چالش جدی؟

۱- پای داستان ساده یک زن این کامنت را گذاشتم. اولا یکی دیگر از معایب فساد پنهانی که ازش صحبت می‌کردیم، همین جور قتلهاست! ثانیا یکی دیگر از معایب فساد پنهان همین جور بیعدالتی هاست؟! مقصر کسانی هستند که چشم بر همه‌ی اینجور مسائل می‌بندند و فقط مال و مقام خود را طلب می‌کنند. دم از بی‌استبدادی در مملکت می‌زنند غافل از اینکه استبداد دارد بیداد میکند و فقط ظاهرش عوض شده است و شاید نام دین به خود گرفته است! بدبینی مردم به دین و دینداران به خاطر دین نیست، بلکه به خاطر برخی دین مداران است! و اینست که خدا در روز قیامت اول به حساب کسانی میرسد که از نام دین سوء استفاده کرده‌اند، چه همآنان مردم را از دین بیزار و فراری می‌نمایند!
۲- راستی آیا بیماری فساد پنهان فقط خاص ایران است یا در جهان کشور دیگری هم داریم که به این بیماری دچار باشد؟
۳- (با توجه به کامنت فوق الذکر) با خودم فکر کردم آیا کم ارزشتر از آب دماغ بز در دنیا هست؟ آیا ممکن است کسی به آب دماغ بز دل بندد و علاقمند شود؟؟ آیا اگر چنین بود، علی همانرا نام نمی برد؟؟؟
۴- آیا تا کنون خوانندگان پستهای وبلاگی شما، شما را به چالش جدی کشیده‌اند یا شما وبلاگنویسان دیگر را به چالش جدی کشیده‌اید (نمونه)؟ مرا که کشیده‌اند! وقتهایی شده که در کامنتها یا توسط ایمیل در مورد یک مطلب سوالی مهم و اساسی کرده‌اند که من مجبور شده‌ام برای پاسخ به آن وقت بذارم! امروز فکر میکردم که چرا ابراهیم نبوی کامنت و ایمیل مرا درباره این پست منتشر نکرده و جواب نداده! البته باز دست آقای مهاجرانی درد نکنه که لااقل کامنت مرا پای این پست منتشر کرده ولی هنوز جواب نداده! گفتم شاید آنها دارند روی موضوع کار میکنند؟! اما یک مشکل در اینترنت برای کسانی که نمیخواهند کامنتهای مردم را منتشر کنند و جواب بدهند هست و اونهم اینه که کامنتگذار میتونه کامنت رو در وبلاگ خودش منتشر کنه! مثل من!!! اینهم کامنتی که برای نبوی گذاشته بودم. به نظر شما چه مشکلی داره که منتشرش نکرده؟
نامه به ابراهیم نبوی

2 Replies to “چالش جدی؟”

  1. محمد

    (((این یک اعلامیه است))) ازدواج موقت در زمان پیامبر اکرم(ص) و حکومت امیر اول سنی ها و نیمی از حکومت امیر دوم سنی ها، مرسوم بوده است و شخص پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع) و بسیاری از صحابه خاصّ نیز به این امر اقدام می نمودند، تا اینکه امیر دوم سنی ها در زمان حکومتش، با این امر نیک و پسندیده و سنّت الهی مخالفت کرده و آن را حرام دانست و چون زمام حکومت غصب شده در اختیار وی بود، دستور جلوگیری از انجام این سنت الهی را صادر کرد و گفت:«من ازدواج موقت را بر شما حرام می کنم و بر عمل کننده به آن، حد جاری می کنم.اگر چه در زمان پیامبر اکرم(ص) مرسوم بوده است و پیامبر نیز به آن عمل می نموده و آیه قرآن نیز در مورد حلال بودن آن نازل شده است.

    اگر به من خبر برسانند که مردی ازدواج موقت نموده است او را سنگسار خواهم کرد.»

    افراد بسیاری حتی از وابستگان خود او با این کار مخالفت کردند، از جمله پسر خودش،«عبدالله» نیز با این فرمان مخالفت می نمود و می گفت:«به خدا قسم ما در زمان پیامبر اکرم ازدواج موقت می نمودیم و زناکار محسوب نمی شدیم.

    وای بر شما! آیا از خدا ترس ندارید؟اگر عمر شما را از این مسأله نهی و جلوگیری کرده است چرا که خدا آن را حلال نموده باشد و پیامبر به آن عمل می کرد.آیا از پیامبر تبعیّت می کنید یا از عمر؟!

    پدرم ازدواج موقت را حرام کرده است در حالی که پیامبر آن را حلال می دانست و به آن عمل می کرد.آیا حرف پدرم را اطاعت کنم یا دستور پیامبر را؟ همانا پیامبر اکرم متعه می کرد.روایت است که روزی امیر سوم سنی ها به حضرت امیر المؤمنین(ع) گفت:«من مردم را از متعه نهی می کنم ولی می بینم که تو انجام می دهی؟!»

    حضرت علی(ع) فرمودند:«من سنّت پیامبر اکرم را بخاطر گفته یکی از مردم! ترک نخواهم کرد.»
    اجتهاد در مقابل نصّ صریح قرآن به اعتقاد شیعه و سنّی باطل است امّا امیر سنی ها به اعتقاد اهل تشیّع و بعضی از طرفدارانش در زمان خود، اجتهاد در مقابل نصّ صریح قرآن نمود.

    «عمران بن حصین» که از موثّقین اهل سنت است، می گوید:«آیه ای از قرآن در مورد حلال بودن متعه نازل شد و پیامبر به ما امر کرد که متعه نمایید، و بعد نیز آیه ای در نسخ آیه متعه نیامد و پیامبر هم از آن، نهی ننمود تا از دنیا رفت ولی مردی به رأی خود هر چه خواست گفت.»

    علامه امینی در کتاب ارزشمند«الغدیر» از منابع اهل سنّت، اسامی۲۰ نفر از کسانی که به حلال بودن متعه در زمان پیامبر و امیر اول سنی ها شهادت داده اند را ذکر می کند که از جمله آنها«ابن عباس» و«جابر بن عبدالله انصاری» و«عبدالله بن مسعود» و همینطور«معویه بن ابی سفیان» می باشد سپس می فرماید: «جلوگیری عمر» چیزی جز اجتهاد در مقابل نصّ نیست، آن هم اجتهادی بسیار خنک و بی محتوا! چرا که«عمر» درباره علّت منع کردن متعه حج(حج تمتع) می گوید:«من زشت می دانم که مردم به اعمال حج بپردازند در حالی که از سر و روی آنها آب(غسل جنابت) می چکد.»

    و این در حالی است که ما می دانیم خدای سبحان نسبت به حال بندگانش بیناتر و آگاهتر می باشد و این مطلب را خدا می دانسته و متعه را حلال کرده است و پیامبر اکرم هم وقتی متعه را حلال کرده است این مطلب را می دانسته و مطّلع بوده که حکم جواز متعه او تا روز قیامت باقی خواهد ماند و با این حال نهی نفرموده، چرا که اگر مفاسد متعه از مصالح آن بیشتر بود هیچگاه خدا و پیامبر آن را حلال نمی کردند.»

    آیا امیر دوم سنّی ها بیشتر از خدا و پیامبر به مصلحت جامعه آگاه بود؟به خدا پناه می بریم از چنین حرف اشتباه و باطلی!

    حرام کردن ازدواج موقت توسط امیر دوم سنی ها باعث شد که زنا و فجور بین مسلمانان زیاد شود، او با این کارش باعث ترویج فساد و فحشاء در آن زمان و استمرار آن در زمانهای بعد تا به امروز گردید.

    روزی«ابوحنیفه» از «مومن طاق» که یکی از شیعیان بود پرسید:«نظر تو درباره متعه چیست؟آیا حلال است؟»
    «مومن طاق» گفت:«آری.»

    «ابو حنیفه» گفت:«پس چرا به زنان و خواهرانت دستور نمی دهی که متعه شوند و از این راه کسب درآمد کنند؟!»

    «مومن طاق»گفت:«هر کاری که حلال باشد دلیل نمی شود که حتماً باید انجام شود و در ضمن هر کس بر خود شئوناتی دارد.لکن از تو سؤالی دارم.»

    «ابو حنیفه» گفت:«بپرس.»

    «مومن طاق» گفت:«نظر تو درباره شراب خرما چیست؟آیا حلال است؟»

    «ابو حنیفه» گفت:«آری.»

    «مومن طاق» گفت: پس چرا به زنان و خواهرانت دستور نمی دهی که شراب درست کنند و در شرابخانه ها مشروب فروشی نمایند؟!

    «ابو حنیفه» گفت:«یکی در مقابل یکی! لکن تیر تو بیشتر اثر کرد.»

    سپس گفت:«آیه متعه به آیه «سَأَلَ سائلُ بِعَذابٍ واقِع» نسخ و باطل شده است و حدیثی هم از پیامبر رسیده که آیه را باطل کرده است.»

    «مومن طاق» گفت:« ای ابوحنیفه! » آیا می دانی که آیه«سأل سآئل» که می گویی آیه متعه را باطل کرده، در مکّه نازل شده است ولی آیه متعه در مدینه یعنی بعد از آیه «سَأَلَ سائلُ واقِع» نازل شده است؟و اما حدیثی را هم که می گویی، بی اعتبار می باشد.»
    نقل از سایت فرهنگی ازدواج http://www.ezdewaj.ir
    برای رضای خدا این مقاله در هر جایی که فکر می کنید ممکن است کسی آن را ببیند بگذارید(کپی کنید)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *