مسئله حجاب؟

کامنت زیر را پای این پست گذاشته بودم:
۸۷ درصد پاسخ دهندگان اذعان داشتند که در حال حاضر اجرای چنین طرحی ضروری است، در حالی که ۱۳ درصد آنها همانند مخالفانی که در سطور بالا از آنان یاد شده بر این باور بودند که در شرایط کنونی اجرای آن فاقد اولویت است.
ببخشید آقای ابوذر خان
من خود نیز دغدغه مسائل اسلام و انقلاب را دارم.
اولا چرا شما کامنت قبلی مرا منتشر نکردید؟ خدای نکرده حاوی فحش و ناسزا و توهین که نبود!
در ثانی قسمتی از پستتان را که در بالای این کامنت آورده ام قبول ندارم. حتما شما بیشتر از من قرآن می خوانید. آیا میدانید (بقول آقای قرائتی) چند جا در قرآن “ولکن اکثرهم لا یعقلون” – لا یفقهون – لا یشعرون و … آمده است؟ آیا همیشه میتوان به این درصدها دل خوش کرد؟
برایتان سلامتی و توفیق خدمت در راه اسلام راستین (نه راه مدعیان مسلمانی) خواستارم. برای من هم دعا کنید. اینرا فراموش نکنید که “
لا اکراه فی الدین” راستی تا بحال خوب به معنا و مفهوم و فلسفه این بخش از قرآن کریم اندیشیده ایم؟
امروز دیدم ابوذر عزیز جواب داده (البته قبلا جواب داده، من امروز دیدم). آخرش هم نوشته ما که نفهمیدیم چه حرف حسابی میشه از تو کامنت شما بیرون کشید . اما من از پاسخ ایشان قانع نشدم. اولا من به اصل نظرسنجی انجام شده ایراد دارم. انتخاب جامعه آماری برای نظرسنجی از خود نظرسنجی مهمتره. ما یا اصلا نظرسنجی نمی کنیم و همینطوری الکی نتایج آنرا اعلام می کنیم (نتایج نظرسنجی انجام نشده!) و یا اینکه در انجام نظرسنجی ها ایراد داریم. انتخاب جامعه آماری و همچنین طراحی سوالات نظرسنجی و شیوه انجام آن و جمع آوری و تحلیل نتایج، سازوکارهای خاص خود را میطلبد که متاسفانه اغلب به درستی انجام نمی شود. از طرف دیگر توجه ابوذر را به مقطعی از تاریخ صدر اسلام جلب میکنم که متاسفانه در آن مقطع علی (ع) را کنار گذاشتند و خلفای دیگر جانشین پیامبر شدند و تا زمانی که مردم نخواستند، علی بر مسند حکومت ننشست! ببینید مشروعیت به تنهایی کفایت نمی کند و مقبولیت هم لازم است. همواره نمی توان با مبانی علمی و حتی قانونی مملکت را اداره کرد و بر مردم حکومت کرد. همانطور که می دانید ما سه چیز را بعنوان ملاک داریم: شرع – قانون و عرف. متاسفانه در برخی (یا بسیاری) موارد عرف متفاوت با شرع یا قانون است و صرفا قانونی یا شرعی بودن چیزی نمی تواند ملاک عمل قرار گیرد و موجب موفقیت در اجرا نمیشود. شاید برای همین هم هست که قرآن بارها اشاره میکند که اکثرهم لایعلمون (و مشابه این تعبیر). منظورم اینست که برای اینکه بیاییم بگوییم وضعیت حجاب را میخواهیم درست کنیم، لزوما نیازی به ارائه نتایج نظرسنجی های اینجوری نیست! ضمن اینکه موارد زیر هم نیاز به بررسی دارد:
چگونگی برخورد با بدحجابی و اینکه ملاک حجاب درست یا غلط چیست (که نیاز به فتوای مراجع دارد و تازه ممکن است خانمی به فتوای مرجع خودش درست عمل کرده باشد ولی از نظر دولتمردان یا مجریان پوششش درست نباشد!) و همچنین اینکه اصلا آیا کسانی که به اصل حجاب اعتقاد ندارند هم مجبورند با حجاب باشند یا نه؟
به نظر من ما باید فرهنگ سازی کنیم. با اجبار چیزی درست نمیشود بلکه مخفی میشود و این ضررش برای جامعه و آینده بیشتر است. باید ببینیم چرا دختران یا زنان ما حجاب اسلامی را رعایت نمی کنند؟ شاید دلیلش مخالفت با حجاب نیست بلکه مخالفت با چیز دیگری است که به این شکل بروز کرده؟!
شهید بهشتی هم (منبع : بازتاب – انتشار نامه منتشرنشده شهیدبهشتی درباره «زن» پس از چهل سال) گفته: حجاب اسلامی این است که زنان مسلمان بدون آرایش و ساده بیرون آیند و دستها تا مچ، پاها تا مچ، و غیر از صورت، جاهای دیگرشان در لباس پوشیده باشد و چادر و توابع آن لازم نیست. زن میتواند با داشتن حجاب اسلامی، چنان لباس بپوشد که هم باحجاب باشد و هم لباسش، دست و پاگیر او نباشد و چابک و چالاک بتواند زندگی کند

راستی ببخشید که مطلب مربوط به یک موضوع قدیمی بود که ظاهرا الآن از دستور کار و توجه مردم خارج است!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *