بایگانی برای موضوع "خاطرات"

L1730S رفت!

پنجشنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۸

تاریخ خریدش به مبلغ ۲۵۵ هزار تومان، روز ۳۰ فروردین ۸۶ بود. از بس ۸ تا ۸ تا خوابیدند زیر نور آن، سوخت! به جای آن L1742S گرفتیم به مبلغ ۱۴۲ هزار تومان. ببینیم تا کی دوام می‌آورد؟
بی مونیتوری هم بد دردیه! خدا نصیب هیچ گرگ بیابونی نکنه!

پل جدید مجاور سد Hoover

دوشنبه ۹ آذر ۱۳۸۸

۰- آیا میتوان اینترنت را اینگونه تعریف کرد: «ارزانترین – سریعترین و گسترده ترین رسانه»؟
شاید اگر سرعت و ضریب نفوذ اینترنت بالاتر بود، میشد؟!
۱- دوستی در اصفهان داشتم بنام “سید”. آخرین بار همدیگر را در ترمینال کاوه دیدیم. شاید در سال ۷۲ یا ۷۳. گفتم عیال اختیار کرده‌ام که فعلا کارمند است. گفت خوبست عیال [...]

دانشگاه صنعتی اصفهان ۱

چهارشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۸

برای اولین بار در عمرم، روز چهارشنبه ۶۵/۷/۲۳ به اصفهان رفتم. صبح آن روز ساعت ۱۰.۵ از تهران حرکت کرده بودم و ۶ عصر رسیدم. به یک مسافرخانه در خیابان مسجد سید رفتم و شب را به صبح رساندم. صبح با سرویس دانشگاه از ایستگاهش که نزدیک چهار راه هفتم محرم بود، به دانشگاه رفتم. [...]

خرید خانه

شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۸

هشدار!
چند روز پیش حدیثی از امام رضا علیه السلام در وبلاگ ده نمکی دیدم: چون مردی را دیدید که هیئت و رفتار نیکو دارد و آرام آرام سخن می گوید و در حرکات خود فروتنی نشان می دهد مواظب باشید فریب نخورید!
چه بسیار کسانی هستند که …دین را همچون دامی برای دست یافتن به دنیا [...]

عالیجناب فرزند!

پنجشنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۷

اخیرا در یوتیوب کلیپی از آقای خرسندی دیدم تحت همین عنوان. یادم آمد که زمانی که دانشجوی لیسانس بودم و معمولا جمعه رادیو گوش میکردیم، “استاد خرناس”  طنز میگفت و طنزی با مضمون «عالیجناب فرزند» از او یادداشت کرده بودم. به مناسبت نوروز تقدیم میکنم به امید آنکه لبخندی بر لبان بنشاند!
داستان، داستان کامبیز نامی [...]