ریشه اختلاف رهبری با موسوی؟
آق بهمن در اینجا “روایت هاشمی از اختلاف رهبر با موسوی در سال ۶۴” را آورده است که من عینا آنرا در این مطلب تکرار میکنم. من بعنوان یک تحلیلگر سیستم معتقدم باید مسائل را ریشه یابی کرد. نمیدانم مجال ریشهیابی اختلافات رییس جمهور سال 64 با نخست وزیر وقت، و رهبر کنونی و کاندیدای ریاست جمهوری (البته اگر معتقد باشیم که الآن اختلاف دارند؟!) برای تحلیلگران بیطرف فراهم است یا نه؟ احتمال دارد ریشه اختلاف کنونی همان اختلافات سال 64 باشد اما ریشه اختلافات آنوقت چه بوده؟ خدا میداند. ناگفته نماند که در سال 64 رییس جمهور عملا یک مقام تشریفاتی بوده و نخست وزیر اختیاردار بوده است. در بازنگری قانون اساسی، نخست وزیری حذف و اختیاراتش به رییس جمهور محول شد.
سهشنبه 15 مرداد 1364
شب با آقای خامنهای جلسهای طولانی داشتیم، درباره کابینه آینده، ایشان مایل نیست که مهندس موسوی مجددا نخستوزیر شود. از من توقع دارند که همراهی کنم. قرار شد ایشان این مسئله را با امام در میان بگذارند. مشکل را جدی میبینم
پنجنشبه 17 مرداد
بعد از نماز با آقای خامنهای جلسه داشتیم … آیتالله خامنهای شرح مذاکرات امروزشان را با امام دادند. امام گفتهاند مصلحت نیست که آقای مهندس میرحسین موسوی از نخستوزیری کنار بروند…
یکشنبه 20 مرداد
شب با آقای خامنهای درباره نخستوزیری مذاکره کردیم. ایشان توقع دارند من در جهت تسهیل نظر ایشان در مورد تعویض کابینه کار کنم. پیشنهاد دادند که امام به نحوی گفته خودشان را که ابقای آقای میرحسین موسوی را به مصلحت دانستهاند، جبران نمایند و بعید میدانم که امام بپذیرند…
دوشنبه 21 مرداد
احمد آقا هم آمد و به طور مفصل مذاکرات آقای خامنهای و امام را درباره نخستوزیر آینده گفت و گفت نظر امام این است که تعویض مهندس موسوی مصلحت نیست و مایلند که این نظرشان گفته شود؛ درست بر خلاف نظر آیتالله خامنهای.
شنبه 2 شهریور
خدمت امام رفتم و راجع به مشکل کابینه آینده، با توجه به عدم موافقت آقای خامنهای با آقای موسوی مذاکره کردم، اما نتیجهای به دست نیامد. امام همان حرف قبلی خودشان را تکرار فرمودند که تغییر دولت را صلاح نمیدانند.
یکشنبه 3شهریور
عصر آقایان محمد یزدی و سیدجعفر کریمی از طرف جامعه مدرسین آمدند و برای تغییر دولت آقای موسوی از من استمداد کردند. مشکلات را گفتم و گفتم نظر امام با آقای موسوی است و نمیشود با آن مخالفت کرد.
دوشنبه 11 شهریور
عصر آقای ناطق نوری آمد. ایشان هم درباره همین موضوع صحبت کرد و اصرار داشت که امام را باید راضی کرد. طرفدار نخستوزیر شدن آقای ولایتی است….
چهارشنبه 13 شهریور
ساعت 9 صبح به زیارت امام در حسینیه جماران رفتم. مراسم تنفیذ ریاستجمهوری آقای خامنهای بود. امام در متن نوشتهشان بر ضرورت تکیه بر محرومان و مستضعفان تأکید نمودند. آیتالله خامنهای در اظهاراتشان از نقاط ضعف عملکرد دولت با کنایه یاد کردند… .
شنبه 16 شهریور
پیش از ظهر آقای رئیسجمهور آمدند و ناهار مهمان من بودند … نظر آقای خامنهای این است که اینها خوب کار نکردهاند و جایز نیست دوباره مأمور تشکیل کابینه شوند. زمان طولانی بحث کردیم، ولی به نتیجه نرسیدیم. مشکل عمده ایشان، اظهارنظر امام است….
چهارشبنه 27 شهریور
حدود هشتاد نفر از نمایندگان طرفدار دولت آقای موسوی آمدند و از اظهارات دیروز آیتالله خامنهای انتقاد کردند. نامهای برای امام تهیه کردهاند که مشغول جمعآوری امضا هستند….
شنبه 30 شهریور
عصر آقای ناطق نوری برای چارهجویی در موضوع کابینه آمد؛ به نظر میرسد فهمیدهاند که آقای موسوی را نمیتوان عوض کرد و گفت: آقای خامنهای هم تا حدودی به همین نتیجه رسیدهاند و دیگر آن احساس تکلیف را ندارند…
سهشنبه 2 مهر
بعد از نماز با آقای خامنهای جلسه خصوصی داشتیم. آماده شدهاند که آقای موسوی را به مجلس معرفی کنند، ولی بنا دارند در مورد وزرا سختگیری نمایند.
شنبه 6 مهر
پیش از ظهر احمد آقا آمد و نتیجه مسافرت به خارک را به ایشان گفتم که خدمت امام بگویند. خبر داد که امام جواب نامه 135 نماینده مجلس در حمایت از آقای موسوی را دادهاند و نوشتهاند که نظرشان ابقای آقای موسوی است. این تأیید کتبی مجدد، لابد آقای رئیسجمهور و جناح مقابل آقای موسوی را عصبانیتر میکند.
شنبه 20 مهر
آقای توسلی مسئول دفتر امام از اظهارات روز پنجشنبه آقای خامنهای در مراسم تحلیف گله داشت که به نحوی اعلان تحمیل دولت بود. حاج احمد آقا آمد و گفت: امام از اظهارات پریروز آقای خامنهای ناراحت شدهاند و معلول شیطنت اطرافیان ایشان میدانند و میخواهند به ایشان در این خصوص پیغام بدهند.

in emame 13 hom bichareh ham be naal mizad ham be mikh ham dar emamat be nahsiye 13 khordeh bood
khodayash nayamorzad ke in fesad ra be pa kard va mardome iran ra be in taoun mobtala