رحلت امام ۲

ادامه از رحلت امام ۱ 

پرانتز باز:

20140406_184523

دیروز عصر، بعد از ارتودنسی، باتفاق همسرم به بیت امام (ره) در قم رفتیم. روی حیاط را پوشانده بودند و در گوشه حیاط توسط دیتاپروژکتور فیلمی از لحظات پایانی زندگی امام پخش میکردند. در آن فیلم زمان پایان حیات امام را ساعت ۲۲ و ۲۳ دقیقه روز ۱۳ خرداد اعلام کرد. :پرانتز بسته

{۱۵ خرداد ۶۸} ساعت حدود ۵ صبح از کرج راه افتادیم. پس از رسیدن به میدان انقلاب به محل سرویسهای فوق العاده مصلی که از طرف شرکت واحد به منظور مراسم تودیع قرار داده شده بود رفته و به طرف مصلی حرکت کردیم. در اتوبوس یکی از خواهران ضمن مرثیه خوانی برای امام از امت میخواست که پشتیبان آقای خامنه ای باشند و دست ایشان باشند. ساعت حدود ۷ بود که به مصلی رسیدیم. وارد محوطه شدیم که از دور پیکر مطهر امام را که داخل اطاقک شیشه ای و بالای کانتینرها قرار داده بودند قابل مشاهده بود. مردم و هیئات عزاداری از قبل به مصلی آمده بودند که اطراف محوطه جنازه شلوغ بود. علیرغم درخواست تریبون از هیئات برای همراهی با بلندگو، نزدیکی جسد مبارک هیئت های کوچک مستقلا مشغول عزاداری بودند که شعارهای زیر داده میشد:

امام شفا گرفته مهدی عزا گرفته آه و واویلا آه و واویلا
عزا عزاست امروز روز عزاست امروز
خمینی بت شکن با شهداست امروز
مهدی صاحب زمان صاحب عزاست امروز
حسین جان مهمان برات آمده …

در قسمت شرقی غوغا بود. در آنجا عاشقان امام بر سر و سینه میزدند. بعلت ازدحام مقدار زیادی آب جهت نوشیدن و خنک شدن روی مردم پاشیده میشد. ساعت حدود ۸ونیم است. گرد و غبار محوطه مصلی را فرا گرفته و جمعیت چون سیل موج میزند. بلندگو چندین بار از مردم درخواست میکند از دربهای شمالی مصلی خارج شوند تا دیگران از قسمت جنوب وارد محوطه شده و جنازه امام را ببینند. آفتاب پشت ابر است. گویی خداوند بدینوسیله خواسته تا مردم گرمای زیاد موجب اذیتشان نشود. هلیکوپترها بالای محوطه در حال چرخیدن هستند. هم اکنون بالای یک جرثقیل در قسمت غربی مصلی نشسته ام. خواهران مومنه در حال ضجه و ناله هستند. به خیل جمعیت که مینگرم “باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است”

گویی قیامت است و واقعا هم قیامت است. در قسمت شرقی چون بهترین دید را داشت از ازدحام فوق العاده ای برخوردار بود. خبرنگاران داخلی و خارجی از قسمت جایگاه در حال تهیه فیلم و عکس هستند. بلندگو از برادران پاسدار و کمیته درخواست هدایت برادران و خواهران جلو را به خارج از مصلی میکند. روی کانتینرها ازدحام فوق العاده ای به چشم میخورد که بلندگو درخواست میکند پایین بروند و همچنین از تیرهای برق.

آمبولانسها در حال انتقال بیهوش شدگان از عشق و دیدار امامند.

ولا تقولوا لمن یقتل فی سبیل ا… امواتا

جمعیت همچنان به داخل مصلی می آید. بعضی از خواهران و برادران دوربین دار از موج جمعیت و پیکر مطهر عکس تهیه میکردند. بلندگو اعلام کرد که تا لحظاتی دیگر رییس جمهور به جایگاه می آید.

هم اکنون ساعت ۸و ۵۳ دقیقه است که دو تا از هلیکوپترها در پناه یکدیگر در پشت جایگاه قسمت شمال فرود می آیند. جمعیت دستهای خود را برای تودیع و بیعت با امام بالا برده اند. هم اکنون ساعت ۸و ۵۶ دقیقه است که هلیکوپترهایی که فرود آمده بودند مجددا به پرواز در آمدند. جهت خروج از میان جمعیتی که از دربهای شمالی خارج شده اند و روی تپه های مجاور نشسته اند به قسمت غربی که آمدم عده ای را دیدم که بیهوش افتاده بودند و روی آنها آب ریخته بودند.

ساعت حدود  ۹و ۱۰ دقیقه آقای  …….. به داخل اطاقک شیشه ای رفته و بر پیکر امام گریستند و مراسم تودیع و بیعت را بجا آوردند. یکی از هلیکوپترها که مشغول تهیه فیلم بود در ارتفاع پایینتری پرواز میکرد. هیئات عزاداری هنوز در حال ورود به مصلی میباشند در حالی که بر سر میزنند. ساعت ۹و ۲۳ دقیقه است که بلندگو اعلام میکند جمعیت زیادی از جنوب و شرق به طرف مصلی  در حرکت است. سپس پس از مقداری توقف در جوار ملکوتی امام به طرف پل سیدخندان از درب شمالی مصلی خارج شدیم.

توصیف مقر پیکر مطهر امام 

در قسمت شمالی مصلی با قرار دادن چندین کانتینر جایگاهی مرتفع درست کرده بودند که از هجوم امواج انسانها در امان باشد و در مقابل جایگاه (تریبون) اطاقکی شیشه ای تعبیه کرده بودند که به دو عدد دستگاه تهویه نیز مجهز بود و در داخل اطاقک یخچالی قرار داشت که پیکر مبارک امام در آن کفن پوش قرار داده شده بود و عمامه امام نیز روی سینه او بود. قسم پائینی یخچال را با پارچه سبز دور تا دور گرفته بودند و در کناره های دیوارهای شیشه ای اطاقک نیز گلهایی نصب شده بود. در ضمن در اطراف کانتینرها نیز پارچه سیاه پوشانده بودند.

دنباله جریان

در راه و در خیابانها سیل جمعیت را مشاهده میکردیم که هنوز به سمت مصلی پیش میرفتند. در ضمن در بعضی از نقاط بلوار تانکرهای آب و یخ و گاهی ماشینهای حامل مواد غذایی (بیسکوییت و خیار و …) و یا شیر در حال پخش اینگونه مواد بودند. روی تپه های مجاور بلوار رسالت نیز مردم حضور داشتند. به پل سیدخندان رسیده و آنجا مقداری استراحت کردیم و تصمیم گرفتیم به بیت امام در جماران برویم که سرویس نبود و مجبور شدیم به میدان امام حسین بیائیم. به مسجدی که در مجاورت میدان امام حسین است رفته و نماز را به جماعت در آنجا خواندیم که پس از نماز امام جماعت به مرثیه سرایی برای رهبر پرداخت و دل حاضران را شکست. از بچه ها خداحافظی کرده و به خانه خاله آمدم.



یک جواب برای “رحلت امام ۲”

  1. […] « رحلت امام ۲ […]

دوستانی که نقد میکنند را بیشتر دوست دارم. لطفا اشکالاتم را بگویید تا من ازشما یاد بگیرم و افتخار شاگردی شما نصیبم شود. اگر موافق نظر شما باشم، دیگر پاسخی نمیدهم. اما اگر موافق نباشم یا نکته‌ای را برای تکمیل مطلب لازم به ذکر بدانم، حتما پاسخ را (بر اساس بند 11 مرامنامه) خواهم نوشت. در آنصورت خوشحال خواهم شد که نظر شما را در خصوص ادامه بحث هم بدانم. راستی اگر آدرس ایمیلتان را درست بنویسید؛ پاسخ، برایتان ایمیل میشود. ممنون