بوتاکلر و غنی سازی اورانیوم

خب؛ سال 72 مدتی بوتاکلر بودم. اونموقع بوتاکلر یک شرکت جداگانه بود که بعدا در پتروشیمی اراک ادغام شد.

من مهندس ناظر برق (؟!) بودم. وقتی مدارک طرح را مطالعه میکردم؛ دیدم همه جا نوشته بوتاکلر زنجان. از همکاران سوال کردم داستان چیه؟ گفتند اول قرار بوده بوتاکلر را در زنجان احداث کنند که به 2 دلیل به اراک جابجا شده: عدم وجود یوتیلیتی در زنجان و برعکس آماده بودن یوتیلیتی در اراک و از آن مهمتر؛ مخالفت مردم زنجان با احداث آن در آنجا!!

گفتم مردم زنجان چرا مخالف بوده اند؟ گفتند: بوتاکلر و آلاکلر سمی ترین مواد پتروشیمیایی هستند. سموم ضد گیاه برای از بین بردن علفهای هرز مزارع برنج و گندم که بسیار قوی و غلیظ هستند و مثلا یک بطری 2 لیتری از آنها برای کل مزارع گندم استان مرکزی کافیست (باید موقع مصرف خیلی رقیق شود). کارخانه یونیون کارباید هند که نشت کرد و حدود 2000 نفر کشته شدند؛ محصولش آلاکلر و بوتاکلر بوده و مردم زنجان که از این واقعه باخبر شده اند؛ ترسیده اند که نکند بعدا کارخانه نشت کند و فاجعه انسانی به بار آورد و تجمعات اعتراض آمیز در استانداری داشته و لذا بوتاکلر به اراک منتقل شده است. {حالا اینکه مردم اراک اونموقع (و حتی شاید الان) خبر از خطرات بوتاکلر دارند یا نه؟ بماند}

کارخانه/طرح بوتاکلر از 4 واحد کوچک تشکیل شده است:

DEA و MCA و Utility و AC/BC

Utility یا همان واحد آب – برق – بخار که در تمام شرکتها و کارخانجات صنعت نفت وجود دارد و کارش تامین آب و برق و بخار مورد نیاز برای انجام فرآیندهای نفتی و پتروشیمیایی است

DEA و MCA واحدهای تولید محصولاتی به همین نام هستند که ماده اولیه برای تولید محصول نهایی یعنی همان AC/BC   آلاکلر/بوتاکلر هستند. به عبارت دیگر محصولات نهایی AC/BC  با ترکیب مواد اولیه DEA و MCA به دست می آیند.

آنموقع همکاران میگفتند که آمریکا و دیگر کشورها روی طرح بوتاکلر ایران دست گذاشته و در احداث آن مانع تراشی کرده اند. پرسیدم چرا؟

گفتند: چون DEA و MCA ماده اولیه برای ساخت بمبهای شیمیایی هم هستند. از طرفی ایران ظرفیت اسمی این دو واحد را به مراتب بیش از نیاز کارخانه برای تولید محصولات نهایی آلاکلر/بوتاکلر اعلام کرده است.

حالا من عدد و رقمش یادم نیست. مثلا فرض کنید ظرفیت اسمی تولید محصول نهایی 10 تن در سال باشد. خب؛ برای تولید 10 تن محصول نهایی مثلا به تولید 5 تن از هر یک از مواد DEA و MCA  نیاز است. اما مثلا ایران در طراحی؛ ظرفیت اسمی این واحدها را هر یک؛ مثلا 8 تن ذکر کرده بود که بیش از نیاز کارخانه برای تولید محصول نهایی بود و چون این دو ماده از جمله مواد اصلی برای تولید بمبهای شیمیایی هستند؛ خارجیها حساس شده و براشون سوال شده بود که نکند ایران به دنبال تولید بمبهای شیمیایی است؟

حالا من یادم نیست که مشکل چه جور حل شده بود؟ نمیدونم؛ شاید ایران برای رفع حساسیت و ممانعت جهانی؛ ظرفیت اسمی واحدهای DEA و MCA را کاهش داده بود و خلاصه طرح بوتاکلر (البته مدتی بعد از قطع همکاری کوتاه مدت 40 روزه من) به ثمر نشست و کارخانه راه اندازی شد و هم اینک نیز به تولید محصول مشغول است.

خب؛ برای من که با این سابقه ذهنی در مورد بوتاکلر آشنا هستم؛ سوال شد که چرا ایران در زمینه فعالیت هسته ای و غنی سازی اورانیوم؛ به قول معروف زیر ذره بین جهانی است؟ و اینهمه ممانعت و نظارت جهانی در این خصوص بر ایران اعمال شده و این همه جار و جنجال سالهاست که برپا شده و نهایتا تا چند روز اخیر؛ حتی به انهدام مراکز غنی سازی زیرزمینی  ایران توسط بمب افکنهای سنگر شکن آمریکایی منجر شده است.

اولین سوال اینست که: اصلا چرا ایران باید مراکز غنی سازی را در زیر زمین و به صورت مخفیانه احداث کند؟ مگر کار غنی سازی خلاف قوانین بین المللی است؟؟

دومین سوال اینست که: کلا غنی سازی تا چند درصد و برای چه منظورهایی کاربرد دارد؟ و آیا دلیل حساسیت جهانی و اعمال محدودیت بر ایران؛ شک آنها به کاربردهای نظامی و ساخت بمب اتمی (مثل ساخت بمب شیمیایی با DEA و MCA در داستان بوتاکلر) است؟؟

از چت جی پی تی پرسیدم: درصدهای غنی شده اورانیوم به میزانهای مختلف؛ هر یک به چه دردی میخورد و کجا کاربرد دارد؟

و نهایتا  ازش خواستم اطلاعات را در یک فایل اکسل به من تحویل بده

نتیجه در تصویر زیر (مجهز به لینک)  آمده است:

با توجه به اطلاعات جدول فوق؛ ما اگر برای تولید برق، غنی سازی میکنیم؛ پس چرا 60 درصد؟؟؟!!!

ضمنا؛ پس برق تولید شده با اورانیوم غنی شده؛ کوووووووووووووو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مرحوم ابراهیم نبوی؛ خدا بیامرز، یادش بخیر. نوشته بود انرژی هسته ای (که حق مسلم ماست؟!) یعنی اینکه

ما 40 میلیارد دلار خرج کنیم؛ تا بعد 30 سال؛ بتونیم به اندازه 20 میلیون تومان برق تولید کنیم!!!

راستی

با توجه به فعال شدن مکانیزم ماشه؛ بد نیست بخوانید این نوشته را هم؛ که در بخشی از آن آمده است: “… آنها یک مشت کاغذ هستند …”!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *