جعبه سیاه ناول!

در یک جایی کار میکردم تغییرات یا بهتره بگم خرابکاری وحشتناکی در فایلهای شبکه کامپیوتری انجام شده بود سیستم عامل شبکه ناول بود من لاگ شبکه را بررسی کردم و فهمیدم که این تغییرات توسط کدام یوزر و از روی کدام کامپیوتر و در چه روز و ساعتی انجام شده لاگ ناول باینری هست و […]


جبهه

1- مخابرات زرهی ل 17 علی ابن ابیطالب 2- تبلیغات تخریب ل مهندسی رزمی 42  قدر 3- هدایت آتش ادوات ل 8 نجف اشرف 4- تطبیق آتش و مسئول محور ادوات ل 31 عاشورا


رزمنده تویی خیلیا اداتو درمیارن

به یاد اولین بار رفتنم به جبهه


جاسوسی قدغن

پدر بزرگ من روحانی و امام جماعت مسجد و سردفتر ازدواج ( و نه طلاق ! ) بود… من رفته بودم جبهه در لشگر عاشورا که بچه های دوست داشتنی ترک آذربایجانی خودمان  بودند ما چند نفر بودیم که فارس بودیم و از اونجا سر در آورده بودیم من ترکی میفهمیدم دوستان گفتند نگو که […]


شلوغی

اینقدر سرم شلوغ بود که یادم رفت! قبلی


عقب؛ جلو؛ پل؛ پارک

دانشجوی مقطع لیسانس بودم که تصمیم گرفتم گواهینامه رانندگی بگیرم. به راهنمایی رانندگی اصفهان مراجعه کردم و مراحل طی شد تا آزمون عملی تو شهری. درصد زیادی رد میشدند تا اینکه کسی به یکی از افسران اعتراض کرد که چرا اینقدر ردی دارید؟ افسر گفت: شما باید قبل از آمدن به اینجا حداقل 20 الی […]


خاطره پنجمین گردهمایی سراسری دانش آموختگان صنعتی اصفهان

روز 22 اردیبهشت 89 در گردهمایی دانش آموختگان دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان حضور یافته بودم که گزارش آن در اینجا آمده است. روز 6 شهریور 93 در چهارمین گردهمایی سراسری دانش آموختگان حضور یافته بودم که خاطرات آنهم در اینجا مختصری تشریح شده و بالاخره در مورد پنجمین گردهمایی که دعوتنامه اش […]