آخ جون آخ جون

نمیدونم چرا  یهو یاد این قضیه افتادم

زیدی میگفت:

روزی که هلیکوپتر رییسی فرود سخت کرده بود

یکی از راننده های استیجاری شرکت ما
وقتی خبردار شد

تا رسیدن به مقصد؛ پشت فرمون بشکن میزد و میرقصید و هی میگفت: آخ جون آخ جون آخ جون آخ جون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *