محرم آمد و …

محرم آمد و دارد به لب پیغام عاشورا
حسین در کربلا با خون نگارد نام  عاشورا

حسین با صاحبان زور و زر سازش نمیخواهد
حسین بر دشمن دین خدا کرنش نمیخواهد

جهان هنگامه بر پا میکند هنگام عاشورا
(با سبک آهنگران بخوانید)

خب، حتما نامه حضرت علی علیه‌السلام خطاب به مالک اشتر (هنگامى که او را فرمانروایى مصر داد تا خراج آنجا را گرد آورد و با دشمنانش پیکار کند و کار مردمش را به صلاح آورد و شهرهایش را آباد سازد) را خوانده‌اید. فرض کنید الآن زمان حضرت علی (ع) است و ایشان آیت اله خامنه‌ای را به فرمانروایی  ایران منصوب کرده و این فرمان را خطاب به او نوشته است. با هم به بخشهایی از آن نگاه میکنیم:
و باید که ‏خداى سبحان را یارى نماید به دل و دست و زبان خود، که خداى جل اسمه، یارى‏ کردن هر کس را که یاریش کند و عزیز داشتن هر کس را که عزیزش دارد بر عهده گرفته‏ است. و او را فرمان میدهد که زمام نفس خویش در برابر شهوتها به دست گیرد و ازسرکشیهایش باز دارد، زیرا نفس همواره به بدى فرمان دهد، مگر آنکه خداوند رحمت آورد.
اى مالک، بدان که تو را به بلادى فرستاده‌ام که پیش از تو دولتها دیده، برخى ‏دادگر و برخى ستمگر. و مردم در کارهاى تو به همان چشم می‌نگرند که تو درکارهاى والیان پیش از خود می‌نگرى و درباره تو همان گویند که تو درباره‏ آنها می‌گویى و نیکوکاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جارى ساخته، توان شناخت.

مهربانى به رعیت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ایشان را شعاردل خود ساز. چونان حیوانى درنده مباش که خوردنشان را غنیمت‏ شمارى، زیرا آنان دو گروهند یا همکیشان تو هستند یا همانندان تو در آفرینش. از آنها خطاها سر خواهد زد و علتهایى عارضشان خواهد شد و، بعمد یا خطا، لغزشهایى کنند، پس، از عفو و بخشایش خویش نصیبشان ده، همانگونه که دوست دارى که خداوند نیز از عفو و بخشایش خود تو را نصیب دهد.
اى مالک، خود را براى جنگ با خدا بسیج مکن که تو را در برابر خشم او توانى‏ نیست و از عفو و بخشایش او هرگز بى‏نیاز نخواهى بود. هرگاه کسى را بخشودى، ازکرده خود پشیمان مشو و هرگاه کسى را عقوبت نمودى، از کرده خود شادمان مباش.
مگوى که مرا بر شما امیرساخته‏اند و باید فرمان من اطاعت‏شود. زیرا، چنین پندارى سبب فساد دل و سستى‏ دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست. هرگاه، از سلطه و قدرتى که در آن‏هستى در تو نخوتى یا غرورى پدید آمد به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر ازتوست و بر کارهایى تواناست که تو را بر آنها توانایى نیست. این نگریستن سرکشى‏ تو را تسکین مى‏دهد و تندى و سرافرازى را فرو مى‏کاهد و خردى را که از تو گریخته‏ است‏ به تو باز مى‏گرداند.
و درباره خواص خویشاوندانت و از افراد رعیت، هرکس را که دوستش مى‏دارى، انصاف را رعایت‏نماى. که اگر نه چنین کنى، ستم کرده‏اى و هر که بر بندگان خدا ستم کند، افزون بربندگان، خدا نیز خصم او بود. و خدا با هر که خصومت کند، حجتش را نادرست ‏سازد و همواره با او در جنگ باشد تا از این کار باز ایستد و توبه کند. هیچ چیز چون‏ستمکارى، نعمت‏ خدا را دیگرگون نکند و خشم خدا را برنینگیزد، زیرا خدا دعاى‏ ستمدیدگان را مى‏شنود و در کمین ستمکاران است.
خواص و نزدیکان کسانى هستند که به هنگام فراخى ‏و آسایش بر دوش والى بارى گران‏اند و چون حادثه‏اى پیش آید کمتر از هر کس به‏ یاریش برخیزند و خوش ندارند که به انصاف درباره آنان قضاوت شود… اما ستون دین و انبوهى مسلمانان و ساز و برگ در برابردشمنان، عامه مردم هستند، پس، باید توجه تو به آنان بیشتر و میل تو به ایشان‏ افزونتر باشد.
{باید بگویی که نظر مردم به نظر من نزدیکتر است نه اینکه نظر احمدی‌نژاد به نظر من نزدیکتر است!}
و باید که دورترین افراد رعیت از تو و دشمنترین آنان در نزد تو، کسى باشد که‏ بیش از دیگران عیبجوى مردم است.
و باید که برگزیده‏‌ترین وزیران توکسانى باشند که سخن حق بر زبان آرند، هر چند، حق تلخ باشد و در کارهایى‏ که خداوند بر دوستانش نمى‏پسندد کمتر تو را یارى کنند، هر چند، که این سخنان‏ و کارها تو را ناخوش آید.
نباید بدین بهانه، که به کارهاى بزرگ می‌پردازى، از کارهاى کوچکشان غافل مانى، زیرا الطاف کوچک را جایى است که از آن بهره‌مند می‌شوند و توجه به کارهاى بزرگ را هم جایى است که از آن بی‌نیاز نخواهند بود.
در کار کارگزارانت‏ بنگر و پس از آزمایش به کارشان برگمار، نه به سبب دوستى باآنها. و بى‏مشورت دیگران به کارشان مگمار، زیرا به راى خود کار کردن و از دیگران‏ مشورت نخواستن، گونه‏اى از ستم و خیانت است.
براى کسانى که به تو نیاز دارند، زمانى معین کن که در آن فارغ از هر کارى به آنان‏ پردازى. براى دیدار با  ایشان به مجلس عام بنشین، مجلسى که همگان در آن حاضرتوانند شد و، براى خدایى که آفریدگار توست، در برابرشان فروتنى نمایى و بفرماى‏ تا سپاهیان و یاران و نگهبانان و پاسپانان به یک سو شوند، تا سخنگویشان بى‏هراس‏ و بى‏لکنت زبان سخن خویش بگوید. که من از رسول الله(صلى الله علیه و آله) بارها شنیدم که مى‏گفت: پاک و آراسته نیست امتى که در آن امت، زیردست نتواند بدون‏ لکنت زبان حق خود را از قوى دست‏ بستاند. پس تحمل نماى، درشتگویى یا عجزآنها را در سخن گفتن. و تنگ حوصلگى و خودپسندى را از خود دور ساز تا خداوند درهاى رحمتش را به روى تو بگشاید و ثواب طاعتش را به تو عنایت فرماید.
کار هر روز را در همان روز به انجام رسان، زیرا هر روز را کارى است‏خاص خود.
چون با مردم نماز می‌گزارى، چنان مکن که آنان را رنجیده سازى یا نمازت را ضایع گردانى، زیرا برخى از نمازگزاران بیمارند و برخى نیازمند. ازرسول الله (صلى الله علیه و آله) هنگامى که مرا به یمن مى‏فرستاد، پرسیدم که‏ چگونه با مردم نمازگزارم؟ فرمود: به قدر توان ناتوانترین آنها و بر مؤمنان مهربان‏ باش.
اگر رعیت‏ بر تو به ستمگرى گمان برد، عذر خود را به آشکارا با  آنان در میانه نه و با  این کار از بدگمانیشان بکاه، که چون چنین کنى، خود را به عدالت پروده‏اى و با رعیت مدارا نموده‏اى. عذرى که مى‏آورى سبب مى‏شود که تو به مقصود خود رسى‏ و آنان نیز به حق راه یابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند، از آن روى برمتاب که خشنودى خداى در آن‏ نهفته است. صلح سبب بر آسودن سپاهیانت‏ شود و تو را از غم و رنج‏ برهاند وکشورت را امنیت‏ بخشد. ولى، پس از پیمان صلح، از دشمن برحذر باش و نیک‏ برحذر باش. زیرا دشمن، چه بسا نزدیکى کند تا تو را به غفلت فرو گیرد. پس‏ دوراندیشى را از دست منه و حسن ظن را به یک سو نه و اگر میان خود و دشمنت‏ پیمان دوستى بستى و امانش دادى به عهد خویش وفا کن و امانى را که داده‏اى،  نیک، رعایت نماى.
بپرهیز از خونها و خونریزیهاى بناحق. زیرا هیچ چیز، بیش از خونریزى بناحق، موجب کیفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نکشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داورى در میان مردم‏ پردازد، نخستین داورى او درباره خونهایى است که مردم از یکدیگر ریخته‌اند. پس‏ مباد که حکومت‏ خود را با ریختن خون حرام تقویت کنى، زیرا ریختن چنان خونى‏ نه تنها حکومت را ناتوان و سست‏ سازد، بلکه آن را از میان برمی‌دارد یا به دیگران‏ می‌سپارد. اگر مرتکب قتل عمدى شوى، نه در برابر خدا معذورى، نه در برابر من، زیراقتل عمد موجب قصاص می‌شود. اگر به خطایى دچار گشتى و کسى را کشتى یا تازیانه‏ات، یا شمشیرت، یا دستت در عقوبت از حد درگذرانید یا به مشت زدن و یابالاتر از آن، به ناخواسته، مرتکب قتلى شدى، نباید گردنکشى و غرور قدرت تومانع آید که خونبهاى مقتول را به خانواده‏اش بپردازى.

خب، همونطور که ملاحظه کردید، بسیار دقیق و موشکافانه است. حقیقتش انتخاب بخشی از کل نامه، بسیار سخت بود. زیرا همه محتوای آن مهم و جالب است و باید آویزه گوش والی و حاکم اسلامی باشد.

و اما از طرفی قرآن به امر به معروف و نهی از منکر حکم میکند (ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر…). از طرف دیگر همانطور که در اینجا نوشته،

حضرت علی (ع) در عهدنامه خود به مالک اشتر این گونه توصیه می کند؛ « کسی را در بین آنها انتخاب کن که سخن حق را هر چند تلخ باشد، بگوید و در هر آنچه انجام می دهی یا می گویی و خدا آن را از دوستانش نمی پسندد کمتر یاری ات کند و کمتر ترا بستاید در حالی که چنین کاری در اثر هوای نفس تو واقع می شود در هر جا که باشد.
چنان که از کلام حضرت علی (ع) بر می آید، یکی دیگر از وظایف مردم در قبال حاکمان اسلامی، امر و ارشاد آنان به خوبی ها و نهی آنان از ارتکاب بدیها است که باید با رعایت ضوابط، این وظیفه دینی و اخلاقی انجام شود.

با توجه به این موارد، توصیه من به رهبری اینست که بلند شود برود  قم، ملاقات آقای صانعی (و موسوی و خاتمی و …) و بگوید ما همه  از بازوان امام بودیم و از یاران و نزدیکان او!
اگر حق را با خود میداند، آقای صانعی و دیگر معترضان و مخالفان را قانع کند تا دست از مخالفت و ادامه اعتراض بردارند.  و اگر حق با  او نیست، بگوید  حالا برای خروج از این بحران خودساخته چه کنیم؟ بیایید با همفکری و همکاری مشکلی که بوجود آمده را حل کنیم و کشمکش بیهوده که باعث فرسایش ملت و مملکت است نکنیم و مردم را رودرروی یکدیگر قرار ندهیم.
بدیهی است که با سخنرانیهای آتشین و با توپ و تشر، حتی اگر حق با رهبر باشد هم طرف مقابل قانع و رام نمیشود. قرآن دستور مدارا با دوستان و همکیشان را داده است (رحماء بینهم). اینکار نه تنها شان و شخصیت رهبر را پایین نمی‌آورد، بلکه بعکس بالا هم خواهد برد. اینکه بگوییم، مهلت هم دادیم که مدارک دال بر تقلب را بیاورند و نیاوردند، مثل اینست که الآن روز است و  بگوییم که  آنهایی که ادعا میکنند الآن روز است مدارکشان را بیاورند بررسی کنیم. مدارک تقلب همان تناقضات موجود در آمار سایت وزارت کشور بود (دم خروس!). آفتاب آمد دلیل آفتاب. با این حرفها مردم و مخالفان قانع نخواهند شد. اما با ملاطفت و نرمی و منطق درست میشود. بقول قدیمیها، زبان خوش مار را از لانه بیرون می‌آورد!

One Reply to “محرم آمد و …”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *