اهمیت سلامت و نگاه مدیریتی انگلیسی در صنعت نفت
خب؛ حتما شنیدید که صنعت نفت ایران بر مبنای سیاستهای انگلیسی بنا نهاده شده؟
گفتم شاید بد نباشه در یک پست به این موضوع بپردازم و از تجربیاتم در این زمینه بگم.
همکاری که در اتاق کار من هست؛ حالش خوب نبود. بهش گفتم بلند شو برو توی نمازخونه استراحت کن. گفت خوشم نمیاد چون ممکنه بعضیا حرفهای بد در موردم بزنن.
گفتمش هر کس حرف زد بگو تا من جوابشو بدم و 2 خاطره زیر را برایش تعریف کردم:
1- در شرکت گاز استان مرکزی؛ یادش بخیر؛ آقای تقوایی رییس لارج خدمات اجتماعی و رفاهی بود. تعریف میکرد میگفت:
زمانی که پالایشگاه آبادان کار میکردیم (قبل از انقلاب 57) اونموقع سطح بهداشت عمومی خیلی پایین بود. رییس خدمات پالایشگاه (که یک فرد انگلیسی بود) دستور میداد که در سرویسهای بهداشتی به اندازه کافی صابون و مایع دستشویی بزاریم. به اندازه کافی شارژ میکردیم اما برخی کارمندان و کارگران برمیداشتند میبردند خانه خودشان و زود خالی میشد. رییس خدمات دوباره دستور میداد که شارژ کنید. میگفتیم بابا؛ جلوشون رو بگیرید نزارید ببرن خونه! میگفت نه! اینها صابون رو که میبرن خونه که نمیخورن. باهاش اعضای خانواده شون بهداشت رو رعایت میکنن و این باعث افزایش سطح بهداشت عمومی میشه و باعث میشه که کمتر مریض بشن و در نتیجه پرسنل بیشتر میتونن کار کنن. چون وقتی پرسنل خودشون یا اعضای خانواده شون مریض بشن اونوقت دیگه نمیتونن درست حسابی کار کنن.
ببینید عمق نگاه سیستمی یک انگلیسی را. همین نگاه باعث شده که در سیستم انگلیسی نفت (که البته الان دیگه چندان آثاری از اون دیدگاههای قدیمی در اون باقی نمونده!!!) در مجموعه مقررات؛ فصلی تحت عنوان “رسیدگی به نگرانیها و گله مندیهای پرسنل” تدوین شده. سیستم مدیریت باید به گونه ای باشه که پرسنل بدون هیچ دغدغه ای بتوانند به بهترین وجه ممکن کار کنند و اگر سازمان برای پرسنل دل بسوزانه و مشکلاتشون رو برطرف کنه؛ پرسنل هم با جون و دل برای سازمان کار میکنند. پرسنل قدیمی نفت میگفتند: قدیمها روز تعطیل اگر ما میومدیم سر کار؛ اضافه کاریمون دو برابر حساب میشد. البته همین سیستم انگلیسی جلوی دغلبازی را هم گرفته ها. در قرارداد پرسنل رسمی نفت اومده که: کارمند موظف است در سراسر طول سال در سرتاسر ساعات شبانه روز هر وقت که شرکت ازش خواست در محل کار حاضر بشه و انجام وظیفه کنه بدون اینکه توقع یک ریال اضافه کاری رو داشته باشه. کسی که عمیق نبینه، میگه عجب! پس اون که تو داری اضافه کار روز تعطیل را دو برابر پول میدی، با این بند سنخیتی نداره! سیستم امضا ازت گرفته که نباید پول اضافه کار بخواهی ولی از اونور هم هواتو داره که بی انگیزه نشی.
بعد از شنیدن این خاطره از آقای تقوایی؛ من که رییس واحد کامپیوتر بودم؛ به پرسنل واحد میگفتم: هر وقت خودتون یا اعضای خانواده تون خدای نکرده مریض شدید؛ برید دکتر و پاس “ماموریت اداری” بزنید. (چون پاس “پزشکی” دنگ و فنگ داره و نیاز به تایید مراجع بهداری شرکت داره. تازه اگر پیش پزشک بیرون برن دنگ و فنگش بیشتره). خلاصه به زیرمجموعه میگفتم از نظر موضوع پر اهمیت بهداشت و سلامت؛ باید مطمئن باشم که دغدغه ای ندارید.
2- همونطور که در اینجا نوشتم؛ سرپرستی داشتیم در پتروشیمی اراک (قبل از اینکه من به گاز استان مرکزی برم) …
…. روزی برای گرفتن مرخصی ساعتی نزد ایشان رفتم.
گفت: میخوای کجا بری؟
گفتم: شهرک مهاجران (انموقع ساکن آنجا بودیم)
– برای چی میخوای بری؟
+ خانمم را ببرم دکتر!
– برای چی تو میری خانمت را میبری دکتر؟
+ پس میخواستی کی ببره؟!
– خب، حالا برای چی میخوای ببریش دکتر؟
+ دندونش درد میکنه.
– برای چی دندونش درد گرفته؟
+ نمیدونم!
– خب، حالا کی دندونش خوب میشه؟؟؟
– !!!!!!!!!!
خلاصه این نمونه ای از اخلاق ایشون بود و همچنین مدیریتش!!!
از پتروشیمی اراک تقاضای انتقالی دادم و در تهران (پس از طی مراحلی طولانی) به شرکتهای غیر پتروشیمی معرفی شدم برای کاریابی (در سطح نفت – که خود داستانش مفصل است…). نامه ای دادند و بردم به دفتر مرکزی شرکت ملی پالایش و پخش. آقایی دنیادیده و پخته (که متاسفانه اسمش یادم نیست) و به معنای واقعی کلمه “آقا” بود؛ نامه مرا گرفت و گفت: شما برو با آقای فلانی اول مصاحبه فنی تخصصی ازت بگیره بعد اگر قبول شدی بیا من فقط یک سوال ازت دارم.
رفتم مسئول مربوطه را پیدا کردم و باهام مصاحبه کرد و مرا تایید کرد و گفت: برو پیش همان “آقا” من تلفنی بهش زنگ میزنم و میگم که شما از نظر فنی تخصصی قبولی.
به همان “آقا” مراجعه کردم. گفت من فقط یک سوال ازت دارم. گفتم بفرمایید.
– جایی که الان کار میکنی؛ با مسئولت درگیر هستی یا نیستی؟
+ چطور مگه؟
– اغلب کسایی که انتقالی میگیرند؛ درگیرند و اغلب کسایی که جای من نشستن، فکر میکنن متقاضی انتقالی مقصره. اما تجربه به من ثابت کرده که همواره اینطور نیست و من با کسایی سروکار داشتم که فهمیدم رییسش مقصر درگیری هست!
+ حالا که صادقانه گفتید من هم صادقانه جوابتون رو میدم. بله من درگیرم ولی برای اینکه بدانید مقصر کیه یک نمونه براتون تعریف میکنم…
و داستان فوق (مرخصی ساعتی) رو براش تعریف کردم.
ایشون گفت: پس دوباره بر من ثابت شد که متقاضی انتقالی مقصر نیست بلکه رییس یا سرپرستش مقصره.
البته ایشان هم انتقال مرا به مجموعه پالایش و پخش در همان سال تایید کرد. اما چون چند روز بعد؛ انتقالی به گاز استان مرکزی اوکی شد؛ اونموقع به پخش و پالایش نرفتم. بلکه چند سال بعد قسمت شد که در پخش و پالایش خدمت کنم …
