اسلام – مسیحیت – تعصب

273 کرّا:  آناطولی دیاری است که در آن دین ها باورها عادت ها و قصه ها در هم آمیخته اند… بچه های مسلمانی میشناسم که نام عیسی بر خود دارند بچه هایی مسیحی میشناسم که مادرهای رضاعی مسلمان شیرشان داده اند. … اگر میان مسیحیت و اسلام دروازه مرزی باشد گمان نمیکنم این دروازه آن طور که متعصبهای دو طرف ادعا میکنند غیر قابل عبور باشد.

276 شمس:

شمس
قونیه، 8 محرم 643
این همه ترس و وهم و منع … انسانهایی پیدا میشوند سی روز ماه رمضان را روزه میگیرند، عید که شد برای کفاره گناهانشان گوسفند حنابسته سر میبرند، به حج تمتع و عمره میروند، روزی پنج بار سر به سجاده میگذارند، اما در دلشان نه جایی برای محبت است، نه جایی برای مرحمت. مرد حسابی، پس برای چه این همه زحمت میکشی؟ مگر بدون دوست داشتن و دوست داشته شدن میشود ایمان آورد؟ اگر عشق نباشد، “عبادت” هم کلمه ای خشک و خالی میشود عبارت از پنج حرف کنار هم نشسته. پوسته ای بی مغز. انسان باید با عشق و در عشق ایمان بیاورد؛ باید در رگهایش عشق به خدا و انسانها را حس کند!
گمان میکنند آفریدگار جایی آن بالا در آسمانهاست. بعضیها هم در مکه و مدینه به دنبال او میگردند! یا در مسجد محله شان! مگر خدا در یک مکان میگنجد؟ چه غفلتی! او تنها در یک جاست: در دل عاشقان.
از این رو چنین گفته است: “نه آسمان میتواند در بر گیرد مرا نه زمین. فقط و فقط در قلب بندگان مومنم میگنجم.”
این ابله را ببین. میخواهد با خدا معامله کند. یعنی تو الآن هرگونه خباثت را در ذهنت بپروران، پشت سر این و آن غیبت بکن، به ناموس مردم چشم …

278

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *