عشق پیری

استاد عزیزم؛ جناب آقای دکتر ایزدی در کانال تلگرام خود؛ مطلب زیر را منتشر کرده

[Forwarded from هستی یادگیرنده]
دوستان همراه، سلام

” تقدیم به سرکار خانم گیتی خوشدل ”

” ماجرای میترا و محمد و دو درس برای ما (۱) ”

خبر ماجرای دکتر نجفی و خانم استاد به دلایل سیاسی جزو خبر ساز ترین اخبار هفته های گذشته به شمار می آید. تحلیل گران و مردم عادی این حادثه را از سه زاویه مختلف مورد واکاوی و قضاوت قرار داده اند.

عده ای این حادثه را نتیجه توطئه نهادهای امنیتی و داستان پرستوها به منظور حذف اقای نجفی از سپهر سیاسی ایران و ضربه به اصلاح طلبان ارزیابی می کنند. گروهی دیگر این حادثه را نتیجه طبیعی دلبستگی فردی مسن به خانمی زیبا با تفاوت سنی زیاد و متعلق به دو پایگاه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متفاوت و تبعات طبیعی چنین ازدواج هایی ارزیابی می کنند. و سرانجام گروهی دیگر این حادثه را نتیجه ترکیبی از یک توطئه امنیتی و جریان طبیعی یک انتخاب غلط و نتایج آن می دانند.

هر کدام از این سه تحلیل را بپذیریم، اگر بخصوص جناب نجفی به بینش، دانش و مهارت هایی در حوزه روانشناسی مجهز بود و آنها را بکار می گرفت، امکان این که شرایط به شکل دیگری رقم می خورد وجود داشت.

بسیاری از انسانها استعداد میترا و محمد شدن را بصورت بالقوه دارند. فارغ از مباحث سیاسی، توجه به نکاتی می تواند به ما و خصوصاً کسانی که در شرایط انتخاب همسر هستند کمک کند تا به سرنوشت این دو نفر دچار نشوند و یا اگر در این مسیر قرار گرفتند با هزینه کمتری این رابطه را پایان دهند .

بعنوان معلم روانشناسی، دو درس روان شناختی از این حادثه را که توجه به آنها می تواند به نجفی ها و استاد های بعدی کمک نماید، طی دو نوشته مجزا به محضر خوانندگان محترم تقدیم می کنم :

درس اول: مشاوره پیش از ازدواج.

در نوشته های قبلی اشاره شد که ازدواج مهمترین تصمیم هر فردی در زندگی است که می تواند مسیر زندگی او را تغییر دهد. ضمن احترام به داوطلبانی که برای انتخاب همسر به درآمد، زیبایی، خانواده، متدین بودن، شغل و پرستیژ توجه دارند، یادآور می شوم که مهمترین متغیر پیش بینی کننده موفقیت یک ازدواج، ” شخصیت ” است.

شخصیت به معنای روان شناختی آن، سازه ای است که رفتارهای ما از آن نشات می گیرد. بنابراین لازم است که داوطلبان ازدواج، قبل از عقد نکاح نسبت به سه چیز در خصوص شخصیت طرف مقابل آشنایی پیدا کنند :
۱_ سلامت شخصیت،
۲_ تناسب شخصیتی دو طرف،
۳_ مسائل شخصیتی.

در مورد بند های ۱ و ۲ اگر پاسخ مثبت نباشند، توصیه می شود که ازدواج انجام نشود و مورد سوم چیزهایی است که مانع ازدواج نیست، اما داوطلبان باید نسبت به آنها آگاهی داشته باشند .

پی بردن به این سه مورد موضوعی تخصصی است و چیزی نیست که خود داوطلبان توانایی شناخت دقیق آنها را داشته باشند. . مشاوره پیش از ازدواج اگر توسط مشاوری آگاه و متعهد انجام شود کمک می کند تا داوطلبان نسبت به این سه مورد آگاهی پیدا کنند و با نگاهی وسیعتر و عمیق تر نسبت به طرف مقابل تصمیم به ازدواج بگیرند.

اگر اظهاراتی که جناب نجفی در باره مقتول به زبان می آورند، مانند تهدید به اسید پاشی، شک و وسواس بیمار گونه، تنبیه بدنی اقای نجفی ، بد دهانی و فحاشی و اصرار به قطع ارتباط با سایر اعضاء خانواده صحیح باشد، نشان می‌دهد که مقتول پیش از ازدواج واجد صفات شخصیتی بوده است که اگر مورد مشاوره یک درمانگر قرار می گرفت قابل شناسایی بود و به اقای نجفی در تصمیم گیری کمک می کرد.

گذشته از این، موضوع مهم دیگری که ضرورت مشاوره پیش از ازدواج را برای این دو نفر گوش زد می کرد ، تفاوت سنی و اختلاف پایگاه فکری، اقتصادی و فرهنگی این دو است. با توجه به این تفاوتها، اگر جناب نجفی، حتی علیرغم توطئه نهادهای امنیتی، تصمیم خود بر ازدواج با خانم استاد را منوط به نظر یک روان درمانگر می کرد،( که این مهم مستلزم ویژگی شخصیتی است که در نوشته بعدی به آن پرداخته می‌شود) به ایشان توصیه می شد که اگر ،هزینه مواجهه با سیستم های امنیتی را بپردازد و نیز بر روی دل بگذارد و از این تصمیم منصرف شود، به نفع ایشان خواهد بود

بنابراین به نظر می‌رسد که استفاده از خدمات روانشناسی قبل از ازدواج می تواند از تکرار داستان میترا ها و محمد ها در آینده جلوگیری کند.

موفق باشید.
دوستدار سعادت مردم ایران، ایزدی
@Hastiyadgirandeh

جمله معترضه زیر را در این مورد نوشتم:

ضمن احترام به استادم
جناب آقای دکتر ایزدی
و ضمن اینکه باید منتظر مطلب بعدی تکمیلی ایشان باشیم و بخوانیم

اما معتقدم که
این بحث؛ بحث عشق پیری هم میتواند باشد که گر بجنبد سر به رسوایی زند

عقل گوید شش جهت حد است و بیرون راه نیست
عشق گوید راه هست و رفته ام من بارها



دوستانی که نقد میکنند را بیشتر دوست دارم. لطفا اشکالاتم را بگویید تا من ازشما یاد بگیرم و افتخار شاگردی شما نصیبم شود. اگر موافق نظر شما باشم، دیگر پاسخی نمیدهم. اما اگر موافق نباشم یا نکته‌ای را برای تکمیل مطلب لازم به ذکر بدانم، حتما پاسخ را (بر اساس بند 11 مرامنامه) خواهم نوشت. در آنصورت خوشحال خواهم شد که نظر شما را در خصوص ادامه بحث هم بدانم. راستی اگر آدرس ایمیلتان را درست بنویسید؛ پاسخ، برایتان ایمیل میشود. ممنون