aligncenter" title="photo-0190" src="http://www.midinternet.com/wp/wp-content/uploads/2010/05/photo-0190-300x225.jpg" alt="" width="300" height="225" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><strong>پی نوشت:</strong> کمی روی <a href="http://themes.wp-persian.com/radian/">این قالب</a> کار کردم. البته هنوز خرده کاری دارد!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.midinternet.com/3981/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>EFQM</title>
		<link>http://www.midinternet.com/3977</link>
		<comments>http://www.midinternet.com/3977#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 09 May 2010 07:36:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[استادها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.midinternet.com/?p=3977</guid>
		<description><![CDATA[دیروز  در سمینار آموزشی فوق بودم. تصویر زیر را که دیدم یاد این بخش از صحبتهای استاد افتادم که میگفت: مدیر یک سازمان برای تشویق و انگیزش کارکنان به آنها وام داده اما غافل از اینکه توان بازپرداخت اقساط آنرا ندارند و این شده یه چالش برای خانواده آنها! عاقبت اندیش باشیم]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیروز  در سمینار آموزشی فوق بودم. تصویر زیر را که دیدم یاد این بخش از صحبتهای استاد افتادم که میگفت: مدیر یک سازمان برای تشویق و انگیزش کارکنان به آنها وام داده اما غافل از اینکه توان بازپرداخت اقساط آنرا ندارند و این شده یه چالش برای خانواده آنها! عاقبت اندیش باشیم</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://www.midinternet.com/wp/wp-content/uploads/2010/05/21865_540.jpg"><img class="size-full wp-image-3978  aligncenter" title="21865_540" src="http://www.midinternet.com/wp/wp-content/uploads/2010/05/21865_540.jpg" alt="" width="294" height="600" /></a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.midinternet.com/3977/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استاد عربی</title>
		<link>http://www.midinternet.com/3445</link>
		<comments>http://www.midinternet.com/3445#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 30 Nov 2009 20:40:38 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[استادها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.midinternet.com/?p=3445</guid>
		<description><![CDATA[سال چهارم دبیرستان، دبیر عربی مون میگفت: یک استاد دانشگاه اگر بخواد ۲ ساعت درس بده باید ۲۲ ساعت مطالعه کنه! همین]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سال چهارم دبیرستان، دبیر عربی مون میگفت: یک استاد دانشگاه اگر بخواد ۲ ساعت درس بده باید ۲۲ ساعت مطالعه کنه!</p>
<p>همین</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.midinternet.com/3445/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>منابع، هر چه بیشتر</title>
		<link>http://www.midinternet.com/2681</link>
		<comments>http://www.midinternet.com/2681#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 03 Apr 2009 06:07:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>خسروبیگی</dc:creator>
				<category><![CDATA[استادها]]></category>
		<category><![CDATA[دانشگاه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.midinternet.com/?p=2681</guid>
		<description><![CDATA[دکتر فتحی یکی از اساتید راهنمای پروژه فوق لیسانس من بود. یکی از مهمترین درسهایی که از ایشان گرفتم این بود که هر وقت به ایشان مراجعه میکردم، در راستای تکمیل پروژه، منابع جدیدی اعم از مقاله و کتاب به من معرفی میکرد. به نظر من یک استاد خوب باید اینطور باشد و همواره خود [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #0000ff;">دکتر فتحی</span> یکی از اساتید راهنمای پروژه فوق لیسانس من بود. <strong>یکی از</strong> مهمترین درسهایی که از ایشان گرفتم این بود که هر وقت به ایشان مراجعه میکردم، در راستای تکمیل پروژه، منابع جدیدی اعم از مقاله و کتاب به من معرفی میکرد. به نظر من یک استاد خوب باید اینطور باشد و همواره خود و دانشجویانش را بروز نگه دارد. باز هم در راستای <a href="http://www.midinternet.com/120">درس اول</a>، از ایشان به خوبی و بزرگی یاد میکنم.</p>
<p><strong>پی نوشت:</strong> در <a href="http://www.iust.ac.ir/find.php?item=14.728.579.en">این صفحه</a>، در قسمت Conference papers ردیف ۱۸۷ مقاله‌ی مشترک اینجانب و اساتید راهنما،  بخشی از پایان نامه کارشناسی ارشد بوده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.midinternet.com/2681/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

