آفتابه لگن چند دست؟ شام و ناهار هیچی!

متن زیر بخشی از این خبر بازتاب است:

احمدینژاد در بخش دیگری از سخنان خود با تاکید بر عزم دولت برای ایجاد عدالت در کشور گفت: وقتی حرف از عدالت پیش میآید برخی افراد حرفهای انحرافی میزنند وقتی میگوییم باید عدالت برپا باشد و امکانات عادلانه توزیع شود و همانطور که مردم فلان شهر از امکانات برخوردار هستند مردم روستاهای گرمسار هم برخوردار شوند میگویند این حرفها را نزن خطرناک است، توزیع فقر است و جلوی پیشرفت را میگیرد؛ ما میگوییم اتفاقا عدالت زمینه و عامل اصلی پیشرفت است. از کجا میدانید در روستایی که شما به حساب نمیآورید صدها جوان باشند که وقتی وارد میدان عمل شوند صدها تن از شما را در جیب خود میگذارند.

رئیس جمهور گفت: برخی بهانه های دیگر میآورند و میگویند عدالت خیلی سخت است و ما زورمان نمیرسد. چطور از دهان این قلدری که شیلنگ ۸ اینچ به بیت المال وصل کرده و با یک پمپ و برق سه فاز میمکد و به حساب و به جیب خود میریزد و بستگان خود را متنفع میکند، چه طور جلوی او را میگیرید؟ او با تو برخورد میکند پس ول کن، سکوت کن. من میگویم خدا میفرماید ما به اندازه توان تلاش کنیم خداوند برکت میدهد.

وی افزود: بعضی به ما نصیحت میکنند که فلانی چرا جلوی این قلدرها ایستاده ای فشار میآورند و علیه تو طراحی میکنند کمی کوتاه بیا، کمی لبخند بزن، کمی هم کف دست آنها بگذار. پاسخ من روشن است. مردم به من رای دادند که دست این قلدرها را از بیت المال قطع کنم و اگر بنا باشد در مقابل تبعیض ساکت شوم این مسوولیت یک ریال هم برای من ارزش ندارد. من اگر لباس سوپوری بپوشم و شهر شما را جارو بزنم صدها برابر برایم عزیزتر است تا اینکه سکوت کنم.
میگن بعضی ها خوب حرف میزنند ، بعضی حرفهای خوبی میزنند. بعضی ها هم حرف نمی زنند بلکه عمل میکنند. به نظر شما کدوم دسته بهترند؟

One Reply to “آفتابه لگن چند دست؟ شام و ناهار هیچی!”

  1. مجيد

    اینم از سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی که به نقل از سایت پیک نت می یارم. البته تاریخ روزنامه ذکر نشده است

    روزنامه جمهوری اسلامی در یک سرمقاله بحث انگیز، به قلم “مسیح مهاجر” سردبیر این روزنامه نوشت:

    حوادث پیاپی در یک ماه و نیم اخیر که همگی حکایت از تصمیم‌گیری‌های غیرمتعادل دارند، متاسفانه بوی آزاردهنده افراط و فاصله گرفتن از تعادل را به مشام‌ها می‌رسانند. این روند خطرناک اگر ادامه یابد، کشور را به سوی یک فاجعه به پیش می‌برد، فاجعه‌ای که با هیچ وسیله‌ای قابل کنترل نخواهد بود. ماجرایی که فاصله گرفتن از تعادل و تسلیم افراط شدن را به اوج رساند، تصمیم شتاب‌زده رییس‌جمهور درباره مدیرعامل و اعضای هیات‌مدیره بیمه ایران بود. قبل از آن، نوع برخورد با نظامیان نیروی دریایی انگلیس که به آب‌های سرزمینی کشورمان تجاوز کرده بودند، یک اخطار در همین زمینه بود که جدی گرفته نشد. ماجرای بخشیدن یک بخش از استان فارس به یک شهر و بلوایی که بر سر آن در جریان سفر رییس‌جمهور به آن استان برپا شد و همه ما آن را به حساب یک غفلت گذاشتیم و از کنارش با سکوت گذشتیم… این تعداد اشتباه از یک رییس‌جمهور در مدتی کمتر از یک ماه و نیم… آن هم در مسایل مهمی که بعضی از آنها به سیاست خارجی و بعضی دیگر به مدیریت کشور و آبروی اشخاص و اعتبار نهادها و بنیه اقتصادی کشور مربوط می‌شود، بسیار زیاد است. به نظر می‌رسد سکوت درباره این امور، جایز نیست و به معنای ترجیح دادن منافع جزیی بر مصالح کلی نظام و کشور و ملت است… شورش‌های چند روزه اقلید علیه تصمیم رییس‌جمهور در مورد الحاق‌بخش خسرو و شیرین به آباده، را نمی‌توان تایید کرد ولی بدون تردید آن تصمیم را هم نمی‌توان تایید کرد. حتی قبل از انقلاب، شاه هم که خود را مالک و صاحب کشور و ملت می‌دانست به خودش اجازه نمی‌داد وقتی مردم یک شهر می‌گویند فلان بخش را به شهر ما ملحق کن، او همان جا بگوید: مال شما باشد!

    این قبیل امور، مجاری قانونی دارند و باید مراحلی را از جنبه‌های سیاسی و امنیتی و اجتماعی طی کنند تا به نتیجه برسند. آیا تجربیات استان شدن قزوین و تقسیم شدن خراسان به ۳ استان در این زمینه برای کسی که خود مدتی فرماندار و استاندار بود کافی نیست؟… تکیه بر گزارش یک فرد اخراجی از بیمه که وزارت اطلاعات او را از حراست بیمه ایران اخراج کرده و توسط رییس دیوان محاسبات به سمت بازرسی گمارده شده است نمودن و بدون بررسی‌های قانونی، حکم عزل همه اعضای هیات‌مدیره و مدیرعامل بیمه ایران را صادر کردن، خسارت‌هایی برای اقتصاد، مدیریت، اعتماد عمومی و مهم‌تر از همه آبروی اشخاص و خانواده‌ها در بر دارد. حتی برای برقراری رابطه با یک دولت مستقل و آزاد و مقتدر و محبوب و مردمی این چنین ملتمسانه و سر از پا نشناخته سخن گفتن با مصالح کشور منطبق نیست، چه رسد به دولت حسنی مبارک که منفور و ضد مردمی و دلال صهیونیسم و نوکر آمریکاست… شما اگر می‌خواهید با حسنی مبارک رابطه برقرار کنید بسم‌الله، ولی لااقل همان شرط‌هایی که او قبلا پذیرفته بود ولی چون عمل نکرد، حتی وزیر خارجه دولت اصلاحات، که شما آن را دولتی غیرانقلابی و اهل مسامحه می‌دانید، حاضر نشد رابطه برقرار شود، را رعایت کنید. وانگهی، حتی اگر شرط‌ها هم محقق شوند، این شتابزدگی غیرمنطبق با واقع و قبل از طی شدن مراحل قانونی چیست که شما را وارد می‌کند بگویید اگر دولت مصر اعلام آمادگی کند تا پایان وقت اداری همین امروز سفارت ایران را در قاهره برپا می‌کنیم؟ سفارت برپا کردن که خم رنگ‌رزی نیست… ما دوست نداریم رییس‌جمهورمان طوری سخن بگوید و طوری تصمیم بگیرد که به عدم برخورداری از تعادل متهم شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *