عینک

داشتم روی نوشتن مرامنامه کار میکردم، یادم آمد که در این پست قولی داده بودم. یکی از مواردی که اونموقع قصد داشتم بیشتر در موردش توضیح بدم عینک بود:
در سال 1995 مدیران یکی از شرکتهای سازنده قاب عینک در اروپا از کارکنان خود میخواهند که برای افزایش فروش و سود پیشنهادات خود را مطرح کنند. حالا یکی از مسئولین و یا یکی از پرسنل، این روش را پیشنهاد میدهد: یک سایت اینترنتی درست میکنیم. هر کس قصد خرید عینک داشت وارد این سایت شود. عکس خود را آپلود کرده و روی صفحه مونیتور نمایش داده میشود. انواع و اقسام فریم ها و مدلهای تولیدی توسط شرکت را بتواند انتخاب و روی صورت خود بگذارد و نتیجه را ببیند. مثل اینکه در داخل مغازه عینک سازی رفته و دارد مقابل آینه فریم های مختلف را روی صورت خود آزمایش میکند. اگر مدلی را پسندید آنرا سفارش دهد و در صورت تمایل هزینه آنرا نیز از طریق اینترنت پرداخت کند (البته آنموقع هنوز تجارت الکترونیک چندان رونقی نداشت!). آنگاه سایت اینترنتی یک شماره سفارش به او بدهد. متقاضی شماره فوق را برداشته و به نزدیکترین شعبه فروش ما مراجعه کرده و سفارش خود را از فروشنده – که او نیز از طریق سایت قادر به مشاهده مشخصات سفارش مذکور میباشد – تحویل بگیرد.
این کار باعث میشود که اولا متقاضی محدود به زمان خاصی برای انتخاب قاب عینک مورد علاقه خود نباشد و حتی شب و نصفه شب نیز بتواند اینکار را بکند. ثانیا هیچ درگیری بین خریدار و فروشنده – مثلا بدلیل اینکه 40 مدل عینک را در مغازه روی صورت خود گذاشته ولی هیچیک را نپسندیده و می خواهد مغازه را ترک کند – پیش نمی آید. ثالثا بدلیل جدید و شیک بودن شیوه کار، مشتری بیشتری علاقمند به خرید از شرکت ما میشود. رابعا بدلیل جمع آوری متمرکز تقاضاها و علایق مشتریان، امکان برنامه ریزی برای تولید مدلهای مشتری پسندتر بوجود می آید. خامسا نیازی به ایاب و ذهاب بیجای مشتری بین منزل و شعبه های فروش نیست و …
با بکارگیری این شیوه، آن شرکت توانست فروش خود را در سال میلادی بعدی تا 6 برابر افزایش دهد و نه تنها نیازی به اضافه کردن شعبه و نمایندگی نشد، بلکه حدود 250 شعبه از 2000 شعبه خود در سطح اروپا را نیز بست و بدینسان هزینه های فروش خود را نیز کاهش داد.
می دانید فروش 6 برابر یعنی چه؟ یعنی 600 درصد افزایش فروش و این یعنی انقلاب ! تا زمانی که مدیران شرکتها به فکر افزایش فروش یا سود 1 یا 2 یا 10 یا 20 درصدی باشند، هیچ انقلابی در صنعت و تولید و فروش و سود به وقوع نخواهد پیوست.
یکی از علمای بزرگ اسلامی از فرزند خود می پرسد: میخواهی چکاره شوی؟ او پاسخ میدهد میخواهم مثل شما عالم شوم. پدر میگوید: خاک بر سرت! من میخواستم مثل امام صادق (ع) بشم و این شدم. تو که میخواهی مثل من بشی، هیچی نمیشی!!!

در مورد بانک هم در پست دیگری خواهم نوشت. عزت زیاد.

پی نوشت: در مورد بانک قبلا در این پست نوشته ام!



۳ جواب برای “عینک”

  1. با عرض سلام و خسته نباشید.
    ایا در فروشگاه شما عینک مخصوص دیدن مسابقات فوتبال پیدا میشود؟
    عینکی با برزگنمایی بالا که بتواند توپ و ورزشکاران را از هر جای ورزشگاه زیر نظر داشت؟
    اگر بله لطفا قیمت را به همراه شماره تماس ایمیل کنید
    لطفا قیمت مناسب باشه.
    با تشکر قبلی
    طناز امیری

    [پاسخ]

    خسروبیگی پاسخ در تاريخ جولای 11th, 2009 6:37:

    سلام
    لطفا به متن پست بیشتر دقت کنید!

    [پاسخ]

  2. […] در نهاد بشر قرار داده است که بتواند با تشویق همنوع خود؛ انقلاب (کاری بزرگ) کند ❗️ و از طرفی می گریم بخاطر اینکه چرا در […]

دوستانی که نقد میکنند را بیشتر دوست دارم. لطفا اشکالاتم را بگویید تا من ازشما یاد بگیرم و افتخار شاگردی شما نصیبم شود. اگر موافق نظر شما باشم، دیگر پاسخی نمیدهم. اما اگر موافق نباشم یا نکته‌ای را برای تکمیل مطلب لازم به ذکر بدانم، حتما پاسخ را (بر اساس بند 11 مرامنامه) خواهم نوشت. در آنصورت خوشحال خواهم شد که نظر شما را در خصوص ادامه بحث هم بدانم. راستی اگر آدرس ایمیلتان را درست بنویسید؛ پاسخ، برایتان ایمیل میشود. ممنون