دوچرخه سواری
1- دیشب که داشتم با دوچرخه به مهمانی میرفتم (خانم بچه ها قبلا با تاکسی رفته بودند)، داشتم با خودم فکر میکردم که خوبه یه نامه سرگشاده به احمدی نژاد...
خاطرات
1- دیشب که داشتم با دوچرخه به مهمانی میرفتم (خانم بچه ها قبلا با تاکسی رفته بودند)، داشتم با خودم فکر میکردم که خوبه یه نامه سرگشاده به احمدی نژاد...
دانشجوی لیسانس که بودم روزی در اصفهان سوار تاکسی شدم و طبق عادت آن روزها ، از راننده پرسیدم: کارا خوب پیش میره؟ راننده با لهجه شیرین اصفهانیش گفت: اگه...
مصطفی می پرسه: بابا، فردا زود میای بریم برای دوچرخه من ترمز عقب بگیریم؟ – باشه ، میام. – قول میدی؟ – قول میدم. – قول مردونه ؟ -قول مردونه....
دیروز مصطفی امتحان املا داشت. مصطفای ما کلاس اوله. من خیلی دوست دارم معلم کلاس اول ابتدایی باشم. میدونید چرا؟ چون معلم کلاس اول ابتدایی بودن خیلی مهمه و افتخار...
۱- در ۱۷ شهریور ۷۲ در طرح بوتاکلر اراک به مدت حدود ۴۰ روز بعنوان مهندس ناظر برق مشغول بکار شدم. بعد استعفا دادم و برای ادامه تحصیل به دانشگاه...
در فروردین 80 به اتفاق 2 تن از همکاران پتروشیمی اراک اقدام به تاسیس شرکت مذکور کردیم. در شهریور 80 یکی از دوستان (بعلت انتقالی) استعفا داد و یکی از...
پریروز عصر ساعت ۴ پیک هامون را دادند و دیگر تا سیزده بدر مدرسه نمیریم. من چند صفحه از پیکم را نوشتم. این چیزها را هم خودم تایپ کردم.
یکی دو سال بعد از انقلاب، دانش آموز دوره راهنمایی بودم. یکی از اقوام ما دانش آموز دوره دبیرستان (رشته ریاضی) بود. یکی دیگر از اقوام دور ما که نمیدانستم...
شهید غلامعلی مردانی پسر عموی مادر من بود که بسیجی بود و در جبهه شهید شد در خاطراتم در روز ۱۵ بهمن ۱۳۶۶ نوشته ام: امروز در مراسم یکمین سالگرد...
بالاخره تونستم مجددا فرصتی برای اتصال به اینترنت و پست مطلب با فراغ بال بدست بیارم! معتقدم چون اینجا رو زحمتشو دیگران میکشن آدم باید تو پست مطلب برای اینجا...