مرسی!

در دوره تحصیل لیسانس یک هم اتاقی شمالی داشتیم به نام اسماعیل دهباشی‌نیا (که البته فامیلی‌اش را ظاهرا به حنیف‌نیا عوض کرد)! یک روز شعر زیر را سرود:

ای خدایی که خالق خرسی
از اینکه ما را آفریدی، مرسی!

یادش بخیر. هر کجا هست به سلامت باشد. من از اینجا به ایشان و نیز سایر دوستان قدیمی که مدتی یا مدتهاست از هم دوریم، سلام و درود میفرستم. شاد باشید و سربلند و به امید دیدار.


» پست پارسال: گزارش آشنایی با مرکز سامانه ۱۳۷ شهرداری تهران



دوستانی که نقد میکنند را بیشتر دوست دارم. لطفا اشکالاتم را بگویید تا من ازشما یاد بگیرم و افتخار شاگردی شما نصیبم شود. اگر موافق نظر شما باشم، دیگر پاسخی نمیدهم. اما اگر موافق نباشم یا نکته‌ای را برای تکمیل مطلب لازم به ذکر بدانم، حتما پاسخ را (بر اساس بند 11 مرامنامه) خواهم نوشت. در آنصورت خوشحال خواهم شد که نظر شما را در خصوص ادامه بحث هم بدانم. راستی اگر آدرس ایمیلتان را درست بنویسید؛ پاسخ، برایتان ایمیل میشود. ممنون