خب، که چی؟!

شاید بتوان گفت  یکی از خوبیهای سهمیه‌بندی بنزین اینست که با اتمام سهمیه خودروی خود، مجبور به تاکسی‌سواری (و سایر وسایل حمل و نقل عمومی) میشوید. خوبیش به اینه که مردمی میشوید! برخی بلاگرها، برخی پستهای خود را به تاکسی‌گویی اختصاص میدهند. در تاکسی مردم میگویند: خب، که چی؟

این سوال در ارتباط با این دادگاههای اعترافات مطرح میشود. سوال بعدی اینست که: خب، آخرش؟!

اگر اینها را بکشند که خوب نیست چون اعتراف کرده‌اند. و اگر آزاد کنند، خوب نیست چون بعد از آزادی خواهند گفت که همه‌ی اعترافات اجباری بوده. متاسفانه یا خوشبختانه، به نظر میرسد در اردوگاه آقایان هیچ عاقبت‌اندیشی نیست که پاسخی برای این دست سوالات داشته باشد وگرنه اینطور نمیشد!



دوستانی که نقد میکنند را بیشتر دوست دارم. لطفا اشکالاتم را بگویید تا من ازشما یاد بگیرم و افتخار شاگردی شما نصیبم شود. اگر موافق نظر شما باشم، دیگر پاسخی نمیدهم. اما اگر موافق نباشم یا نکته‌ای را برای تکمیل مطلب لازم به ذکر بدانم، حتما پاسخ را (بر اساس بند 11 مرامنامه) خواهم نوشت. در آنصورت خوشحال خواهم شد که نظر شما را در خصوص ادامه بحث هم بدانم. راستی اگر آدرس ایمیلتان را درست بنویسید؛ پاسخ، برایتان ایمیل میشود. ممنون