شدت و ضعف و ایضا جهاد اقتصادی

۱- خیلی خسته ام و از خستگی زیاد خوابم نمیبره!

۴- فدائی: وقتی کسی را خیلی خیلی قبول داشته باشی، اگر بگه برو تو آتیش، بی تامل میری. میگویند شخصی به امام حسن (ع) مراجعه کرد و گفت چرا به جهاد با معاویه برنمیخیزی؟ همان وقت یکی از یاران صدیق حضرت وارد شد. حضرت به او گفت وارد تنور روشن و داغ شو و او بی تامل وارد شد! حضرت به سوال کننده گفت اگر چند فدایی مثل این داشتم، جهاد میکردم.
۳- طرفدار دو آتیشه
۲- طرفدار / موافق
۱- بی تفاوت / بی طرف
۰- نقطه عطف (انتخابات)
۱- منتقد
۲- مخالف
۳- معاند
۴- متنفر: دیگه تحمل دیدن طرفو نداره. شاید هم آرزوی مرگشو داره

نمیدونم منحنی تغییرات شدت و ضعف حب و بغض رو به درستی ترسیم کردم یا نه؟!

یادم نمیاد قبل از شروع تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ آرزوی مرگ کسی رو کرده بودم یا نه. اما یادمه که از وقتی خاتمی یا میرحسین (؟) گفت ما نباید آرزوی مرگ دیگران رو داشته باشیم، همه‌ش مواظب بودم که از خدا مرگ کسی رو نخوام. اما مگه میشه کسی از کسی متنفر باشه و از مرگش خوشحال نشه؟!

۲- از دیدگاه بهره‌وری، شما باید فعالیتها رو با شاخصهایی قابل اندازه‌گیری بسنجید و عملکرد خودتون  رو با گذشته‌ی خود  و با دیگران (تاکید میکنم؛ و با دیگران! خنده داره اگر ما خودمون رو، فقط با خودمون مقایسه کنیم. برای توضیحات بیشتر ۱=۵۵ را بخوانید) مقایسه کنید. حال سوال اینه:

ما در سال گذشته که سال همت مضاعف و کار مضاعف بود، آیا مضاعف بودیم؟

اگر صرفا بخواهیم با حرف و شعار پیش بریم به جایی میرسیم؟ آیا به نظر شما ما تا بحال به جایی رسیده‌ایم؟
به کجا رسیده‌ایم؟؟؟

ببینید، من معتقدم ما اگر می‌آییم و سالی را مثلا سال صرفه‌جویی می‌نامیم، باید در طول سال و در پایان سال بیاییم و با در نظر گرفتن یک سری شاخصهای درست و درمون کارشناسی شده و قابل اندازه‌گیری که ضمنا متناقض و متضاد با پارامترها و عوامل تعیین کننده پیشرفت و توسعه و تکنولوژی نباشه، اندازه بگیریم ببینیم چقدر صرفه‌جویی کرده‌ایم؟ آیا به اندازه هزینه‌ای که صرف تبلیغ “سال صرفه‌جویی” کرده‌ایم، صرفه‌جویی کرده‌ایم؟

مشکل ما اینه: یه وقتی در پتروشیمی اراک بودم. میگفتند فلانی (ظاهرا رییس مجتمع) مثلا در طول سال ۲ میلیون تومان در هزینه غذا صرفه‌جویی کرده و عوضش به خودش و مسئولین بالاترش بخاطر این مقدار صرفه‌جویی، ۲۰ میلیون تومان پاداش داده‌اند!

آیا در طی سال گذشته و یا در پایان آن آمدند و با ملاک و معیارهای درست و حسابی محاسبه کردند ببینند ما چقدر کار کرده‌ایم؟ حالا همتش را ولش کن که قابل اندازه‌گیری نیست! شاید هم هست و من نمیدانم. اما کار که خب قابل اندازه‌گیریه.

کی میتونه به من بگه ما در سال ۸۸ چقدر کار کردیم و  در سال ۸۹ چقدر؟ و با این حساب آیا سال ۸۹ واقعا سال کار مضاعف بود یا فقط حرفشو زدیم؟! (مثل ۲ برابر گبل از…) خداییش کدوم یکی از ماها و یا مسئولین در سال ۸۹ در مقایسه با سال ۸۸ مضاعف کار کرد؟؟؟ یا شاید اصلا برعکس؛ بطور مضاعف، کم‌کاری کردیم!!!

فکر کنم سال ۸۸ سال صرفه‌جویی بود. اگر اینطور بود کی اومد و حساب کرد که درسال ۸۷ چقدر خرج کردیم و در سال ۸۸ چقدر و آیا واقعا صرفه‌جویی شد یا نه؟ و اگر نه، چرا؟؟؟ شاید اگر صرفه‌جویی نشد، یکی از دلایلش این بود که اون سال را سال صرفه‌جویی نامیدیم؟!

مشکل ما اینه که فکر میکنیم صرفه‌جویی یعنی مثلا اگر سال ۸۷ پول آب و برق اداراتمان ۱۰ هزار تومان شده، در سال ۸۸ (بدون در نظر گرفتن سایر عوامل) باید کاری کنیم که پول آب و برق کمتر از ۱۰ هزار تومان بشه. تا وقتی این طرز تفکر در مدیران و مسئولان ما حاکم باشه، قطعا به جایی نخواهیم رسید و بنابراین بهتره بیخود شعار هم ندیم تا کمتر ضایع بشیم…

۳- در زمینه اقتصاد ما در چه نقطه‌ای قرار داریم؟ مقایسه با دیگران یادمان نرود – البته منظورم از دیگران، کشورهای عقب مانده نیست. منظورم کشورهای پیشرفته و توسعه یافته است.  و در نتیجه جهاد اقتصادی به چه نقطه‌ای میخواهیم (یا باید) برسیم؟ آیا ساز و کار لازم برای رسیدن به هدف فراهم است؟

ما که هنوز بودجه سال ۹۰ مان تصویب نشده، چطور میخواهیم جهاد اقتصادی کنیم؟ آیا ما که برای اولین بار پس از انقلاب شکوهمند اسلامی، بودجه سال بعدمان دیر به مجلس تقدیم شده و مجلسمان هم تصویبش نکرده؛ میتوانیم ادعا یا قبول کنیم که در سال گذشته دوبله کار کرده‌ایم؟؟؟

(حالا تازه شانس اوردیم که دوبله کار کردیم! اگر عادی کار میکردیم که لایحه بودجه سال ۹۰ را در اسفند ۹۰ به مجلس تقدیم میکردیم و اسفند ۹۱ هم تصویب میشد!!!)

۴- این تصاویر گوگل ارث رو، با جابجا کردن موس به چپ و راست ببینید. مربوط به قبل و بعد از زلزله ژاپنه!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *