مشرکی در خانواده پیامبر

تبلیغ کتاب “مشرکی در خانواده پیامبر” را در تلگرام دیدم. آنرا سفارش دادم و البته با تاخیر به دستم رسید … و خواندم.

حتما بخوانیدش! حتما حتما

در بخشی از آن آمده است:

… و همین اکثریت هستند که تعالیم متعالی را از درون تهی می سازند، به ابوالعاص پیشنهاد ریاکارانه ای داده، به وی گفتند:

= اکنون تو که به اموالت دست یافتی، میتوانی مسلمان شوی و طبق قانون اسلام تمامی این اموال را که متعلق به مشرکین است، بر تو حلال شده، تو میتوانی آنها را تصاحب کنی.

ابوالعاص که رسما مشرک بود… پاسخ تکان دهنده …

= اسلامی که آغازش با خیانت در اموال مردم صورت گیرد به درد من نمیخورد!

داستان زندگی‌ زینب، دختر بزرگ پیامبر و ابوالعاص، داماد پیامبر را نخستین‌بار چند سال پیش در کتاب زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام (سیرة ابن هشام) خواندم و مجذوب آن شدم. این داستان بسیار مختصر امّا منحصر به‌ فرد بود. در واقع، اوّلین‌بار در سنی در حدود چهل‌وچند سالگی بود که فهمیدم پیامبر اسلام دختری به نام زینب داشته است. از خودم و این بی‌خبری شرمنده شدم. بعد از این بود که کنجکاو شدم بدانم که دیگران نیز تا چه حد از زینب و داستان زندگی‌اش اطلاع دارند؟ در نتیجه، در کلاس‌هایی که تدریس می‌کردم اعم از مقاطع کارشناسی، کارشناسی‌ ارشد، و دکتری از دانش‌جویانم بارها و بارها پرسیدم که حضرت محمد (ص) و خدیجه چند فرزند داشته‌اند؟ از میان ده‌ها نفر دانشجو فقط یک نفر از میان دانشجویان مقطع دکتری دقیقاً می‌دانست که پیامبر اسلام چند فرزند داشته، نام یکی از آن‌ها زینب بوده است. بررسی‌های بیش‌تر نشان می‌دهد که این بی‌خبری از تاریخ اسلام، حتی از لایه‌های گوناگون زندگی پیامبر عظیم‌الشأن‌مان، امری نظام‌مند و همگانی است و مؤیّد این نکتة مهم است که تاریخ اسلام بر مبنای جهت‌گیری‌های فرقه‌ای نگاشته شده است و این تاریخ‌نگاری و تاریخ‌شناسی فرقه‌ای چنان سوگیری همه‌جانبه‌ای داشته است که بخش مهمی از تاریخ اسلام را مغفول نهاده و نادیده گرفته است. تاریخ اسلام هنوز گنج‌های ناشناخته‌ای را در دل خود نهفته دارد؛ زیبایی‌هایی که تمنّای نگاه‌های مشتاق را دارند و دنیای نادیده‌ای که انتظار گام‌های مکتشفان و سیّاحانی را می‌کشد که به شنیده‌ها و گفته‌های رایج و مرسوم بسنده نمی‌کنند بلکه جسارت اکتشافی تازه را در ذهن و دل خود می‌پرورانند و از رویارویی با مناظر بکر و بدیع هراسی به خود راه نمی‌دهند. باری، یکی از داستان‌های بسیار زیبا، تأمل‌برانگیز و درس‌آموز در تاریخ اسلام داستان رابطة عاشقانة زینب و همسرش ابوالعاص بن ربیع درون خانوادة پیامبر است. بر آن شدم تا این داستان را به زبانی ساده  بازنویسی کنم، داستانی که به قول دکتر نابلسی «طعمی خاص» دارد.
✍️ دکتر حسن محدثی

جهت سفارش و خرید این کتاب به این آیدی @ISBookStore1 (در تلگرام) پیام بدهید و یا با شماره تلفن های زیر تماس حاصل نمایید:
📞 ۰۲۱-۷۷۳۳۵۶۴۹
📱 ۰۹۲۲۶۸۲۸۱۳۸

✴️قيمت:۱۵۰۰۰ تومان



مهمات



طرح مکرر دعاوی با موضوع اختلاف بین کارفرما و پیمانکار

فواد انصاری مطلبی دارد تحت عنوان: ایرادات وارده در قراردادهای نرم افزاری

در کامنتی پای آن نوشتم:

 

فواد عزیز
مثل همیشه خوب نوشتی
البته خودت هم گفتی که کامل نیست و اهم مطالب است
من نیز تجربیاتی در این خصوص دارم
از طرفی با توجه به اینکه کارشناس رسمی دادگستری هستم
موارد متعددی از اختلافات بین کارفرما و پیمانکار به اینجانب ارجاع شده و بررسی و نظریه کارشناسی نوشته ام
مهمترین توصیه من در تکمیل مطلب شما
مهمترین توصیه ایست که در کلاسهای مدیریت ادعا میشود
و آن اینکه: مستندسازی کنید!!!
مثلا قرار است در فلان تاریخ پیش پرداخت بگیرید و کار را شروع کنید
اما سر وقت پیش پرداختی به شما نمیدهند!
فورا این را مکتوب کنید و قید کنید که اگر تاخیری در زمانهای اجرا پیش آید دیگر شما مقصر نیستید
یا بر عکس
پیمانکار در فلان تاریخ بایستی درصد مشخصی پیشرفت کار داشته باشد و مثلا سیستم را تحویل موقت نماید و این کار را به موقع نکرده است!
کارفرما باید مکتوب و مستند این را اعلام نماید و مستمسک کسر جریمه تاخیر از پیمانکار قرار دهد

کلا مستند سازی
متاسفانه ما ایرانیان در مستندسازی بسیار ضعیف هستیم

یادتان باشد
اگر کار به اختلاف و دعوی و محکمه و قاضی و کارشناس بکشد
این مستندات هستند که حرف میزنند!!!
موفق باشید

در پاسخ؛ ایشان نوشت:

ممنونم از توضیحات عالی شما. چند روز پیش داشتم از سایت مکتبخونه درسهای آقای شعبانعلی را میخواندم و از یک نفر نقل میکرد که نوشتن فورس ماژول و مستندات باید به دقت انجام شود چون فقط در شرایط دعوا و شکایت دو نفر سراغ قرارداد می روند و اگر با هم مشکلی نداشته باشند که تا آخر کار قرارداد داخل کشو است و کسی به آن نگاه نمیکند

و من روز ۲۸ اسفند ۹۵ نوشته بودم:

دقیقا همینطور است
اصلا قرارداد نوشته میشود برای مواقع اختلاف
سعی میکنم در یک فرصت مناسب
در وبلاگم
در این خصوص مطلبی بنویسم …

و جخت تازه؛ الان؛ این فرصت مناسب دست داد!!!

تا کنون در ۴۳ مورد نظریه کارشناسی رسمی نوشته ام. موضوعات مورد بحث و بررسی شامل موارد زیر بوده است:

ارزیابی اموال نو و کارکرده  ۱۴  مورد
ارزيابي تجهیزات اسقاطی ۸ مورد
تامين دليل ۶ مورد
بررسی اختلاف بین کارفرما و پیمانکار و عدم رعایت مفاد قرارداد ۵ مورد
سایر (بیشتر…)



تاثیر فاصله تا مرکز تلفن در سرعت ADSL

خب؛

در مورد خط مشترک دیجیتال

توجه شما را به اسلایدهای زیر (مجهز به لینک) جلب می نمایم:

نحوه تقسیم بازه فرکانسی و اختصاص یک کانال برای مکالمه

استفاده از اسپلیتر در دو طرف ارتباط (سمت مشترک و سمت مرکز سوئیچ)

و اینکه با افزایش فاصله مشترک تا مرکز تلفن؛ سرعت انتقال اطلاعات کاهش می یابد

سوالی باشه، در خدمتم…



td-lte

به مشهد که رفته بودیم، دوست عزیزم آقای محمدی در خصوص td-lte و جایگزینی اش با وایمکس و … سوال کرد. قول دادم که لینک مطالب مرتبط با تکنولوژیهای اینترنت را برایش بفرستم.

اکنون بررسی کردم و دیدم که یادم رفته در مورد td-lte بنویسم!

خب؛ از آنجائیکه

هر گلی نو که در جهان آید

ما ز عشقش هزار دستانیم !!!

وقتی از ارائه سرویس td-lte توسط ایرانسل خبردار شدم، تصمیم به خرید گرفتم و در ۱۰ تیر ۹۶ مودم GP2101 را به همراه ۱۰۰ گیگ اینترنت ۶ ماهه و یک عدد سیمکارت مخصوص ایرانسل گرفتم  به عبارت ۲۱۱۹۰۰ تومان

از طریق سایت اینترنتی سفارش و آدرس داده و اینترنتی پرداخت کردم که با پست به دستم رسید.

و اما نکات:

۰- ابتدا چند تعریف:

ماشین: وسیله ای برای انجام آسانتر  کارها

برنامه: مجموعه ای از دستورالعملها

کامپیوتر: ماشین قابل برنامه ریزی

داده: موجودیتی دارای معنی و مفهوم

اطلاعات: داده های پردازش شده

دانش: پایدارترین نوع اطلاعات

شبکه کامپیوتری: مجموعه ای از کامپیوترهای مستقل مرتبط با هم

اطلاع رسانی: تولید، مدیریت و بهره برداری از دانش قابل ذخیره

شبکه اطلاع رسانی: جدیدترین وسیله برای اطلاع رسانی مبتنی بر شبکه های کامپیوتری

اینترنت: شبکه اطلاع رسانی جهانی

شبکه های کامپیوتری بر ۳ رکن استوار است: کامپیوتر – ارتباطات (برای انتقال داده) – سرویسها

از جمله سرویسهای ارائه شده در شبکه های کامپیوتری؛ میتوان از سرویس فایل و یا سرویس اطلاع رسانی نام برد.

۱- در شبکه های کامپیوتری (و اینترنت – چرا که اینترنت؛ مبتنی بر شبکه کامپیوتریست) از  کانالهای زیر، برای انتقال داده میتوان استفاده کرد:

کابل کوآکسیال – کابل UTP  – اتصال دایال آپ –   ADSL  – ISDN  – فیبر نوری –  امواج نوری (لیزری) – ارتباطات ماهواره ای و VSAT –  وای فای – وایمکس – خط E1  – موبایل دیتا  – اینترنت کابلی (استفاده از شبکه تلویزیون کابلی) و …

۲- در انتقال داده مبتنی بر شبکه موبایل و بسته به نسل چندم بودن شبکه؛ روشهای زیر مورد استفاده میباشند. بدیهیست که در  روشهای جدیدتر؛ نرخ تبادل داده (که واحد اندازه گیری آن در شبکه های کامپیوتری بیت در ثانیه / bps میباشد) بیش از روشهای قدیمیست!

GPRS
EDGE
UMTS
HSPA
+HSPA
LTE

در لیست فوق؛ دو روش اول در نسل دوم شبکه های موبایل (یا همان ۲G) – سه روش بعدی در ۳G و نهایتا روش آخر در نسل چهارم شبکه های موبایل استفاده میشود.

۳- در نسل چهارم به دو روش میتوان در شبکه موبایل به اینترنت متصل شد: اینترنت همراه – اینترنت ثابت

برای اتصال به  اینترنت همراه میتوانید هم از موبایل دیتا در گوشی تلفن خود استفاده کنید و یا از یک مودم همراه. مودمهای همراه سیمکارت میخورند و باطری قابل شارژ دارند و لذا قابل جابجایی هستند. شما میتوانید در گوشی موبایل خود اتصال همراه یا همان hotspot را روشن کنید و دستگاههای دیگر (مثلا لپ تاپ یا گوشی دیگری) به صورت وای فای از اینترنت همراه شما استفاده کنند و یا سایر دستگاهها به مودم همراه شما متصل شوند.

برای اینترنت ثابت نسل ۴ (یا همان td-lte) شما بایستی یک مودم مخصوص برای این منظور بعلاوه یک سیمکارت مخصوص برای این منظور خریداری کنید. مودمهای td-lte  معمولا با آداپتور به برق وصل میشوند و ثابت هستند. البته قابل جابجایی نیز میباشند اما نه دقیقا عین مودمهای همراه!

۴- در td-lte (یا همان اینترنت ثابت) روش انتقال اطلاعات با اینترنت همراه متفاوت است.

۵- معمولا سرعت اتصال در اینترنت ثابت از اینترنت همراه بیشتر است و بسته های اینترنت ثابت ایرانسل، از اینترنت همراه؛ مقرون به صرفه تر!

۶- و در آخر اینکه قبل از اقدام به خرید مودم اینترنت ثابت نسل ۴ (یا تعویض رایگان مودم وایمکس با مودم td-lte) حتما ابتدا از تحت پوشش  بودن منطقه ای که میخواهید در آنجا از مودم نسل ۴ ثابت استفاده کنید، مطمئن شوید.

برای این منظور در سایت ایرانسل به قسمت “مناطق تحت پوشش” بروید. مطابق تصویر زیر (مجهز به لینک) و با استفاده از بخشهایی که دور آن خط قرمز کشیده شده؛ از پوشش شبکه نسل دوم – سوم و چهارم اینترنت همراه و ثابت در محل مورد نظرتان اطمینان حاصل کنید. موفق باشید

 



ترساننده

چرا که آنکه می ترسد، می ترساند!



انتقام دیو ۳

ادامه از قسمت قبل

قسمت ۷۱

افشین داشت میگفت میدونم من و پدرم بدترین و کثیف ترین کار رو در حقت کردیم و انتظار ندارم ما رو ببخشی
اما من…
که صدای جیغ سالن رو برداشت
با توانی که نمیدونم از کجا اومد دویدم سمت اتاق سامی
چشماش بسته بود اصلا مرده بود دویدم جلو دستشو گرفتم
فریاد زدم سامی، سامی چشماتو باز کن خدای من هنوز زنده بود
چشاشو به زحمت باز کرد
میون گریه گفتم سامی من هیچکی رو نکشته بودم
من تو الکلی مجازات شدیم
به گناه نکرده ما رو سوزندن سامی
به گناه نکرده تو رو از من گرفتن
به گناه نکرده بدنمون کبود شد و دلمون خون
به زحمت گفت میدونم افشین همه چیو بهم گفت آخرین قطره اشکش ریخت روی بالش
و چشماشو برای همیشه بست
نه، نه این واقعیت نداشت
ساااامی، سامی پاشو این حق ما نیست
ساااااامی
شونه هاشو گرفته بودم و تکون میدادم
پرستارا به زحمت منو ازش جدا کردن
فریاد زدم ولم کنید لعنتیا ولم کنید
افشین اومد بازومو کشید دستمو کشیدمو گفتم به من دست نزن
داشتم خفه میشدم باید میرفتم
در عرض چند ساعت فهمیدم دو سال بیگناه مجازات شدم
در عرض چند ساعت فهمیدم کسیو نکشتم
که اشکهای مادرم ده سال پیر شدن پدرم
بخاطر ظلم بزرگی بوده که مثل مار موذیانه دور زندگیمون پیچید
در عرض چند ساعت
تک تک پایه های زندگیم با کلنگ حقیقت ویرون شد
در عرض چند ساعت فهمیدم زندگی خیلی بیرحم تر از اونی که فکر میکردم خیلی بیرحم
فقط میخواستم برم
از میون اشباح گریان گذشتم
و قدم به قلب داغدار خیابان گذاشتم که خیس از اشکهای آسمان بود
مثل یه جنازه کنار خیابون میرفتم
که صدای پیاپی بوق ماشینی به روح زخم خوردم سوهان کشید
برگشتمو نگاش کردم
افشین بود
گفت بیا بشین برسونمت خونه
رومو برگردوندم و به راهم ادامه دادم
ماشین رو نگه داشت اومد پایین بازومو گرفت
اما اینبار مثل آدمی مسخ شده اعتراضی نکردم
دیگه توانی هم برای اعتراض نداشتم
منو رو صندلی نشوند تا رسیدیم خونه
زنگو زد
مش صفر اومد دم در
آشفته بود گفت خانوم کجا بودین
آقا حالشون خیلی بد بود
همه چیو شکستن و رفتن بیرون
به حیاط نگاه کردم گلدون ها هر کدوم یه سمت شکسته بود
از پله ها بالا رفتم و وارد خونه شدم
گلدون آفتاب گردونم هزار تکه شده بود
کوسن ها هر کدووم به یه طرف پرت شده بود همه جا پر از تکه های شکسته بود
افشین پشتم اومد تو داشت با حیرت به خونه نگاه میکرد
رفتم سمت تی وی و دی وی دی رو روشن کردم
نشستم رو مبل
افشین گفت داری چیکار میکنی
با گریه گفتم مگه نمی بینی میخوام کارتون ببینم

قسمت ۷۲

رفتم سمت تی وی و دی وی دی رو روشن کردم
نشستم رو مبل
افشین گفت داری چیکار میکنی
با گریه گفتم مگه نمی بینی میخوام کارتون ببینم
گفت صبا پاشو ببرمت بیمارستان
و در همین حین مدام شماره علیرضا رو میگرفت
تا بالاخره جواب داد
افشین عصبی فریاد زد لعنتی کجایی
پاشو بیا خونه
یه رب بعد علیرضا درو کوبوند و وارد شد
تا چشمش به من افتاد به سمتم حمله ور شد
و منو گرفت زیر مشت و لگد افشین دوید سمتمون
وسط درد عمیقی که تو پهلو و کمرم میپیچید
صدای پر خشمشو میشنیدم که فریاد میزد
من میدونستم تو هرزه ای همتون مثل همید
میدونستم آخرش با اون پسره فرار میکنی
چیه قالت گذاشت سر کار بودی بدبخت
دوباره مثل یه تفاله برگشتی پیش خودم
مامانت کدوم گوریه چرا هیچکی خونتون نبود آره همتون با هم همدست بودین و منو احمق فرض کردین
خدای من فقط آخر حرفای مامانمو شنیده بود جایی که مامانم گفت زود خودتو برسون سامی منتظره
دیگه ضرباتشو حس نمیکردم بدنم بی حس شده بود
اصلا هیچی حس نمیکردم
افشین فریاد میزد ولش کن لعنتی کشتیش
اما نمیتونست از من جداش کنه
در همین حین علیرضا برگشت و مشت محکمی تو صورت افشین زد
از فرصت استفاده کردم
و با تمام توانم بلند شدمو به سمت اتاق دویدم
و در رو پشت سرم قفل کردم صدای ضرباتی که به در میزد مثل پتک تو سرم میخورد
فریاد زد بیا بیرون وگرنه این درو میشکنم
با گریه گفتم برو گمشو ازت متنفرم
و پشت در نشستم و صدای هق هقم بالا رفت
با عصبانیت بلند شدمو
رفتم سمت دراور و میز آرایشم و همه رو ازمیز پرتاب کردم اونور
گلدون کنار تختو برداشتمو کوبوندم تو آیینه
روتختی رو پرت کردم و پرده های پنجره رو کندم
و همزمان فریاد میزدم خدایا چرا
آخه چرا این زندگی لعنتی تموم نمیشد
اما من تمومش میکنم همین الان
رفتم سمت پاتختی و بسته قرصای خوابمو برداشتم
لیوان کنار تخت هنوز آب داشت
همه قرصا رو ریختم تو دهنمو و پشتش آب دادم
صدای در زدنش محکمتر شده بود فریاد زد داری اونجا چه غلطی میکنی
همینطور که به در میزد
افشین فریاد زد (بیشتر…)