خاطره پنجمین گردهمایی سراسری دانش آموختگان صنعتی اصفهان

روز ۲۲ اردیبهشت ۸۹ در گردهمایی دانش آموختگان دانشکده برق و کامپیوتر دانشگاه صنعتی اصفهان حضور یافته بودم که گزارش آن در اینجا آمده است.

روز ۶ شهریور ۹۳ در چهارمین گردهمایی سراسری دانش آموختگان حضور یافته بودم که خاطرات آنهم در اینجا مختصری تشریح شده

و بالاخره در مورد پنجمین گردهمایی که دعوتنامه اش اینجاست  …

این همایش مصادف بود با چهلمین سالگرد تاسیس دانشگاه

باتفاق همسرم به دانشگاه رفتیم. و اما نکاتی چند:

۱- قبل از رسیدن به میدان استقلال اصفهان؛ ناگهان متوجه تابلویی شدم که به درب جدید ورودی دانشگاه اشاره میکرد! از آن درب وارد شدیم و سر از بالای خوابگاه ۳ در آوردیم

۲- دوستان کم تعداد بودند و هر یک به دلیل مشغله ای فرصت حضور نیافته بودند. آقایان اکبر محمدی – محمد حسین جبروتیان – حسین بهرامی – مسجدی – فدایی – میرمحمد صادقی را دیدم.

۳- آنجا فهمیدم که آقای حسین زمان  دانشجوی ورودی ۵۶ (سال تاسیس دانشگاه) بوده

۴- فیلمی طنز در باره دانشگاه توسط روابط عمومی تهیه شده بود که پخش شد و واقعا خیلی جالب بود. کاش بتوانیم به گونه ای به دستش آوریم!

۵- پس از پذیرایی؛ گروه موسیقی آمدند و در آخر “فاصله ها” را اجرا کردند. بعدش آقای زمان و چند نفر دیگر از دانشجویان قدیمی کادویی به آقای دکتر مدرس هاشمی تقدیم کردند. وقتی خواستند سن را ترک کنند؛ گروه موسیقی آقای زمان را صدا کردند و مجری گفت:

گروه موسیقی آقای زمان را برد

۶- آقای دکتر امیدی مرا شناخت و جالب اینست که یادش بود که در گردهمایی دانش آموختگان دانشکده برق و کامپیوتر حضور داشتم. ایشان دبیر هجدهمین کنفرانس مهندسی برق ایران بود و تعریف کرد که حتی تا روز قبل از همایش صندلیهای همین سالن شیخ بهایی نصب نشده بودند.  آن همایش اولین همایشی بوده که در سالن شیخ بهایی برگزار شده و برای برگزاری آن سختیهایی فراوانی کشیده بودند. دست مریزاد

۷- قصد داشتم در بخش خاطره گویی شعر “بچه های پشت کوه سید ممد” را بخوانم که گفتند وقت کم است و فرصت نیست!

۸- در صف شام، از آقا و خانمی که به همراه فرزند کوچکشان حضور یافته بودند؛ پرسیدم: شما دانشجوی اینجا بوده اید؟  فرمودند هر دو بوده ایم و الان هم هستیم.در دوره لیسانس همکلاس بوده و ازدواج کرده ایم و الان فوق میخوانیم. خاطرات دفعات قبل  را که تعریف کردم؛ و اینکه ورودی ۶۵ بوده ام؛ آن خانم گفتند:

چه جالب! من متولد ۶۵ هستم.

جای دوستان خالی. خیلی خوش گذشت. امید که این فرصتها تداوم یابد و البته با حضور پرتعدادتر دوستان

 

 



دوستانی که نقد میکنند را بیشتر دوست دارم. لطفا اشکالاتم را بگویید تا من ازشما یاد بگیرم و افتخار شاگردی شما نصیبم شود. اگر موافق نظر شما باشم، دیگر پاسخی نمیدهم. اما اگر موافق نباشم یا نکته‌ای را برای تکمیل مطلب لازم به ذکر بدانم، حتما پاسخ را (بر اساس بند 11 مرامنامه) خواهم نوشت. در آنصورت خوشحال خواهم شد که نظر شما را در خصوص ادامه بحث هم بدانم. راستی اگر آدرس ایمیلتان را درست بنویسید؛ پاسخ، برایتان ایمیل میشود. ممنون