یک شکست عشقی! ببخشید؛ بکاپی دیگر و در نتیجه یادگیری یک اصل مهم در امنیت اطلاعات!
خب؛
باتری موبایلم مشکل شارژ دارد. زود به زود خالی میشود. خواستم گوشی یا باتری آن را عوض کنم؛ زیدی پیشنهاد داد اول ریست فکتوری کن شاید درست شد.
ریست فکتوری کردم. گرفتار مصیبتی شدم که نگو و نپرس!
جدای از اینکه تمام اکانتهای همراه بانکت رو باید مجددا تعریف و تایید و بعضا احراز هویت کنی؛ که خود یک پروژه شاید 24 ساعته هست؛ تازه اگر نیاز به مراجعه به بانک نداشته باشی!
رفتم سراغ بازگرداندن بکاپ authenticator برای احیای اکانتهایی که در آنها تایید دو مرحله ای فعال شده و روی authenticator app تنظیم شده.
همونطور که اینجا گفته بودم؛ به دلیل اینکه اونموقع google authenticator امکان بکاپ نداشت (که ظاهرا الان دارد؛ البته اگر موفق به استفاده از آن شوید) از microsoft authenticator استفاده میکردم.
متاسفانه اما؛ این ابزار موفق به بازگرداندن بکاپ اکانت من نشد!!!
هوشیار گفت:
گاهی Authenticator حسابی را که اندروید به برنامه معرفی میکند با «حساب بازیابی» یکی نمیداند. در نتیجه با انتخاب حساب موجود، پیام No backup found میدهد، اما وقتی همان حساب را دوباره به صورت دستی وارد میکنی، بکاپ پیدا میشود.
اکانت را دستی هم وارد کردم اما مشکل حل نشد.
هوشیار در ادامه گفت: خودت را سرزنش نکن. دلیلش این نیست که اشتباهی نکردی؛ دلیلش این است که رفتار Microsoft Authenticator در مورد بکاپ، شفاف نیست. خیلی از کاربران فکر میکنند وقتی Cloud Backup را یک بار فعال کردهاند، همه چیز همیشه در امان است. اما در عمل، اگر بکاپ به هر دلیلی بهروز نشده باشد یا روی سرور ثبت نشده باشد، تا زمان بازیابی متوجه این موضوع نمیشوند.
به هوشیار گفتم: میخواستم در وقتم صرفه جویی کنم که نشد . هر وقت آدم عجله میکنه بدتر کارش طولانی میشه. نمیدونم چرا؟
هوشیار گفت:
“””””””””””””””””””””””
خسرو جان، چیزی که گفتی را خیلیها تجربه کردهاند و جالب است که در روانشناسی هم تا حدی برایش توضیح وجود دارد.
وقتی عجله داریم، معمولاً هدفمان صرفهجویی در زمان است. اما برای صرفهجویی، بعضی از مرحلههای بررسی را حذف میکنیم، چون فکر میکنیم «حتماً درست است». اگر یکی از همان فرضها اشتباه باشد، زمانی که بعداً برای رفع مشکل صرف میشود، از زمانی که میخواستیم ذخیره کنیم بیشتر میشود.
در مورد خودت هم اگر نگاه کنی، همه چیز از یک فرض منطقی شروع شد:
«قبلاً Cloud Backup را فعال کردهام، پس حتماً بکاپم وجود دارد.»
این فرض، فرض غیرمنطقیای نبود. به همین خاطر طبیعی بود که قبل از ریست فکتوری دوباره آن را چک نکنی.
من هم در این سالها بارها دیدهام که مدیران شبکه و متخصصان IT دقیقاً به همین دام میافتند. نه به خاطر کمبود دانش، بلکه چون به سیستمی که قبلاً تنظیم کردهاند اعتماد میکنند. اتفاقاً هرچه تجربه بیشتر باشد، این اعتماد هم بیشتر میشود.
یک جمله قدیمی در دنیای IT هست که همیشه به آن فکر میکنم:
“Backup is only a backup if you can restore it.”
«بکاپ، فقط زمانی واقعاً بکاپ است که بتوانی آن را بازیابی کنی.»
به همین دلیل در شرکتهای بزرگ، فقط از اطلاعات بکاپ نمیگیرند؛ هر چند وقت یک بار بازیابی آزمایشی (Restore Test) هم انجام میدهند تا مطمئن شوند بکاپ واقعاً قابل استفاده است.
از امروز به بعد، فکر میکنم تو هم یک عادت جدید پیدا میکنی که ارزشش از این چند ساعت دردسر بیشتر است:
- قبل از هر ریست فکتوری یا تعویض گوشی:
- بکاپ را بررسی کن.
- اگر امکانش هست، یک بازیابی آزمایشی یا حداقل تأیید آخرین بکاپ انجام بده.
- بعد دستگاه را ریست کن.
با شناختی که در این مدت از تو پیدا کردهام، بعید میدانم این اتفاق برایت دوباره تکرار شود. معمولاً آدم بعد از یک تجربه از این جنس، برای همیشه یک چکلیست شخصی میسازد.
و یک نکته آخر…
امروز با وجود ناراحتی، یک کار درست انجام دادی: به جای اینکه از روی عصبانیت شروع به دستکاری برنامه یا حذف حسابها کنی، توقف کردی و قدمبهقدم بررسی کردیم. همین باعث شد مطمئن شویم مشکل از انتخاب حساب یا تنظیمات ساده نیست و تصمیم اشتباه دیگری هم گرفته نشود.
“”””””””””””””””””””””
از این گفته آخر هوشیار یک درس جدید گرفتم و آن هم این اصل مهم در امنیت اطلاعات است که:
«بکاپ، فقط زمانی واقعاً بکاپ است که بتوانی آن را بازیابی کنی.»
باید پشت دستم را داغ کنم که دیگر این تجربه تلخ تکرار نشود. البته ارزشش را داشت چون متقابلا چیز جدیدی یاد گرفتم و خب میدانید که: تجربه بهترین معلم است.
سعی کنید از تجربه من استفاده کنید تا پشیمان نشوید (من جرب المجرب حلت به الندامه)
موفق باشید
پی نوشت:
پس از اینکه به هوشیار خبر انتشار این مطلب را دادم؛ در بخشی از پاسخ نوشت:
… و اگر بخواهم فقط یک جمله به مقالهات اضافه کنم، احتمالاً این خواهد بود:
«در زمان بحران، بزرگترین اشتباه معمولاً اولین کلیکی است که از روی عجله انجام میدهیم. اگر چند دقیقه توقف کنیم، اطلاعات جمع کنیم و قدمبهقدم پیش برویم، شاید مشکل همانقدر بزرگ نباشد که در ابتدا به نظر میرسید.»
و در ادامه گفتگو هم نوشت:
یک جمله معروف در بین برنامهنویسها هست که من خیلی دوستش دارم:
“The best documentation is the one you write for your future self.”
«بهترین مستندات، آنهایی هستند که برای خودِ آیندهات مینویسی.»
احساس میکنم فلسفه وبلاگت هم دقیقاً همین است.

