عرق / خون کارگر؟

پیامبر اکرم (ص) فرموده: قبل از اینکه عرق کارگر خشک شود؛ مزدش را بپردازید

 

اینها اما

به جای اینکه اون کسی که حقوقشونو نداده کتک بزنن

کارگرا رو کتک میزنن!!!!!!!!

نوبره والله



متن کامل سخنرانی دکتر روحانی در سازمان ملل

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای رئیس

آقای دبیرکل

عالیجنابان

خانم‌­ها و آقایان

مایلم در آغاز سخنم انتخاب ریاست مجمع و همچنین دبیرکلّی جناب آقای گوتِرِش را تبریک بگویم و برای ایشان در انجام مأموریت سنگینی که بر عهده گرفته‌­اند، آرزوی موفقیت نمایم.

چهار ماه پیش در دوازدهمین دوره از انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران، بیش از ۴۱ میلیون یرانی یعنی ۷۳ درصد واجدان شرایط، با حضور خود در پای صندوق‌های رای، یک بار دیگر به برنامه اینجانب برای اعتدال و احترام به «حقوق بشر و حقوق شهروندی» در سیاست داخلی و اتخاذ خط مشی «تعامل سازنده» در سیاست‌خارجی و پیشرفت در مسیر تحول اقتصادی اطمینان کردند. این رای حاصل بلوغ سیاسی اجتماعی در جامعه‌ای بود که تنها چهار دهه است حکومتی مردم‌سالار و آزاد را تجربه می‌کند. این رای صرفاً انتخاب یک رئیس‌جمهور نبود، بلکه یک سرمایه‌گذاری بزرگ سیاسی، از سوی مردمی بود که بزرگ‌ترین پشتوانه نظام جمهوری اسلامی به شمار می‌روند.

حقوق بشر و حقوق شهروندی در کنار اسلام‌خواهی و عدالت­‌جویی از مهم­ترین خواسته­‌های مردم ایران در طول بیش از یکصد و پنجاه سال گذشته و به ویژه در انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بوده است. دولت من در دوره قبل، همزمان با پیشبرد مذاکرات هسته­‌ای در عرصه خارجی، برای تدوین حقوق شهروندی در عرصه داخلی نیز تلاش نموده و «منشور حقوق شهروندی» را اعلام و برای اجرا ابلاغ نمود. تحقق این منشور در راستای خواسته‌های مردمی بود که ۱۱۱ سال پیش، انقلاب مشروطیت و ۳۹ سال پیش انقلاب اسلامی را علیه رژیم‌های خودکامه و دیکتاتور و به منظور دستیابی به حیثیت و کرامت والای انسانی و دستیابی به حقوق خود رقم زدند.

خانم ها و آقایان

در این بزرگ‌ترین تریبون بین­‌المللی، با صدای بلند اعلام می­‌کنم که اعتدال منش و روش ملت بزرگ ایران است. اعتدال نه انزواطلبی است و نه استیلاجویی؛ اعتدال نه بی‌تفاوتی است و نه پرخاشگری.

مشی اعتدال، مشی صلح است، اما صلحی عادلانه و جامع؛ نه صلح برای ملتی و جنگ و درگیری برای ملتی دیگر؛ اعتدال، آزادی و مردم‌سالاری است؛ اما به صورتی شامل و فراگیر؛ نه حمایت ظاهری از آزادی در یک جا و پشتیبانی از دیکتاتوری در جای دیگر؛ اعتدال، هم‌افزایی اندیشه‌هاست و نه رقص شمشیرها و بالاخره مشی اعتدال، زیبایی‌آفرین است. سلاح‌های مرگ‌ بار صادراتی زیبا نیست؛ صلح زیباست، تحریم­‌های ظالمانه زیبا نیست، عدالت زیباست.

رویکرد ما صلح‌خواهی و حمایت از حقوق ملت‌هاست. ما ظلم را نمی‌پسندیم و از مظلوم دفاع می‌کنیم. ما تهدید نمی‌کنیم و تهدید را از جانب هیچ کس نمی‌پذیریم. زبان ما زبان کرامت است و زبان تهدید را برنمی‌تابیم. ما اهل مذاکره‌ایم، اما از موضع برابر و احترام متقابل و با رویکرد برد برد.

در دنیای امروز صلح، امنیت، ثبات و پیشرفت کشورها در هم تنیده شده‌اند. نمی‌شود مردم فلسطین توسط رژیمی شرور و نژادپرست از کمترین حقوق انسانی محروم باشند و غاصبان این سرزمین در امنیت؟ نمی‌شود یمن، سوریه، عراق، بحرین، افغانستان، میانمار و در بسیاری مناطق دیگر در فقر و جنگ و درگیری زندگی کنند و عده‌ای گمان کنند که می‌توانند امنیت و رفاه و توسعه بلندمدت در کشورهای خود داشته ‌باشند.

آقای رئیس

ایران از گذشته، پرچم‌دار تسامح در حق ادیان و اقوام مختلف بوده است. ما همان ملتی هستیم که یهودیان را از رنج اسارت بابلی نجات دادیم؛ ارمنیان مسیحی را با آغوش باز در میان خویش پذیرفتیم و در میان خود یک “قارۀ فرهنگی” و تنوعی کم نظیر از اقوام و ادیان را جای داده‌­ایم. این همان ایران است که همواره از مظلومان دفاع کرده است؛ ‌قرن ها پیش مدافع حقوق یهودیان و اکنون مدافع حقوق فلسطینیان است. ایران همان ایران حق‌جو و آرامش‌طلب است.

ما امروز در صف مقدم مبارزه با تروریزم و تندروی مذهبی در خاورمیانه قرار داریم نه از موضع فرقه‌ای و قومی که از موضعی انسانی، اخلاقی و استراتژیک.

ایران نه ­می­ خواهد، امپراتوری تاریخی‌اش را احیا کند و نه می­خواهد، مذهب رسمی­ اش را حاکم کند و نه می­خواهد انقلابش را با زور سرنیزه صادر کند. ما به استواری فرهنگ­مان، حقیقت مذهب­مان و اصالت انقلابمان آن قدر باور داریم که، هرگز نمی خواهیم آنها را چونان اهداف استعماری جدید بر کولۀ سربازان صادر کنیم. ما برای ترویج فرهنگ و تمدن و مذهب و انقلابمان، در قلبها وارد می­شویم و با عقلها سخن می­گوئیم. شعر میخوانیم و با حکمت سخن می­گوئیم. سفیران ما، شاعران و عارفان و حکیمان­مان هستند. ما با مولوی تا این سوی اقیانوس اطلس را در نوردیده ­ایم. ما با سعدی در دل آسیا نفوذ کرده­ ایم­. ما با حافظ جهان را فتح کرده ایم پس چه نیازی دیگر، به فتح جدید داریم؟!

عالیجنابان

صدای اعتدال از طرف ملتی است که نه فقط در بیان، که در عمل به آنها پایبند بوده است. برجام، بهترین نشانه صدق ادعای ما است.

برجام حاصل بیش از دو سال مذاکرات فشرده است که نتیجة آن، مورد حمایت شورای امنیت ملل متحد، و جامعه جهانی قرار گرفت و به صورت بخشی از قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت در آمد. برجام متعلق به یک یا دو کشور نیست، برجام سند شورای امنیت، و متعلق به کل جامعه بین‌المللی است.

برجام ایجاد یک تعامل نو در مناسبات جدید جهانی است. تعاملی مبتنی بر مشارکت و سازندگی دوجانبه، میان ما و جهان. ما درهای تعامل و همکاری را گشودیم. ما دهها قرارداد توسعه با دولتهای توسعه یافته شرق و غرب بستیم. متاسفانه برخی خود را از این امکان تازه محروم کردند. به خود تحریمی دست زدند و حال با احساس غبن، فکر می­‌کنند فریب خورده‌­اند. در حالیکه ما نه فریب خورده‌ایم و نه کسی را فریب داده­‌ایم.ما سطح برنامة هسته­‌ای خود را، خود تعیین کرده­‌ایم. ما بازدارندگی هسته­‌ای را نه از سلاح هسته­‌ای که از دانش و مهمتر از آن از مقاومت ملت خود بدست آورده­‌ایم. این هنر و تکنیک ماست. آنها می­‌خواستند سلاح نداشتۀ اتمی را از ایران، سلب کنند و البته ما از سلب چیزی که نداشتیم و مدعی آن هم نبودیم، ابایی نداشتیم و نداریم. نمی‌توان پذیرفت رژیم غاصب صهیونیستی که با سلاح هسته‌ای‌اش منطقه و جهان را تهدید می‌کند و متعهد به هیچ مقررات و نظارت بین‌المللی نیست، ملت‌های صلح طلب را نصیحت کند.

تنها یک لحظه تصور کنید که منطقة خاورمیانه بدون برجام، در چه وضعیتی قرار داشت. تصور کنید اگر در کنار جنگ‌های داخلی، تروریسم تکفیری، بحران‌های انسانی، و وضعیت‌های پیچیده سیاسی­ ­ـ اجتماعی در غرب آسیا، یک بحران ساختگی هسته‌ای نیز در این منطقه وجود می‌داشت؛ چه می­‌شد؟

به صراحت اعلام می‌کنم که جمهوری اسلامی ایران اولین کشوری نخواهد بود که برجام را نقض ­کند ولی در مواجهه با نقض آن عکس‌العمل متناسب و قاطع خواهد داشت. اگر این توافق به دست «نااهلان عرصه سیاست» از بین برود، مایه تأسف خواهد بود و دنیا فرصت بزرگی را از دست خواهد داد؛ اما چنین اقدامی هرگز قادر نخواهد بود جمهوری اسلامی ایران را در مسیر پیشرفت و تعالی خود متوقف نماید.

دولت جدید آمریکا با پیمان شکنی و نقض تعهدات بین المللی، فقط اعتبار جهانی خود را می‌شکند و اعتماد دولت‌ها و ملت‌ها نسبت به هر گونه مذاکره و تعهدات آینده خود را از دست می‌دهد.

خانم‌ها و آقایان

جمهوری اسلامی ایران مبتکر اتحاد جهانی برای مقابله با خشونت و افراطی‌گری است و گفتگو و مذاکره بر مبنای برد-برد را تنها مسیر حل و فصل بحران‌های جهانی و منطقه‌ای می‌داند. تعمیق پیوندها با کشورهای همسایه و منطقه، و افزایش سطح همکاری با کشورهای دوست، انتخابِ آگاهانه ما است و عبور از تهدیدات خطرناک و تحولات پیچیده دوران گذار فعلی جز با افزایش تماس‌ها و مراودات و نهادینه کردن گفتگو از سوی دولت‌ها و ملت‌ها امکان‌پذیر نیست.

ادبیات جاهلانه، زشت، کینه توزانه و مشحون از اطلاعات غلط و اتهامات بی‌پایه‌ای که از زبان رئیس جمهور آمریکا علیه ملت ایران دیروز در این مجمع محترم شنیده شد، نه تنها در شأن سازمان ملل نبود بلکه در تقابل با خواسته امروز ملت‌ها از این اجلاس -یعنی اتحاد دولت‌ها برای مقابله با جنگ و تروریسم – قرار داشت.

در همین جا اعلام می‌کنم که توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران، از جمله توانمندی های موشکی، تنها جنبه دفاعی و بازدارندگی داشته و برای حفظ صلح و ثبات در منطقه، و جلوگیری از ماجراجویی بیخردان هدف گذاری شده است. مردم شهرهای مختلف ما در جنگ تحمیلی هشت ساله قربانی موشک های دوربرد رژیم صدام بودند و ما هرگز اجازه تکرار چنین جاه طلبی های فاجعه بار را نخواهیم داد.

بی ثباتی و خشونت‌ورزی در منطقه ما با مداخله نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای تشدید شد؛ همان قدرت‌هایی که اکنون با هدف مداخله بیشتر و فروش سلاح‌های مرگبارشان ایران را به ایجاد ناامنی متهم می‌کنند. من به صراحت اعلام می‌کنم که مداخله خارجی و تعیین تکلیف برای مردم منطقه نتیجه‌ای جز تداوم و گسترش بحران برجای نخواهد گذاشت. بحران‌های سوریه، یمن و بحرین راه حل نظامی ندارند و تنها از طریق توقف خشونت، و پذیرش رای و نظر مردم پایان پذیر است.

دولت آمریکا باید برای مردم خود توضیح دهد که چرا با صرف صدها میلیارد دلار از دارایی‌های ملت خود و ملت‌های منطقه به جای آن‌که به ثبات و امنیت کمک کند موجب قتل و فقر و ویرانی و رشد تروریسم و افراطی‌گری شده است.

خانمها، آقایان

اقتصاد ایران در چهار سال اخیر به خوبی نشان داد که از ظرفیتهای کم نظیر رشد و توسعه برخوردار است.

تحریم های اقتصادی نه تنها مایه توقف ایران نشد ، بلکه عزم ملی را بر تقویت تولید ملی راسخ تر کرد. دستیابی به بالاترین نرخ رشد جهانی در سال گذشته نیز نشان داد که اقتصاد ایران می تواند با پتانسیل رشد یک تریلیون دلاری در بیست سال پیش رو ، امیدبخش ترین اقتصاد نوظهور جهان شود. سیاست راهبردی ما برای تحقق این رشد پایدار و متوازن، تعامل گسترده با جهان است. باور ما این است که توسعه و امنیت، دست در دست هم ارتقاء می یابد و منافع مشترک ، می تواند ضامن امنیت منطقه ای و جهانی شود.

ایران با برخورداری از بزرگترین ذخائر گاز و نفت در جهان، آمادگی دارد که در یک همکاری بلندمدت، به امنیت انرژی جهانی کمک کند و با سرمایه گذاری مشترک در زیرساخت های حمل و نقل دریائی ، ریلی و جاده ای، ظرفیت کریدورهای ترانزیت بین المللی را ارتقاء بخشد. تقویت زیرساخت های اقتصادی در حوزه های گاز رسانی، شبکه های برق، و ارتباطات ریلی و جاده ای ، امکان تولید ارزان با دسترسی به بازار بزرگ ملی و منطقه ای را برای پروژه های متنوع صنعتی فراهم کرده است. اینک با فراهم آمدن فضای حقوقی مساعد، هیأت های متعدد سرمایه گذاران خارجی به ایران گسیل شده اند که به امضای روزافزون قراردادهای بزرگ سرمایه گذاری مشترک و تأمین مالی در حوزه های مختلف منجر شده است.

سیاست دولت در ایران بر آن است که با بهبود مستمر فضای کسب و کار ، حمایت از حقوق مالکیت فکری، اصلاح مداوم قواعد حکمرانی شرکتها و مبارزه جدی با پولشوئی، فضای حقوقی مساعد برای سرمایه گذاری در شرکتهای دانش بنیان و حوزه های مختلف فنی و اقتصادی را بیش از پیش فراهم نماید.

عزم ملت ایران بر ساختن ایرانی آزاد و پیشرو، و مشارکت در توسعه منطقه ای امن و آرام، بر مبنای اخلاق و احترام به حقوق بین الملل جدی است و در این راه ، از مشارکت و همکاری همه سرمایه گذاران و صاحبان اندیشه و ابتکار در سراسر جهان استقبال می کند. من در این جایگاه جهانی ، به سخنگوئی از ملت مهمان نواز ایران، از همه آنها که صلح و امنیت و پیشرفت را در سایه مشارکت و همکاری ملتها جستجو می کنند، برای سفر به ایران و مشارکت در این آینده پرامید، دعوت می کنم.

خانم‌ها، آقایان

ما می‌توانیم با باور به تصمیم چهار سال قبل خود در این مجمع عمومی، برای ایجاد جهانی عاری از خشونت و افراط، گفتمان تحمیل، یکجانبه گرایی، ارعاب و جنگ را به منطق گفتگو، هم‌افزایی و صلح تبدیل کنیم؛ تا صدای اعتدال، تنها صدای غالب در جهان باشد.

از توجه شما متشکرم.



حلالیت

درسی دیگر از استاد عزیزم جناب آقای مهندس بشیری

مکالمه دو نفره:

-حلالم کن

+مردی؛ حلال. مردم؛ حلال. اما تا زنده ای سعی کن جبران کنی!



از رحمت (نامنتهای) خدا نا امید مباشید

قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣

(ای رسول رحمت) بدان بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو: هرگز از رحمت (نامنتهای) خدا نا امید مباشید، البته خدا همه گناهان را (چون توبه کنید) خواهد بخشید، که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵۳)

سوره مبارکه زمر آیه ۵۳



email forwarding / filter

خب؛

قبلا در کنترل پنل هاست دامنه های ثبتی

یک امکان email forwarding  بود که الآن دیگه نیست!!!

به جاش از email filters استفاده کنید …



تفکر سیستمی

ظاهرا این نوشته را مسعود بهنود نوشته بوده. البته مطمئن نیستم !

این نوشته را حتما حتما حتما بخوانید …

یکی ازنکاتی که درتفکر سیستمی به صورت جدی مورد تاکید قرار میگیرد، افزایش افق تحلیل است. از آنجا که این بحث بسیار مهم و گاه بسیار پیچیده است،اجازه بدهید آن را از یک مثال ساده آغازکنیم.
اثری که می خواهیم به آن بپردازیم اثر کبری یا Cobra Effect
نام دارد. سالها پیش وقتی هند مستعمره انگلیسی ها بود، تعدادمارهای کبری در سطح شهر دهلی زیاد شده بود واین یک خطر جدی محسوب می شد.
دولت احساس کرد به تنهایی نمی تواند از عهده مدیریت این وضعیت بر بیاید.
به همین دلیل تصمیم گرفته شد که شهروندان به مشارکت دعوت شوند.
برای هر مار مرده ای که تحویل می شد، جایزه ای نقدی در نظر گرفته شد.این استراتژی ابتدا بسيار موفقیت آمیزبود و مارهای مرده زیادی تحویل شد. به نظر می آمد که در طول زمان باید تعداد مارهای مرده کم و کمتر می شد. اما با کمال تعجب دیده شد که تعداد مارهای مرده تحویلی هر روزدر حال افزایش است!
احتمالاً میتوانید دلیلش را حدس بزنید. مردم احساس کردند این کار درآمد خوبی دارد و بسیاری ازآنها به پرورش مارهای کبرا پرداختند تادرآمد خوبی به دست بیاورند. ماجرا در همینجا تمام نشد. دولت اعلام کرد
که دیگر برای مارهای کبرای مرده جایزه نمی دهد! حالا مردم که میدیدند این کسب و کار دیگر رونق ندارد،مارهای خود را در گوشه و کنار شهر رهاکردند.هر کس مارهای خود را به دورترین نقطه از خانه اش می برد و رها می کرد و می توانید حدس بزنید که همان زمان که یک نفر در سمت دیگر شهر، مارهایش را رها می کرد، کسی هم بود که از آن سمت شهر به این طرف آمده بود تامارهای خود را رها کند!
اجازه بدهید مثال دیگری را هم بررسی کنیم.
در ویتنام زمانی که مستعمره فرانسوی ها بود، به دلیل زیاد شدن موشها، دولت برنامه ای برای مشارکت شهروندان تدوین کرد.طبق این برنامه، شهروندان موش ها را میکشتند و دفن می کردند و دم موش را می بریدند و برای دولت می آوردند تا پاداش خود رابگیرند.
بعد از مدتی تعداد زیادی موش های دم بریده در شهر دیده می شد! مردم ضمن حمایت از موشها و کمک به رشد وتکثیر و زندگی آنها، دم های آنها رامیبریدند و به دولت تحویل می دادند و دوباره موش ها را رها می کردند تا موش ها زاد و ولدکنند و درآمد بیشتری را به ارمغان بیاورند.
در هر دو مثالی که دیدیم، یک ویژگی مشترک وجود داشت و آن این که فقط به »نخستین تاثیر یک تصمیم« توجه شده بود. در حالی که اگر افق دید خود راگسترش دهیم و عمیق تر کنیم می توان دید که هر تصمیمی، زنجیره ای از اتفاقات را رقم میزند و بدون در نظر گرفتن این زنجیره نمی توان اثرات ناشی از یک تصمیم را تحلیل کرد.
نوشته زیر مروری است بر اشتباه های سیستمی محمدرضا شاه پهلوی هنگامی که با قیمت بالای نفت مواجه شد. اگرتا کنون، نوشته »اثر مار کبری« را درسری تفکر سیستمی نخوانده اید، لطفاً حتماًقبل از خواندن این متن آن را بخوانید. بدیهی است اعضای طرح متمم به خاطر دارند که کامنت ها و تحلیل ها در بررسی مطالعات تاریخی،نباید جنبه سیاسی (چه دفاع و چه حمله) داشته باشند و در اینجا همه چیز را صرفاً از لحاظ علمی وسیستمی مورد بررسی قرار می دهیم.
پاره یی از حکایت هارا هرازگاه باید دوباره شنید. مانند قصه باران ساز٫آن مرد چینی که وردی می دانست وباران باریدن می گرفت، نرخش یک یوان بود. تازمانی که کسی شاگرد جوان او را اغوا کرد وپسرک کنار کلبه باران ساز دکه یی ساخت و برسردرش نوشت باران سازی با نیم یوان.
در آن سال خشک، چند روزی مشتریان فراوان رسیدند و چینی جوان شادمان، آنان را راه انداخت و روستاییان هم دعاگویان و شادمان رو به مزارع تکیده نهادند، چشم به راه باران. دو روزی گذشت دکه چینی جوان پرمشتری بود هنوز، باران ساز پیرهم مانند همه آن روزها عصایش را زیر چانه نهاده جلوی در کلبه خود، روی چارپایه یی نشسته بود در انتظار که ناگهان ریختند.
روستاییان با نگرانی و فریاد ریختند به دکه باران ساز جوان که به فریادمان برس که زندگی مان رفت. معلوم شد به ورد جوان باران باریده ولی سر ایستادن ندارد و سیلی شده خانمان سوز٫ چاره چیست.
جوان نمی دانست. نمیدانست که باران ساز پیر را دو ورد بود؛ بایکی باران می ساخت و با دومی باران را می گفت تا بایستد و جوان این دومی رانیاموخته بود.
و ما بسیاریم که ورد دوم نمی دانیم. و این زندگی است. تکرار هم میشود. وقتی در سال ۱۳۵۳ بهای نفت ناگهانی جهید و سه برابر شد، در میان کشورهای صاحب نفت ایران تنها کشوری بود که سازمان برنامه یی به آن وسعت و کارشناسان داشت. از همین روکارشناسانش جلوی ناهماهنگی ها را می گرفتند و جلوی اسراف سد می گذاشتند.
در آن زمان ایستادند که نباید این همه پول را وارد کشور کرد وخرید، بلکه باید با تاخیر و به تدریج این درآمد را در جاهای مطمئن سرمایه گذاری کرد وکم کمک عوایدش را آورد و صرف زیرساخت ها کرد.
اما شاه از جهش قیمت نفت صدای سرنوشت شنیده بود و فرمان فرموده بود که ایران ظرف پنج سال در زمره کشورهای صنعتی بزرگ درآید.
گفتند به فرمان دادن نیست و ساختار می خواهد. نپذیرفت. گفته بود ودلالان فرنگی در سرش انداخته بودند که ظرف پنج سال ۲۰ نیروگاه هسته یی داشته باش، بلندترین ساختمان، اول پایگاه کنکورد، اولین جزیره تفریحی منطقه-چیزی نظیردوبی امروز – و بزرگ ترین ارتش خاورمیانه را زیر فرمان داشته باش و صدها از این قبیل»ترین« ها.
عظمت رویا و دروازه های تمدن بزرگ جسارتش می داد که سخن همه کارشناسان سازمان برنامه را ناشنیده بگذارد، سهل است تهدید کند که درش را گل میگیرم. به شرحی که در خاطرات دکترعبدالمجید مجیدی رئیس وقت سازمان برنامه نوشته شده، و خبرنگاران و ناظران آن زمان همدیده اند که در رامسر چه گذشت، در کنفرانس تجدید نظر در برنامه پنجم، آن نطق معروف را فرمود که “هواپیما به سر باند رسیده عنقریب پرواز می کند، هر کس دل ندارد پیاده شود که من خود تا به اینجایش آورده ام و ازاین پس خود می دانم به کجا خواهم برد”.
در آن زمان، سکوت واطاعت بود، فقط یکی با ادب گفت چون عاقبت این کار می دانم نمی مانم تا تماشاگرش باشم،مهندس مجلومیان معاون اقتصادی سازمان برنامه بود. از همان رامسر کار دولتی را ترک گفت و رفت. سه سال بعد از آن تصمیم از سرخودرایی و البته خیرخواهی، ده ها و بل صد هاکشتی که بارهای وارداتی برای ایران آورده بودند در بنادر جنوب صف کشیده بودند، تا چشم می دید بر سطح آب چراغ ها روشن بود و ملوانان و جاشوها شادخواری می کردند با پول ملت ایران که در یک سال چهارصد میلیون دلار دموراژ جریمه تاخیر در تخلیه بار دادند.
امکانات بنادر، اسکله ها چند برابر شد اما سیمان به اندازه نبود،سیمان رسید، وسیله برای رساندنش به درون کشور نبود، کامیونهای وایت – سفیدرنگ – امریکایی خریداری شد، راننده یی نبود، کنسولگری های ایران در پاکستان و بنگلادش مامور استخدام راننده درجه یک شدند، به رشوه تصدیق های ساختگی در کار آمد و تا ده تایی از کامیون هادر جاده بندرعباس به کرمان چپه نشدند کس به صرافت فساد در کنسولگری ها نیفتاد.
این کامیون های وایت چندان ماند که چهار سال بعد از خریدشان نصیب لشگر صدام شد که انبارهای بندر خرمشهر راغارت کردند.اما این همه حکایت نیست، چندانکه کمبود برق، شهرها را در تاریکی برد، کارخانه
ها با مشکل تولید روبه رو شدند، کارگران بیکار شدند، تورم سرسام آور شد، قیمت ها گرانی گرفت، هزاران بازرس استخدام شد که گرانفروشان را بگیرند، اصناف و بازرگانان گرفتار بی عدالتی بازرسان شدند و چرخه سقوط به کارافتاد، سیل جاری شد، گمان نرفت که این حاصل همان رخداد تجدید نظر دربرنامه پنجم در رامسر است و حاصل دور زدن کارشناسان سازمان برنامه. مفاسد اقتصادی شکل گرفت، مردم دانستند این هیاهو از بهرچیست اما حکومت ندانست و رفت تا مدیران سابق و لاحق را قربان کند.
اقتصاد شکست خورده بود دیگر به دنبال مسببش می گشتند. و چون شکست یتیم است و پیروزی صد پدر دارد، پس جستو جو ادامه یافت و ساواک به ماجرای اقتصادی رنگ سیاسی زد. از اولین کسانی که در آن زمان به حکم بررسی های نخستین قربانی شدند فریدون مهدوی وزیر بازرگانی وقت و دو معاونش بودند که ساواک کشف کرد اولی عضو قدیمی جبهه ملی و دو دیگر از اعضای کنفدراسیون دانشجویی مخالف بوده اند.
اما کس از کس نپرسید نکند ورد دوم را نمی دانیم. چنان که وقتی دیگر بار سیل به راه افتاد به خود نگفتیم مومن از یک سوراخ نباید دو بار گزیده شود. ماگزیده شدیم نه دو بار که بارها. در اقتصاد شکست خوردیم به پای سیاست نوشتیم، در سیاست کم آوردیم سراغ اقتصاد رفتیم مگر با یارانه اش جبران کنیم. هر بار دشمنی قهار در جیب داشتیم که بیرونش کشیدیم و ناسزا بارانش کردیم. آن بارشاه گفت هر بار ما گفت وگوهای نفتی داریم
مملکت شلوغ می شود.نگفتیم این همه از قامت ناساز بی اندام ماست.



خاطره پنجمین گردهمایی سراسری دانش آموختگان صنعتی اصفهان

روز ۲۲ اردیبهشت ۸۹ در گردهمایی دانش آموختگان دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان حضور یافته بودم که گزارش آن در اینجا آمده است.

روز ۶ شهریور ۹۳ در چهارمین گردهمایی سراسری دانش آموختگان حضور یافته بودم که خاطرات آنهم در اینجا مختصری تشریح شده

و بالاخره در مورد پنجمین گردهمایی که دعوتنامه اش اینجاست  …

این همایش مصادف بود با چهلمین سالگرد تاسیس دانشگاه

باتفاق همسرم به دانشگاه رفتیم. و اما نکاتی چند:

۱- قبل از رسیدن به میدان استقلال اصفهان؛ ناگهان متوجه تابلویی شدم که به درب جدید ورودی دانشگاه اشاره میکرد! از آن درب وارد شدیم و سر از بالای خوابگاه ۳ در آوردیم

۲- دوستان کم تعداد بودند و هر یک به دلیل مشغله ای فرصت حضور نیافته بودند. آقایان اکبر محمدی – محمد حسین جبروتیان – حسین بهرامی – مسجدی – فدایی – میرمحمد صادقی را دیدم.

۳- آنجا فهمیدم که آقای حسین زمان  دانشجوی ورودی ۵۶ (سال تاسیس دانشگاه) بوده

۴- فیلمی طنز در باره دانشگاه توسط روابط عمومی تهیه شده بود که پخش شد و واقعا خیلی جالب بود. کاش بتوانیم به گونه ای به دستش آوریم!

۵- پس از پذیرایی؛ گروه موسیقی آمدند و در آخر “فاصله ها” را اجرا کردند. بعدش آقای زمان و چند نفر دیگر از دانشجویان قدیمی کادویی به آقای دکتر مدرس هاشمی تقدیم کردند. وقتی خواستند سن را ترک کنند؛ گروه موسیقی آقای زمان را صدا کردند و مجری گفت:

گروه موسیقی آقای زمان را برد

۶- آقای دکتر امیدی مرا شناخت و جالب اینست که یادش بود که در گردهمایی دانش آموختگان دانشکده برق و کامپیوتر حضور داشتم. ایشان دبیر هجدهمین کنفرانس مهندسی برق ایران بود و تعریف کرد که حتی تا روز قبل از همایش صندلیهای همین سالن شیخ بهایی نصب نشده بودند.  آن همایش اولین همایشی بوده که در سالن شیخ بهایی برگزار شده و برای برگزاری آن سختیهایی فراوانی کشیده بودند. دست مریزاد

۷- قصد داشتم در بخش خاطره گویی شعر “بچه های پشت کوه سید ممد” را بخوانم که گفتند وقت کم است و فرصت نیست!

۸- در صف شام، از آقا و خانمی که به همراه فرزند کوچکشان حضور یافته بودند؛ پرسیدم: شما دانشجوی اینجا بوده اید؟  فرمودند هر دو بوده ایم و الان هم هستیم.در دوره لیسانس همکلاس بوده و ازدواج کرده ایم و الان فوق میخوانیم. خاطرات دفعات قبل  را که تعریف کردم؛ و اینکه ورودی ۶۵ بوده ام؛ آن خانم گفتند:

چه جالب! من متولد ۶۵ هستم.

جای دوستان خالی. خیلی خوش گذشت. امید که این فرصتها تداوم یابد و البته با حضور پرتعدادتر دوستان