آخ جون آخ جون
توسط خسروبیگی
منتشر شده
عمومی

نمیدونم چرا یهو یاد این قضیه افتادم
زیدی میگفت:
روزی که هلیکوپتر رییسی فرود سخت کرده بود

یکی از راننده های استیجاری شرکت ما
وقتی خبردار شد
تا رسیدن به مقصد؛ پشت فرمون بشکن میزد و میرقصید و هی میگفت: آخ جون آخ جون آخ جون آخ جون